میراث آریا: این بار مقصد من شهر ری بود؛ سرزمینی که هر گوشهاش نشانی از تمدن، فرهنگ و خاطرههای دور دارد. در میان آثار تاریخی این شهر، برج طغرل با قامت استوار و معماری چشمنوازش، مرا به سفری در دل تاریخ برد؛ سفری که در آن، هر آجر میتوانست راوی بخشی از گذشته باشد.
برج طغرل در شرق آرامگاه ابنبابویه، در خیابان ابنبابویه شهر ری قرار دارد و از آثار بهجامانده از دوره سلجوقیان است. این بنا را آرامگاه طغرلبیک، بنیانگذار سلسله سلجوقی، میدانند؛ شخصیتی که نامش با یکی از دورههای مهم تاریخ ایران گره خورده است. همین موضوع، بازدید از برج را برای من فراتر از تماشای یک بنای تاریخی میکرد؛ گویی در برابر بخشی از حافظه تاریخی سرزمینم ایستاده بودم.
با نزدیک شدن به برج، نخستین چیزی که توجهم را جلب کرد، عظمت و سادگی آن بود. بنایی که بدون زرقوبرقهای امروزی، با تکیه بر هنر معماران گذشته، همچنان استوار ایستاده است. ارتفاع برج حدود ۲۰ متر است؛ البته این اندازه، گنبد مخروطیشکلی را که گفته میشود در گذشته بر فراز آن وجود داشته و امروزه اثری از آن باقی نمانده، در بر نمیگیرد.
وقتی به دیوارها و نظم آجرچینی آن نگاه میکردم، به این فکر افتادم که معماران آن روزگار چگونه توانستهاند با مصالحی ساده، چنین اثری ماندگار خلق کنند. در اینجا آجر فقط یک عنصر ساختمانی نیست؛ بخشی از زبان معماری ایرانی است که با تناسب، نظم و ظرافت، شکوه بنا را به نمایش میگذارد.
اما آنچه برج طغرل را برای من جذابتر میکند، تنها معماری آن نیست؛ بلکه رازهایی است که درباره کارکرد و ویژگیهایش مطرح شده است. به اعتقاد برخی کارشناسان، برج طغرل به نوعی شبیه ساعت عمل میکرده است؛ به این معنا که میتوانستهاند با توجه به تابش آفتاب و سایههایی که بر کنگرههای برج میافتاده، زمان را تشخیص دهند. تصور اینکه انسانهای قرنها پیش، با مشاهده حرکت خورشید و شناخت نور و سایه، راهی برای سنجش زمان یافته باشند، برایم شگفتانگیز است. البته این دیدگاه در شمار نظریههای مطرحشده درباره بناست و نباید آن را بدون بررسی بیشتر، یک واقعیت قطعی تاریخی دانست.
در جریان این گشتوگذار، بیش از هر چیز به پیوند میان هنر، دانش و زندگی در گذشته فکر کردم. گاهی ما آثار تاریخی را فقط بهعنوان بناهایی قدیمی میبینیم، درحالیکه پشت هرکدام از آنها، اندیشه، تجربه و مهارت انسانهایی قرار دارد که با امکانات زمان خود، دست به آفرینش زدهاند.
قدم زدن در اطراف برج، فرصتی بود تا از شتاب روزمره فاصله بگیرم و با دقت بیشتری به جزئیات نگاه کنم. برای من، بازدید از چنین مکانهایی تنها دیدن یک اثر تاریخی نیست؛ فرصتی است برای شناخت ریشههای فرهنگی، تأمل درباره گذشته و درک مسئولیتی که در قبال حفظ میراثمان داریم.
شهر ری با پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی خود، ظرفیت بسیاری برای گردشگری فرهنگی دارد. برج طغرل نیز میتواند یکی از ایستگاههای مهم در مسیر شناخت این شهر باشد؛ بهویژه اگر بازدید از آن با معرفی دیگر جاذبههای تاریخی و فرهنگی ری همراه شود.
به باور من، میراث فرهنگی زمانی زنده میماند که از پشت ویترینها و صفحات کتابها بیرون بیاید و در زندگی مردم حضور پیدا کند. وقتی خانوادهها، دانشآموزان، دانشجویان و علاقهمندان به تاریخ از چنین بناهایی بازدید میکنند، گذشته فرصتی دوباره برای گفتوگو با امروز پیدا میکند.
هنگام ترک برج طغرل، تصویر آجرهای قدیمی و قامت استوارش در ذهنم باقی مانده بود. با خودم فکر میکردم که این بنا در طول قرنها، شاهد چه تغییراتی بوده و چند نسل از کنار آن عبور کردهاند. شاید یکی از رازهای ماندگاری چنین آثاری همین باشد که هر نسل، معنای تازهای در آنها پیدا میکند.
برج طغرل برای من یادآور این حقیقت بود که تاریخ فقط در کتابها زندگی نمیکند؛ گاهی در چند دیوار آجری، در بازی نور و سایه و در سکوت یک بنای کهن نیز میتوان آن را لمس کرد. کافی است کمی مکث کنیم، دقیقتر ببینیم و به قصهای گوش بسپاریم که قرنهاست از دل تاریخ روایت میشود.
مریم خدابنده کارشناس روابط عمومی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان تهران
انتهای پیام/
نظر شما