آرش نورآقایی پژوهشگر حوزه گردشگری و میراثفرهنگی در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با اشاره به اهمیت مستندنگاری و پایش مستمر اسناد و روایتها اظهار کرد: ثبت و بررسی دوباره مستندات میتواند به شناسایی خطاهای گذشته و جلوگیری از تکرار آنها کمک کند؛ اما در این مسیر، هم دقت در ثبت روایتها و هم نحوه تحلیل و بهرهبرداری از آنها اهمیت دارد.
او افزود: روایتهای ثبتشده باید تا حد امکان دقیق و مستند باشند و در مواردی که دیدگاهها و روایتهای متناقض وجود دارد، لازم است ابعاد مختلف موضوع مورد توجه قرار گیرد. همچنین، زمانی که از افراد مختلف درباره یک رویداد مصاحبه میشود، باید میزان همپوشانی، تفاوتها و تایید یا رد روایتها بررسی و نتایج آن در قالب تحلیلی منسجم ارائه شود.
این پژوهشگر با تاکید بر اینکه تاریخ شفاهی صرفا خاطرهگویی نیست، تصریح کرد: کیفیت پرسشها نقش مهمی در ارزش نهایی مصاحبه دارد. پرسشگر باید بتواند علاوه بر ثبت خاطرات، درباره اهداف، دستاوردها، چالشها، نقدها و نتایج یک رویداد یا برنامه سئوال کند تا روایت نهایی، تصویری روشنتر و عمیقتر از موضوع ارائه دهد.
نورآقایی با اشاره به اهمیت طراحی حرفهای پروژههای تاریخ شفاهی، خاطرنشان کرد: ضرورت اجرای چنین طرحهایی یک موضوع است و چگونگی طراحی، اجرا، تحلیل و ارائه نتایج آن موضوعی دیگر. در این مسیر، صرف برخورداری از عناوین علمی یا سابقه کاری طولانی کافی نیست؛ بلکه آنچه اهمیت دارد، کیفیت خروجی و میزان تاثیرگذاری آن است. تجربه نیز زمانی ارزشمند خواهد بود که به یادگیری، خلاقیت و بهبود عملکرد در موقعیتهای جدید منجر شود.
این مدرس و راهنمای گردشگری با بیان اینکه پروژههای تاریخ شفاهی باید متناسب با نیاز مخاطبان طراحی شوند، گفت: یکی از پرسشهای اساسی این است که محتوای تولیدشده قرار است برای چه کسانی قابل استفاده باشد. روایتهایی که امروز ثبت میشوند، تنها برای پژوهشگران و متخصصان همنسل راویان نیستند.
نورآقایی با اشاره به اهمیت امکان ارتباط نسلهای جدید با محتوای تولید شده، تصریح کرد: شیوه نگارش، انتشار، تحلیل و ارائه محتوا باید با ویژگیها و نیازهای مخاطبان امروز تناسب داشته باشد.
این پژوهشگر حوزه گردشگری و میراثفرهنگی همچنین بر ضرورت فاصله گرفتن از کلیگویی در معرفی ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی کشور تاکید کرد و افزود: تکرار گزارههای عمومی درباره برخورداری ایران از جاذبههای فراوان یا جایگاه آن در میراث جهانی، بهتنهایی نمیتواند مخاطب را با ارزش واقعی این ظرفیتها آشنا کند. آنچه اهمیت دارد، پرداختن به روایتهای جزئی، دقیق و ملموسی است که ابعاد کمتر شناخته شده میراثفرهنگی را آشکار میکنند و زمینه تولید محتوای جذاب و قابل استفاده را فراهم میآورند.
نورآقایی ادامه داد: برای معرفی یک مکان فرهنگی یا تاریخی بهعنوان جاذبه گردشگری، صرف برخورداری از ارزش تاریخی یا فرهنگی کافی نیست و عوامل متعددی در این زمینه نقش دارند. دسترسی، زیرساختها، امکانات و کیفیت تجربه بازدیدکننده از جمله موضوعاتی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند. به همین ترتیب، محتوای تاریخ شفاهی نیز زمانی میتواند موثر باشد که از اطلاعات کلی فراتر رود و جزئیات و روایتهایی ارائه کند که برای مخاطب معنا و ارزش داشته باشند.
این مدرس و راهنمای گردشگری با اشاره به هزینههای زمانی، مالی و اجرایی پروژههای تاریخ شفاهی، بیان کرد: برای ارزیابی این پروژهها باید نسبت میان منابع صرفشده و محتوای تولیدشده را در نظر گرفت. ضبط مصاحبه، تولید کتاب، فیلم مستند یا پادکست، همگی میتوانند شیوههایی برای انتشار تاریخ شفاهی باشند؛ اما باید بررسی کرد که این محصولات تا چه اندازه با مخاطبان ارتباط برقرار میکنند و آیا میتوانند به انتقال موثر دانش و تجربه به نسلهای آینده کمک کنند.
این پژوهشگر در پایان تاکید کرد: تدوین طرح و چارچوب روشن برای پروژههای تاریخ شفاهی و پایبندی به اهداف تعیینشده، در کنار توجه به اسناد و ملاحظات مرتبط، میتواند به ارتقای کیفیت این فعالیتها کمک کند.
به گفته او، ثبت و ضبط روایتها گام نخست است، اما ارزش نهایی تاریخ شفاهی در میزان استفاده از مستندات، کیفیت تحلیل آنها و تاثیری است که بر شناخت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی انتقال تجربه به نسلهای آینده میگذارد.
انتهای پیام/
نظر شما