سیدمحمد رستگاری در گفتوگو با میراثآریا اظهار کرد: بخشی از تاریخ میراثفرهنگی، فراتر از بناها، اسناد و آثار تاریخی، در حافظه انسانهایی نهفته است که سالها در عرصه حفاظت، مرمت، پژوهش، احیای هنرهای سنتی و معرفی ظرفیتهای فرهنگی فعالیت کردهاند. تجربههای این افراد، سرمایهای ارزشمند است که ثبت و مستندسازی آن میتواند زمینه انتقال دانش و آموختههای نسلهای گذشته به نسلهای امروز و آینده را فراهم کند.
وی افزود: بخشی از این تجربهها در گزارشهای رسمی و اسناد اداری منعکس شده، اما بسیاری از مشاهدات میدانی، دشواریهای اجرایی، شیوههای حل مسئله و تجربههای تخصصی همچنان در حافظه افراد باقی مانده است؛ ازاینرو، تاریخ شفاهی نباید صرفاً به گردآوری خاطرات شخصی محدود شود، بلکه باید بهعنوان روشی هدفمند برای مستندسازی تجربههای حرفهای و حفظ حافظه نهادی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد.
یزد؛ گنجینهای از تجربههای تاریخی و فرهنگی
مدیرکل میراثفرهنگی استان یزد با اشاره به جایگاه تاریخی و فرهنگی این استان بیان کرد: شناخت میراث یزد تنها با مشاهده بناها و آثار موجود کامل نمیشود؛ بلکه آگاهی از چگونگی شکلگیری، حفاظت و احیای این آثار و شناخت انسانهایی که در این مسیر نقش داشتهاند، بخش مهمی از شناخت تاریخ فرهنگی استان است.
رستگاری ادامه داد: روایت معماران، مرمتگران، کارشناسان، پژوهشگران، استادکاران سنتی و فعالان گردشگری میتواند ابعاد کمترشناختهشدهای از تاریخ حفاظت و مدیریت میراث را روشن کند. برای نمونه، تجربه یک مرمتگر درباره شناخت مصالح بومی و مواجهه با آسیبهای یک بنای تاریخی یا روایت یک استادکار از شیوه انتقال مهارت به شاگردان، میتواند اطلاعات ارزشمندی برای پژوهشگران و متخصصان فراهم آورد.
وی خاطرنشان کرد: اعتبار این روایتها زمانی افزایش مییابد که در کنار اسناد، تصاویر تاریخی، گزارشهای فنی و دیگر شواهد معتبر بررسی شوند و میان خاطرات شخصی، برداشت راوی و اطلاعات تأییدشده تمایز روشنی وجود داشته باشد.
انتقال تجربه؛ پیوند دانش گذشته با نیازهای امروز
رستگاری، انتقال تجربه میان نسلهای مختلف را از مهمترین کارکردهای تاریخ شفاهی دانست و گفت: دانش حرفهای تنها از مسیر آموزش رسمی و منابع مکتوب منتقل نمیشود؛ گاهی شرح یک تجربه میدانی، تصمیم دشوار یا حتی اشتباه و پیامدهای آن، درک عمیقتری از یک مسئله تخصصی ایجاد میکند.
وی افزود: ثبت تجربههای مرتبط با مصالح بومی، شیوههای سنتی ساختوساز، آسیبشناسی بناها، اجرای طرحهای مرمتی و تعامل با جوامع محلی میتواند به کارشناسان جوان کمک کند تا در کنار دانش دانشگاهی و دستورالعملهای تخصصی، از تجربه زیسته پیشکسوتان نیز بهرهمند شوند.
مدیرکل میراثفرهنگی استان یزد تأکید کرد: انتقال تجربه به معنای تکرار بیچونوچرای روشهای گذشته نیست؛ بلکه باید دستاوردها و محدودیتهای هر تجربه در بستر تاریخی و تخصصی خود بررسی شود تا امکان تصمیمگیری آگاهانهتر و ارائه راهکارهای متناسب با نیازهای امروز فراهم آید.
تاریخ شفاهی؛ پشتوانه حافظه سازمانی
وی با اشاره به اهمیت حفظ تجربههای مدیریتی و اجرایی اظهار کرد: با تغییر مسئولیتها و جابهجایی نیروها، احتمال دارد بخشی از دانش انباشتهشده در مجموعههای تخصصی از دسترس خارج شود. ثبت نظاممند روایت مدیران، کارشناسان و نیروهای اجرایی میتواند به کاهش این گسست کمک کند و زمینه بهرهگیری از آموختههای گذشته در برنامهریزیهای آینده را فراهم آورد.
رستگاری افزود: تاریخ شفاهی جایگزین اسناد اداری، مطالعات تخصصی و ارزیابیهای کارشناسی نیست، بلکه در کنار آنها به درک بهتر زمینه شکلگیری تصمیمها، محدودیتهای اجرایی و نتایج اقدامات کمک میکند. از این منظر، تاریخ شفاهی بخشی از فرایند مدیریت دانش و تقویت حافظه سازمانی به شمار میرود.
پیشکسوتان و استادکاران؛ حاملان دانش بومی
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان یزد با تأکید بر اهمیت ثبت روایت پیشکسوتان و استادکاران سنتی گفت: بخشی از دانش و مهارتهای بومی از طریق مشاهده، تمرین و ارتباط مستقیم میان استاد و شاگرد انتقال مییابد و ممکن است همه جزئیات آن در منابع مکتوب ثبت نشده باشد.
وی ادامه داد: روایت استادکاران صنایعدستی میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره مواد اولیه، ابزارها، شیوههای ساخت و تحول روشهای تولید ارائه کند. در حوزه معماری ومرمت نیز تجربه متخصصان و استادکاران در شناخت تکنیکهای بومی و شیوههای سنتی اجرا اهمیت دارد.
رستگاری خاطرنشان کرد: تاریخ شفاهی نباید تنها به مدیران یا چهرههای شناختهشده محدود شود؛ زیرا روایت افراد کمترشناختهشده نیز میتواند بخشهایی مهم از تاریخ اجتماعی و فرهنگی یک منطقه را آشکار کند.
از ثبت روایت تا ایجاد گنجینهای ماندگار
وی درباره الزامات اعتباربخشی به تاریخ شفاهی بیان کرد: انتخاب آگاهانه مصاحبهشوندگان، طراحی پرسشهای دقیق، ثبت کامل گفتوگوها، پیادهسازی و بازبینی متن، دستهبندی موضوعی و نگهداری اصولی فایلهای صوتی و تصویری، از مراحل ضروری این فرایند است. همچنین، تطبیق روایتها با اسناد و شواهد موجود و رعایت حقوق مصاحبهشوندگان، رضایت آگاهانه آنان و ضوابط انتشار باید مورد توجه قرار گیرد.
مدیرکل میراثفرهنگی استان یزد افزود: ثبت مصاحبه، نقطه آغاز کار است، نه پایان آن. ساماندهی اطلاعات راویان، تعیین موضوعات اصلی، تهیه نسخههای پشتیبان و ایجاد آرشیوی منظم و قابل جستوجو میتواند امکان بهرهبرداری پژوهشگران، دانشجویان و کارشناسان از این منابع را افزایش دهد.
رستگاری همچنین با اشاره به ظرفیت تاریخ شفاهی در گردشگری فرهنگی گفت: روایتهای مستند پیشکسوتان، استادکاران و آگاهان محلی میتواند در تولید محتوای معرفی آثار تاریخی، مستندهای روایی، برنامههای فرهنگی و غنیسازی محتوای راهنمایان گردشگری مورد استفاده قرار گیرد؛ مشروط بر آنکه صحت اطلاعات، شأن راویان و حقوق انتشار رعایت شود.
مسئولیتی در برابر نسلهای آینده
وی در پایان اظهار کرد: حفظ میراثفرهنگی تنها به نگهداری بناها و آثار تاریخی محدود نمیشود؛ شناخت و ثبت تجربه انسانهایی که برای حفاظت، احیا و معرفی این میراث تلاش کردهاند نیز بخش جداییناپذیر این مسئولیت است.
رستگاری تصریح کرد: «تاریخ شفاهی در حقیقت نوعی مسئولیتپذیری در برابر آینده است.» ثبت دقیق روایتها و تجربههای پیشکسوتان میتواند به نسلهای بعد امکان دهد گذشته را بهتر بشناسند، از آموختههای پیشین بهره بگیرند و با آگاهی بیشتری برای حفاظت از میراث ارزشمند کشور تصمیم بگیرند.
وی خاطرنشان کرد: با توجه به گستردگی ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی استان یزد، مستندسازی تجربههای پیشکسوتان و فعالان این عرصه میتواند گامی ارزشمند در حفظ حافظه فرهنگی استان و انتقال این سرمایه انسانی و تخصصی به نسلهای آینده باشد.
انتهای پیام/

نظر شما