سیدمیکائیل موسوی در یادداشتی برای میراث آریا نوشت: استان زنجان با پیشینه تاریخی غنی، تنوع فرهنگی، آیینهای ریشهدار، هنرهای سنتی اصیل و مردمانی برخوردار از تجربهها و روایتهای ارزشمند، یکی از گنجینههای مهم میراث فرهنگی ایران به شمار میرود. بخش قابلتوجهی از این میراث، نهتنها در بناهای تاریخی، محوطههای باستانی، اشیای ارزشمند و آثار مکتوب، بلکه در حافظه و خاطرات انسانهایی نهفته است که هر یک، بخشی از تاریخ زنده این سرزمین را با خود به همراه دارند. از همین رو، تقویت تاریخ شفاهی در استان زنجان باید بهعنوان یکی از ضرورتهای جدی در حوزه حفاظت، صیانت و معرفی میراث فرهنگی مورد توجه قرار گیرد.
تاریخ، تنها مجموعهای از اسناد مکتوب، تاریخهای ثبتشده و روایتهای رسمی نیست؛ تاریخ در زندگی مردم جریان دارد، در خاطرات نسلهای گذشته شکل میگیرد، در آیینهای جمعی تداوم مییابد و در شیوههای زیست، باورها، مهارتها و تجربههای اجتماعی بازتاب پیدا میکند. گاهی یک روایت کوتاه از زبان یک استادکار پیشکسوت، یک هنرمند صنایعدستی، یک راهنمای محلی، یک خادم آیینی یا یکی از سالخوردگان یک روستا، اطلاعاتی ارزشمند در اختیار ما قرار میدهد که یافتن آن در منابع مکتوب دشوار یا حتی ناممکن است. این روایتها، اگر بهموقع ثبت و مستند نشوند، ممکن است با گذشت زمان و از دست رفتن حافظه راویان برای همیشه از دسترس خارج شوند.
تاریخ شفاهی، روشی برای گردآوری، ضبط، مستندسازی و نگهداری خاطرات، تجربهها و روایتهای افراد از رویدادها، سنتها و تحولات تاریخی و اجتماعی است. اهمیت این حوزه در آن است که میتواند در کنار پژوهشهای تاریخی و اسناد مکتوب، تصویری دقیقتر، انسانیتر و جامعتر از گذشته ارائه دهد. در واقع، تاریخ شفاهی پلی میان نسلهای گذشته و آینده است؛ پلی که امکان انتقال تجربهها، شناخت هویت بومی و درک عمیقتر از تحولات فرهنگی و اجتماعی را فراهم میکند.
ضرورت ثبت و ضبط آیینها و سنتهای بومی
استان زنجان از آیینهای مذهبی و اجتماعی گرفته تا مراسم سنتی، جشنها، مناسبتهای محلی، شیوههای خاص برگزاری مراسم خانوادگی و جمعی و آداب مرتبط با زندگی روزمره، مجموعهای ارزشمند از داشتههای ناملموس فرهنگی را در خود جای داده است. بسیاری از این آیینها حاصل انتقال تجربه و باورهای چندین نسل هستند و جزئیات اجرای آنها، معنا و فلسفه شکلگیریشان و نقش افراد و گروههای مختلف در تداوم آنها، بخش مهمی از هویت فرهنگی منطقه را تشکیل میدهد.
صیانت از این میراث، صرفاً به ثبت نام یک آیین یا تهیه گزارشی کوتاه از نحوه برگزاری آن محدود نمیشود. لازم است مراحل اجرا، اشعار و نوحهها، موسیقیها، اصطلاحات محلی، روایتهای مرتبط، ابزارهای مورد استفاده، نقشآفرینان اصلی و تغییراتی که در گذر زمان در آن آیین ایجاد شده است، بهصورت دقیق ثبت و ضبط شود. همچنین باید به تفاوتهای فرهنگی میان شهرها، روستاها و گروههای محلی توجه داشت؛ زیرا گاه یک آیین مشترک در مناطق مختلف استان، جلوهها، روایتها و شیوههای اجرایی متفاوتی دارد که هر یک ارزش پژوهشی و فرهنگی ویژهای پیدا میکند.
ثبت تصویری و صوتی این آیینها، در کنار تدوین گزارشهای مکتوب و گردآوری اسناد مرتبط، میتواند زمینه حفظ جزئیاتی را فراهم کند که در ثبتهای معمول کمتر مورد توجه قرار میگیرند. چنین رویکردی، علاوه بر کمک به پژوهشگران، امکان آشنایی نسل جوان با ریشههای فرهنگی خود را افزایش میدهد و زمینه انتقال آگاهانه میراث ناملموس به آینده را فراهم میسازد.
حفظ روایتهای انسانهایی که خود بخشی از تاریخاند
در کنار آیینها و سنتها، ثبت خاطرات و تجربیات افراد نیز جایگاهی اساسی در تاریخ شفاهی دارد. استادکاران صنایعدستی، هنرمندان پیشکسوت، مرمتگران، معماران سنتی، فعالان گردشگری، راهنمایان محلی، خادمان اماکن تاریخی و مذهبی، پژوهشگران، راویان سنتهای بومی و سالمندان روستاها و محلههای تاریخی، هر یک میتوانند منابعی ارزشمند برای شناخت گذشته باشند.
برای نمونه، در حوزه صنایعدستی، ثبت روایت استادکاران ملیلهکاری، چاقوسازی، مسگری و دیگر رشتههای بومی استان، تنها به معرفی یک هنر محدود نمیشود؛ بلکه امکان شناخت شیوههای سنتی تولید، ابزارها، اصطلاحات تخصصی، مسیر آموزش مهارتها، تغییرات مواد اولیه و تحولات بازار را فراهم میکند. این اطلاعات میتواند در تدوین پروندههای پژوهشی، برنامهریزی آموزشی، انتقال مهارت به نسل جدید و تقویت هویت صنایعدستی استان نقش مؤثری داشته باشد.
همچنین خاطرات افرادی که در شکلگیری، مرمت، حفاظت یا معرفی آثار تاریخی مشارکت داشتهاند، میتواند اطلاعاتی درباره وضعیت گذشته بناها، تغییرات کالبدی، شیوههای استفاده از فضاها و تلاشهای صورتگرفته برای حفظ آنها در اختیار پژوهشگران قرار دهد. گاهی روایت یک فرد درباره کاربری قدیمی یک بنای تاریخی، مسیر دسترسی به یک محوطه یا شیوه زندگی در یک بافت تاریخی، دریچهای تازه به روی شناخت میراث فرهنگی میگشاید.
از این منظر، ثبت تاریخ شفاهی نباید صرفاً به شخصیتهای شناختهشده یا رویدادهای بزرگ محدود شود. مردم عادی نیز حاملان تجربههای ارزشمندند و زندگی روزمره آنان، بخشی از تاریخ اجتماعی استان را شکل میدهد. توجه به این روایتها، موجب میشود تاریخ فرهنگی زنجان با نگاهی فراگیرتر و با در نظر گرفتن تنوع تجربههای انسانی بازشناسی شود.
از گردآوری خاطرات تا ایجاد آرشیو جامع تاریخ شفاهی زنجان
تقویت تاریخ شفاهی نیازمند برنامهریزی منسجم، تعیین اولویتها و ایجاد سازوکار مشخص برای گردآوری و نگهداری اطلاعات است. در این مسیر، پیشنهاد میشود تدوین برنامهای استانی برای شناسایی و ثبت میراث شفاهی در دستور کار قرار گیرد؛ برنامهای که در آن، آیینها و سنتهای در معرض فراموشی، استادکاران پیشکسوت، راویان محلی، محلههای تاریخی، روستاهای دارای ظرفیت فرهنگی و افراد برخوردار از تجربههای منحصربهفرد شناسایی شوند.
ایجاد بانک اطلاعاتی راویان و تشکیل آرشیو دیجیتال تاریخ شفاهی استان، از جمله اقداماتی است که میتواند به ساماندهی این فعالیتها کمک کند. در این آرشیو، فایلهای صوتی و تصویری، متن پیادهشده مصاحبهها، عکسها، اسناد، اطلاعات مربوط به راویان، تاریخ و محل ثبت روایت و موضوعات پژوهشی مرتبط، با رعایت اصول علمی و حقوق صاحبان آثار نگهداری شوند. دستهبندی موضوعی و جغرافیایی اطلاعات نیز دسترسی پژوهشگران، دانشجویان، مستندسازان و علاقهمندان را تسهیل خواهد کرد.
البته ثبت تاریخ شفاهی، فراتر از روشن کردن دوربین و ضبط یک گفتوگوست. انتخاب راوی مناسب، طراحی پرسشهای دقیق، شناخت زمینه تاریخی موضوع، ثبت اطلاعات تکمیلی، پیادهسازی و راستیآزمایی روایتها، نگهداری ایمن فایلهای اصلی و رعایت حقوق راویان، از مراحل ضروری این فرایند به شمار میروند. روایتهای شفاهی باید با اسناد مکتوب، عکسهای تاریخی و سایر منابع معتبر مقایسه شوند تا ضمن حفظ ارزش خاطرات شخصی، امکان بررسی دقیقتر اطلاعات تاریخی نیز فراهم شود.
همچنین لازم است رضایت آگاهانه راویان برای ضبط، نگهداری و انتشار روایتهایشان اخذ شود و در موارد ضروری، ملاحظات مربوط به حریم خصوصی، حقوق مادی و معنوی و شیوه بهرهبرداری از محتوای ثبتشده مورد توجه قرار گیرد. اعتمادسازی میان پژوهشگران و افراد محلی، یکی از پایههای اصلی موفقیت چنین طرحی است.
همافزایی دستگاهها و مشارکت جوامع محلی
گسترش تاریخ شفاهی در استان زنجان، مأموریتی نیست که تنها با فعالیت یک مجموعه به نتیجه برسد. ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان میتواند با همکاری دانشگاهها، مراکز پژوهشی، ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، صداوسیمای مرکز زنجان، شهرداریها، دهیاریها، انجمنهای فرهنگی، تشکلهای مردمنهاد، فعالان صنایعدستی و راهنمایان گردشگری، زمینه شکلگیری یک شبکه منسجم برای ثبت و حفظ روایتهای فرهنگی را فراهم کند.
در این میان، مشارکت جوانان و دانشجویان نیز اهمیت فراوانی دارد. آموزش اصول مصاحبه، مستندسازی، عکاسی، فیلمبرداری و آرشیو دیجیتال به علاقهمندان محلی میتواند امکان ثبت روایتها را در نقاط مختلف استان افزایش دهد. افرادی که در همان منطقه زندگی میکنند، معمولاً شناخت نزدیکتری از گویش، مناسبات اجتماعی، شخصیتهای محلی و ظرایف فرهنگی دارند و میتوانند در برقراری ارتباط مؤثر با راویان نقشآفرین باشند.
همچنین بهرهگیری از ظرفیت مدارس، مراکز فرهنگی و برنامههای آموزشی میتواند زمینه آشنایی نسل نوجوان با تاریخ شفاهی را فراهم کند. تشویق دانشآموزان به گفتوگو با پدربزرگها، مادربزرگها و افراد پیشکسوت خانواده، در کنار رعایت اصول اخلاقی و ثبت دقیق روایتها، میتواند گامی ساده اما مؤثر برای تقویت پیوند میان نسلها باشد.
تاریخ شفاهی و آینده گردشگری فرهنگی زنجان
تاریخ شفاهی، افزون بر ارزش پژوهشی و هویتی، ظرفیت قابلتوجهی برای توسعه گردشگری فرهنگی دارد. گردشگران امروز تنها به بازدید از بناها و مشاهده آثار تاریخی بسنده نمیکنند؛ بسیاری از آنان علاقهمندند داستان مکانها، شیوه زندگی مردم، خاطرات تاریخی و روایتهای کمتر شنیدهشده را نیز بشنوند. هنگامی که یک بنای تاریخی با روایت مستند افرادی که سالها با آن زندگی کردهاند معرفی شود، ارتباط مخاطب با آن مکان عمیقتر و ماندگارتر خواهد شد.
برای استان زنجان، بهرهگیری مسئولانه از روایتهای مستند میتواند به غنیتر شدن محتوای معرفی گنبد سلطانیه، بازار تاریخی زنجان، مجموعه رختشویخانه، محوطههای تاریخی، روستاهای واجد ارزش فرهنگی و دیگر جاذبههای استان کمک کند. همچنین روایتهای استادکاران صنایعدستی و هنرمندان بومی میتواند در طراحی برنامههای تجربهمحور، تولید محتوای چندرسانهای و معرفی بهتر ظرفیتهای فرهنگی به گردشگران داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گیرد.
البته استفاده گردشگری از این روایتها باید با حفظ اصالت، دقت تاریخی و احترام به فرهنگ جوامع محلی همراه باشد. هدف، تبدیل خاطرات مردم به محتوایی صرفاً تبلیغاتی نیست؛ بلکه باید روایتها در بستر واقعی خود معرفی شوند و منافع فرهنگی و اجتماعی جوامع میزبان نیز مورد توجه قرار گیرد.
ضرورت اقدام امروز برای حفظ میراث فردا
بخش مهمی از میراث شفاهی استان زنجان در اختیار افرادی است که تجربه زیسته آنان به دهههای گذشته بازمیگردد. هر روزی که برای ثبت این خاطرات به تعویق میافتد، ممکن است بخشی از اطلاعات منحصربهفرد و تکرارنشدنی از دست برود. ازاینرو، شناسایی و اولویتبندی راویان پیشکسوت و آیینهای کمتر مستندشده باید در زمره اقدامات فوری این حوزه قرار گیرد.
در همین راستا، میتوان اجرای طرحهای آزمایشی در چند شهر و روستای دارای ظرفیت فرهنگی، ثبت مجموعهای از روایتهای مرتبط با صنایعدستی، آیینهای مذهبی و اجتماعی، تاریخ محلهها و بناهای تاریخی و سپس ارزیابی نتایج آنها را در دستور کار قرار داد. انتشار مجموعههای مکتوب و چندرسانهای، برگزاری نشستهای تخصصی و ایجاد دسترسی پژوهشگران به محتوای تأییدشده نیز میتواند به تداوم و اثربخشی این فعالیتها کمک کند.
آنچه امروز در قالب یک مصاحبه، یک فایل صوتی، یک تصویر یا یک روایت مکتوب ثبت میشود، ممکن است در آینده به سندی ارزشمند برای شناخت هویت فرهنگی استان تبدیل شود. از این منظر، تاریخ شفاهی نه فعالیتی حاشیهای، بلکه بخشی مکمل و ضروری از نظام حفاظت و معرفی میراث فرهنگی است.
زنجان برای حفظ هویت تاریخی خود، همانقدر که به مرمت بناها، حفاظت از محوطههای تاریخی و حمایت از صنایعدستی نیاز دارد، به ثبت و نگهداری روایتهایی نیز نیازمند است که روح و معنای این آثار را آشکار میکنند. بناها و اشیا، بخشی از گذشته را به نمایش میگذارند؛ اما روایت انسانهاست که بسیاری از لایههای پنهان آن گذشته را بازگو میکند.
تاریخ شفاهی، سرمایهای برای امروز و امانتی برای نسلهای آینده است
تقویت این حوزه در استان زنجان، به معنای پاسداشت حافظه جمعی مردم، حفاظت از آیینها و سنتهای بومی، ثبت تجربههای ارزشمند پیشکسوتان و فراهم کردن زمینه انتقال آگاهانه میراث فرهنگی به نسلهای آینده است. این مسیر با همکاری نهادهای مسئول، مشارکت مردم و نگاه علمی و برنامهمحور میتواند به شکلگیری گنجینهای ماندگار از روایتهای زنده زنجان بینجامد؛ گنجینهای که گذشته را مستند میکند، هویت امروز را استوارتر میسازد و برای فردا چراغی روشن خواهد بود.
انتهای پیام/
نظر شما