گذری بر پیشینه فرهنگی محوطه بارگاه شمس تبریزی

افراسیاب گراوند، مدیر پایگاه مجموعه میراث جهانی تخت سلیمان تکاب در یادداشتی نوشته است: پهنه فرهنگی خوی، از مراکز مهم گذرگاهی و به عنوان یک شاهراه ارتباطی برای داد و ستد در سرزمین‌های دور و نزدیک بوده است، این حوزه به لحاظ قرار گرفتن در مراکز ارتباطی، از یک طرف به دریاچه ارومیه و از طرف دیگر به منطقه قفقاز جنوبی و از سوی دیگر به شرق آناتولی منتهی می‌گردد و به لحاظ موقعیت خاص راهبردی، در پژوهش‌های مرتبط با شکل‌گیری جوامع بشری از اهمیت به‌سزایی برخوردار است.

خوی به دلیل دارا بودن آب و هوای سرد کوهستانی با زمستان‌های پر برف و تابستان‌های معتدل و خنک و شرایط ایجاد مراتع مرغوب گسترده، دشت‌های مستعد جهت کشاورزی و دامپروری، شرایط مناسبی را برای استقرارهای دائم و موقت در ادوار مختلف تاریخی_فرهنگی به وجود آورده و نقش بسیار مهمی را در طول تاریخ ایفا نموده است. 

 یکی از محوطه‌های شاخص شهرستان خوی، محوطه بارگاه شمس تبریزی است که در شمال غربی شهر خوی قرار گرفته است، در جبهه جنوبی محوطه، بنایی یادبود موسوم به مناره شمس تبریزی قرار گرفته است و نام آن برگرفته از نام عارفی می باشد که اکثر مورخین دارالقرار آن را این محوطه می دانند.

کاوش باستان شناختی محوطه بارگاه شمس تبریزی، در سال ۱۳۹۷ به منظور بررسی لایه‌ها و نهشته‌های باستان‌شناختی محوطه، مطالعه و گونه شناسی مواد فرهنگی(سفالینه ها)، نوع معماری، تطابق با محوطه‌های کاوش شده همجوار و در نهایت تاریخ‌نگاری محوطه براساس داده‌های منقول و غیر منقول انجام رسید، در راستای تحقق این اهداف، 3 گمانه (به ابعاد 2×2 متر) در جبهه شمالی و شرقی محوطه، ایجاد و مورد کاوش باستان شناختی قرار گرفت.

مطالعات باستان‌شناختی انجام گرفته، نشان داد این محوطه در برگیرنده آثار با ارزشی از دوران اسلامی با توالی فرهنگی از دوره سلجوقیان تا دوره صفویه (قرون 5 تا 11 هجری قمری) است، روی هم رفته، مواد فرهنگی محوطه بارگاه شمس تبریزی خوی، چهار مرحله استقراری(سلجوقی، ایلخانی، تیموری و صفویه) را در بردارند، تمامی مرحله‌های استقراری، از دیدگاه زمانی بدون گسست هستند، بیش از همه، هم‌سانی و یکنواختی داده‌های سفالی و نسبت یکسان لایه‌ها و نهشته‌های باستان‌شناختی بالا و پایین بر درستی این سخن تاکید دارد.

در متون تاریخی اشاره شده است، خوی در زمان سلجوقیان و به‌ویژه شاخه سلجوقیان روم، جزء ممالک سلجوقیان عراق بود، به خاطر این موقعیت ارتباطی این شهر بر سر شاهراه بازرگانی شرقی و غرب قرار گرفت، همچنین در عهد سلطان سنجر سلجوقی بدانجا رسید که همتای «ری» شد و شاه مذکور «خوی» و «ری» را جز منطق خاصه خود کرد. مشابهت گونه‌های سفالی با ری نیز دلیلی بر این سخن است.

پس از رونق و آبادانی خوی در عصر سلجوقیان و ویرانی و آسیب دیدن آن در حملات مغول به ویژه در سال 628 هجری قمری، بار دیگر در عصر ایلخانیان، خوی اندک اندک رو به آبادنی نهاد و رونق از دست رفته خود را باز یافت، سفال‌های نیز از دوره ایلخانی در این محوطه به دست آمده است که قابل مقایسه با محوطه‌های این زمان بوده است.

خوی در دوره تیموریان رو به افول گذاشت و با زوال فرهنگی روبه‌رو شد، همچنین در دوره صفویان شهر خوی مورد توجه شاه اسماعیل قرار گرفت و به عنوان پایتخت زمستانی خود انتخاب کرد، اما این آبادانی مدت زیادی طولی نکشیده و خوی بارها توسط پادشاهان عثمانی مورد حمله، غارت و ویرانی قرار گرفته است. 

براساس مطالعات باستان‌شناختی انجام گرفته و با مراجعه به متون تاریخی، متوجه می‌شویم که خوی بر سر شاهراه بازرگانی شرقی و غرب قرار گرفته بود که در طول دوران اسلامی بخصوص قرن پنچم تا قرن هشتم شهری آباد بوده است، در کتب منابع تاریخی مانند؛ ابن حوقل، مستوفی، حموی و عمادالدین زکریا در باره رونق شهر و آبادانی آن سخن به میان آمده است، با توجه به اینکه در این ادوار تاریخی سفال‌هایی در محوطه شمس تبریزی به‌دست آمده است که نشان می‌دهد، این مرکز در این محدده زمانی دارای مراوده فرهنگی و تجاری و اقتصادی با مراکز دیگر بوده است.

اوج عظمت شهر در دوره‌های سلجوقی تا صفوی بوده است که به دلیل اتفاقات سیاسی و تاریخی، به‌ویژه در دوره ایلخانی و دوران صفوی، همه دستاوردهای فرهنگی آن به دست مهاجمانی چون مغولان و عثمانی‌ها از بین رفته اما مجدداً پویایی و عظمت خود را حفظ کرده است.

 محوطه بارگاه شمس تبریزی، از محوطه‌های با داده‌های فرهنگی بسیار ارزشمندی از جمله آثار سفالی متنوع است، برپایــه مقایســه گونه‌شــناختی مجموعه سفال‌های به‌دست آمده، باید گفت از لحاظ تاریخ‌گذاری، مربوط به قرون میانی تا متأخر اسلامی هستند، سفالینه‌های این محوطه در دو گروه عمده سفال لعاب‌دار و بی‌لعاب تقسیم می‌شود.

سفالینه‌های بی‌لعاب محوطه را سفال‌های قالب زده و سفال‌های معمولی تشکیل می‌دهد و سفالینه‌های لعاب‌دار هم شامل: لعاب تک رنگ، لعاب چندرنگ، نقاشی روی لعاب، نقاشی زیر لعاب و اسگرافیاتو دسته‌بندی می‌شوند، نتایج مطالعات گونه‌های مختلف سفال‌های محوطه شمس تبریزی نشان می‌دهد که سفال‌های این محوطه عمدتاً مربوط به قرون میانی اسلامی هستند.

با توجه به اینکه تاکنون از فعالیت‌های باستان‌شناسی در خوی هیچ‌گونه مرکز تولید سفال از دوره اسلامی یافت نشده است، به نظر می‌رسد سفالینه‌ها از مراکز تولید سفال به این محل وارد شده است، بر مبنای گاهنگاری لایه‌های کاوش شده در گمانه‌ها و همچنین مقایسه تطبیقی داده¬های سفالی، محوطه بارگاه شمس تبریزی خوی دارای آثار و استقرارهایی از قرون میانی اسلامی تا قرون متأخر اسلامی(دوره سلجوقیان تا صفویه) است‌.

انتهای پیام/

کد خبر 1405080500363
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha