توحید سیف، روزنامهنگار و فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: در شرایط حساس کنونی! بخشهای مختلف اقتصاد کشور با مشکلات عدیدهای دست و پنجه نرم میکنند. شرایط نه جنگ نه صلح، تحریمهای گسترده، کاهش روابط با دنیا و افزایش کمبودهای داخلی در این فضای بسته، ناخدایی کشتی اقتصاد کشور را به امری بسیار پیچیده و دشوار تبدیل کرده است. صنعت با مشکلاتی مانند ناترازی انرژی، مصائب صادرات و کمبود مواد اولیه مواجه است، کشاورزی و دامپروری در دام واردات کودها، نهادهها و کمآبی گیر افتادهاند و در نهایت میتوان گفت که معیشت اهالی این سرزمین، در هزار توی شرایط حساس کنونی! به دنبال راه تنفسی است که به سختی پیدا میشود.
در این میان گردشگری، به عنوان صنعتی متفاوت، در شرایط ایدهآل میتوانست راه تنفس اقتصاد ایران باشد. اما این حوزه نیز دیر زمانی است که با توجه به وضعیت موجود در کشور، چشم خود را به روی گردشگری خارجی بسته است و به این زودیها انتظار بهرهمندی از نعمت ورود ارز و کسب درآمد از گردشگران بینالمللی را ندارد. اما اگر گردشگری را یکی از شاخههای در حال رشد اقتصاد کشور بدانیم و به مصادیق توسعه این صنعت، یعنی تاسیسات و خدمات گردشگری در داخل کشور دقت کنیم، به این حقیقت پی خواهیم برد که در طی سالیان گذشته سرمایهگذاری عظیمی در حوزه گردشگری اتفاق افتاده و اکنون بخش قابل توجهی از سرمایهگذاران و نیروی کار کشور در این صنعت مشغول به فعالیت هستند. صنعتی که چرخ آن در این برهه به لطف رونق گردشگری داخلی از پای نمیایستد و خیل عظیم فعالان این حوزه را فعلا با مشکلات اقتصادی بزرگ مواجه نمیکند.
اما در این میان عوامل متعددی به دنبال لَنگ کردن پای گردشگری داخلی هستند و هرازگاهی شوک بزرگی را به این صنعت وارد میکنند. اگر از موضوع جنگ و وقوع شرایط ناامن در برخی مناطق کشور و تاثیر مستقیم آن بر گردشگری بگذریم، تورم را میتوان یکی از مهمترین عوامل موثر در افول تب گردشگری در کشور دانست، جایی که مردم دیگر اقامت در هتلها و مراکز اقامتی و استفاده از خدمات مراکز گردشگری را در توان خود نمیبینند. اما نکته قابل توجه درمورد گردشگری در ایران، رویکرد و علاقمندی مردم به مسافرت است. نمونه بارز این علاقمندی را در تابستان 1405 مشاهده کردیم؛ جایی که کشور به تازگی از جنگ مستقیم رها شده بود و در شرایط نه جنگ و نه صلح قرار داشت، شرایط اقتصادی مناسب نبود و حتی به نظر میرسید که مردم دل و دماغ سفر را نداشته باشند. اما مردم ایران با آمارهای موجود از سفرهای تابستان 1405 نشان دادند که از هر فرصتی برای بازسازی روحی خود، به ویژه با سفر به سوی جاذبههای طبیعی، استفاده میکنند. این درحالی است که مقاصدی مانند استان اردبیل و شهرهای شمالی کشور با استقبال کمنظیری مواجه شدند و مردم با سفرهای اقتصادی، کم هزینه و مدیریت شده، هم فرصت تابستان را از دست ندادند و هم چرخه اقتصادی گردشگری کشور را پویا و زنده نگه داشتند.
با این وجود جنگ علیه گردشگری به پایان نرسیده است و انگار که جبهههای تازهای به روی این صنعت باز شده و هر لحظه حملههای جدیتری انجام میشود. این بار در خط مقدم این جنگ علیه صنعت گردشگری، بنزین با اسلحهای پر ایستاده است. دولت به دنبال مدیریت میزان مصرف یا قیمت بنرین است و در این راستا طی یک سال گذشته بارها اقدامات تدریجی مختلفی را انجام داده است. از تعیین نرخ سوم تا کاهش میزان بنزین سهمیه با نرخ دوم، همه تحرکاتی را نشان میدهند که از علاقمندی دولت به مدیریت کمریسک اما پر اثر در حوزه بنزین خبر میدهد.
در این میان اقدام اخیر دولت در حوزه بنزین مستقیما به قلب گردشگری شلیک میکند. دولت تصمیم گرفت در فرآیندی آزمایشی کارت سوخت جایگاهها را ابتدائا در 11 استان جمع کند که گفته میشود هدف اصلی این طرح افزایش استفاده از کارت سوخت شخصی و ثبت دقیقتر اطلاعات سوختگیری است. با شروع این فرآیند مشکلات بسیاری برای متقاضیان بنزین در 11 استان کشور، از جمله استانهایی مانند اردبیل و خراسان رضوی اتفاق افتاده است. در کنار صنوف مختلف، گردشگری یکی از حوزههایی است که دسترسی آسان به سوخت یکی از نیازهای حیاتی آن است. با شروع حذف کارت سوخت جایگاهها مشکل تهیه سوخت توسط مسافران و گردشگران در استانهای گردشگر پذیر از جمله در شهر مشهد و مسیرهای منتهی به آن به یکی از سوژههای رسانهها بدل شده است. امری که امروز در رسانهها سر و صدا کرده و در صورت تداوم شرایط موجود میتواند خیلی زود در چرخه اقتصادی صنعت گردشگری نیز نمایان شود.
به نظر میرسد در شرایط حساس کنونی! و در حالی که کشور در بخشهای مختلف اقتصادی با مشکلات جدی روبرو است، مدیریت مصرف سوخت میتواند با درایت و تدبیر بیشتر همراه باشد تا صنعت گردشگری به خاطرهای دور تبدیل نشود.
انتهای پیام/
نظر شما