محمود اخوانمهدوی، پژوهشگر تاریخ و اسناد تاریخی و دانشآموخته زبان و ادبیات فارسی، فعالیت پژوهشی خود را از میانه دهه ۱۳۷۰ با مطالعه تاریخ گرگان، اسناد و نسخههای خطی آغاز کرده است. او از سال ۱۳۸۵، هنگام بررسی بافت تاریخی گرگان و روستاهای شاهکوه سفلی، شاهکوه علیا و حاجیآباد، با مشاهده ثبتنشدن بخشی از اطلاعات معماری و فرهنگ محلی، ثبت دادههای شفاهی را با تمرکز بیشتری دنبال کرده است.
اخوانمهدوی در بخش دوم گفتوگو با میراثآریا گفت: یکی از موضوعات مغفولمانده که به کاری گسترده و تیمی نیاز دارد، ثبت تاریخ شفاهی بافت تاریخی گرگان در یک سده گذشته است. تاریخ شفاهی بازارهای قدیمی گرگان، بافت تاریخی گمیشتپه و آخرین دوره شکلگیری روستای تورنگتپه در حدود سال ۱۳۰۰ خورشیدی نیز اهمیت دارد.
او افزود: ثبت روایت بومیانی که شاهد کاوشهای باستانشناسان فرانسوی به سرپرستی ژان دهه در تورنگتپه بودهاند یا بهعنوان کارگر در آن فعالیت کردهاند، ضروری است. سرنوشت بخشهای کاوششده پس از انقلاب و خروج گروه فرانسوی نیز میتواند موضوع این گفتوگوها باشد.
این پژوهشگر ادامه داد: تاریخ شفاهی کاوشهای دیوار بزرگ گرگان، فعالیتهای باستانشناسی استان، روند ثبت جهانی برج قابوس و جنگلهای هیرکانی، توسعه شهر گرگان و موزه باستانشناسی گرگان، از دیگر زمینههای قابل توجه هستند.
او همچنین ثبت روایت مطلعان و راهنمایان محلی از پژوهشهای میدانی دکتر ستوده در منطقه گرگانودشت را مهم دانست و گفت: این پژوهشها به تدوین جلد پنجم کتاب «از آستارا تا استارباد» انجامید و گفتوگو با همراهان محلی میتواند بخشی از تاریخ آن را روشن کند.
اخوانمهدوی بیان کرد: ثبت تاریخ شفاهی کشف اشیای باستانی قاچاق، حفاریهای غیرمجاز، تخریب بناهای تاریخی شاخص و تجربههای مرمت نیز از موضوعات مهم پژوهشی گلستان است.
او افزود: حتی موضوعاتی که شاید امروز چندان مهم به نظر نرسند، در آینده برای گردآوری روایتها با چالش مواجه میشوند؛ مانند تاریخ شفاهی جشنواره اقوام، پایگاه دیوار بزرگ گرگان، شورای ثبت آثار تاریخی و میراث معنوی استان و شورای فنی میراثفرهنگی.
این پژوهشگر تأکید کرد: در کنار تاریخ شفاهی، ثبت دیگر منابع شفاهی، بهویژه دانشهای بومی مرتبط با اصناف منسوخشده یا رو به خاموشی، ضرورت دارد. دانش بومی معماری سنتی گلستان و صنایع وابسته به آن در اولویت نخست قرار دارد و پس از آن، مدیریت سنتی منابع آب و شیوه ساخت و عملکرد سازههای آبی میتواند مورد توجه باشد.
بازنمایی بازار قیصریه با کمک حافظه مردم محلی
اخوانمهدوی درباره کاربرد روایتهای شفاهی در پژوهشهای تاریخی گفت: با وجود اسناد متعدد درباره بازار قیصریه استرآباد، به دلیل تخریب کامل آن، بازخوانی اطلاعات اسناد بدون کمک تاریخ شفاهی امکانپذیر نبود. آنچه امروز از بازنمایی این بازار در اختیار داریم، مدیون دادههای شفاهی مردم محلی است.
او ادامه داد: بافت تاریخی گرگان، بافتی زنده و پویاست که در طول زمان تغییر کرده و درباره ساختار اولیه بسیاری از بناهای آن، اسناد چندانی وجود ندارد. در چنین مواردی، اطلاعات ساکنان پیشین، اغلب تنها منبع موثق و در دسترس برای شناخت ساختار اولیه بناهاست و در مراحل مختلف مرمت، کاربرد داشته و دارد.
این پژوهشگر با اشاره به تغییر نام مکانها افزود: اسنادی درباره خانه امیرامجد کتولی، خانه قوانلو، خانههای محمدرضا رئیسالعلماء و محمدرضا سلطانالعلماء، خانه سعداللهخان میرفندرسکی، مشهور به خانه ایلخانی، و انجمن بزرگ مشروطه، یعنی خانه حاجیقاسمی، وجود داشت؛ اما شناسایی مکان این بناها و پیوند آنها با نامهای اصلی، با کمک روایت سالخوردگان گرگان میسر شد.
آشنایی با تاریخ شفاهی باید از مدرسه آغاز شود
اخوانمهدوی درباره مشارکت نسل جوان گفت: آگاهیبخشی درباره اهمیت تاریخ شفاهی و آموزش اصول آن باید از مدارس آغاز شود. دانشآموزان میتوانند با ابزارهایی مانند تلفن همراه، با اعضای خانواده و سالخوردگان گفتوگو کنند و دادههای مربوط به فرهنگ، سنتها و سبک زندگی آنان را ثبت کنند.
او افزود: در روزگاری که سبک زندگی بهسرعت تغییر میکند، کودکان باید بدانند دانستههای پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ و دیگر خویشاوندان ممکن است ارزش تاریخی داشته باشد. همزمان باید بیاموزند اسناد و مدارک مرتبط با این روایتها را نیز گردآوری کنند.
این پژوهشگر ادامه داد: چنین فعالیتی، علاوه بر تقویت ارتباط میان نسلها، به شناسایی استعدادهای پژوهشی کمک میکند. ادامه این مسیر در مقاطع تحصیلی بالاتر و تعریف پایاننامههای مبتنی بر تاریخ شفاهی نیز میتواند به گسترش این حوزه بینجامد.
اخوانمهدوی بیان کرد: برای آنکه اطلاعات گردآوریشده قابل اعتبارسنجی و استفاده باشند، باید برنامهها و سامانههایی برای بارگذاری و یکپارچهسازی دادههای شفاهی در فضای مجازی ایجاد شود.
او تأکید کرد: تاریخ شفاهی محصول تجربه زیسته افراد جامعه است و ثبت آن به کاری عمومی و گروهی نیاز دارد. در عین حال، جریان ثبت دادههای شفاهی باید ماهیتی کاملاً مردمی داشته باشد.
رسانهها، فضایی برای انتشار روایتهای مردم فراهم کنند
این پژوهشگر درباره نقش رسانهها گفت: امروز هر فرد میتواند خود یک رسانه باشد. رسانههای رسمی و عمومی نیز در سالهای اخیر مستندهایی در چارچوب تاریخ شفاهی منتشر کردهاند. اقدام دیگری که میتوانند انجام دهند، فراهمکردن امکان و فضایی برای کسانی است که علاقه دارند دادههای شفاهی خود را از طریق این رسانهها منتشر کنند.
او در پایان افزود: نهادها، سازمانها و ادارات نیز میتوانند در کنار تدوین تاریخ مستند و مکتوب خود، برای گردآوری و ثبت تاریخ شفاهی سازمانی اقدام کنند.
انتهای پیام/

نظر شما