جاده ابریشم؛ گنجینه‌ای از روایت‌های ناگفته در حافظه تاریخی ایران

عزیز میرزایی، کارشناس مرمت و احیای بناهای تاریخی آذربایجان غربی در یادداشتی نوشت: جاده ابریشم را نباید تنها در قالب راه‌های تجاری، کاروانسراهای تاریخی و مبادله کالا میان شرق و غرب جهان شناخت، این شبکه گسترده ارتباطی، در طول قرن‌ها، مسیر رفت‌وآمد انسان‌ها، فرهنگ‌ها، زبان‌ها، باورها، موسیقی‌ها، داستان‌ها و خاطرات نسل‌های مختلف بوده است؛ میراثی زنده که بخش مهمی از آن نه در کتاب‌های تاریخ، بلکه در حافظه مردم، روایت سالمندان، آواز عاشیق‌ها، داستان نقالان و خاطرات خانواده‌هایی باقی مانده که نسل‌به‌نسل با این راه‌ها زندگی کرده‌اند.

ایران به دلیل جایگاه تاریخی و جغرافیایی خود، یکی از مهم‌ترین کانون‌های این شبکه ارتباطی بوده است، از آذربایجان و تبریز تا خراسان و نیشابور، از ری و دامغان تا یزد، کرمان، بم و مسیرهای غرب کشور، هر گوشه‌ای از این سرزمین می‌تواند حامل بخشی از خاطرات و روایت‌های مرتبط با راه‌های تاریخی باشد.

با این حال، پرسش مهم این است: چه میزان از این گنجینه شفاهی ثبت و مستند شده است؟ چند روایت از زبان کاروان‌داران، قصه‌گویان، نوازندگان محلی، عاشیق‌ها، نقالان، پیشه‌وران و خانواده‌های ساکن در حاشیه راه‌های تاریخی ایران به نسل امروز منتقل شده است؟ چه تعداد از داستان‌ها، ترانه‌ها، خاطرات سفر، حکایت‌های کاروانی و روایت‌های پهلوانی در آستانه فراموشی قرار دارند؟

از روایت کوراوغلو تا خاطرات کاروانیان

یکی از نمونه‌های قابل توجه در این زمینه، روایت‌های حماسی کوراوغلو و سنت دیرینه عاشیقی در مناطق آذربایجان است، کوراوغلو تنها یک شخصیت حماسی نیست؛ بلکه بخشی از حافظه روایی و فرهنگی مردمان گستره‌ای از ایران، قفقاز، آناتولی و آسیای مرکزی به شمار می‌رود.

عاشیق‌ها با ساز و آواز و روایتگری، نسل‌های مختلفی را با داستان‌های پهلوانی، عدالت‌خواهی، جوانمردی و مقاومت آشنا کرده‌اند، بررسی گونه‌های مختلف روایت کوراوغلو در شهرها و روستاهای آذربایجان ایران و مقایسه آن با روایت‌های مناطق همجوار می‌تواند ابعاد مهمی از ارتباطات فرهنگی و جغرافیای انتقال داستان‌ها را آشکار کند.

اما موضوع تاریخ شفاهی جاده ابریشم نباید به کوراوغلو محدود شود، نقالی ایرانی، روایت‌های شاهنامه‌ای، داستان‌های پهلوانی و محلی، موسیقی اقوام، افسانه‌های خراسانی، خاطرات سفرهای زیارتی و تجاری، حکایت‌های مربوط به کاروانسراها، راه‌های کویری، گذرگاه‌های کوهستانی و حتی خاطرات زندگی مردم در روستاها و شهرهای مسیر، همگی بخشی از این میراث ارزشمند هستند.

در واقع، هر روایت محلی می‌تواند قطعه‌ای از یک پازل بزرگ فرهنگی باشد؛ پازلی که با کنار هم قرار گرفتن آن، تصویری انسانی‌تر و واقعی‌تر از جاده ابریشم و نقش ایران در ارتباطات تاریخی جهان ارائه خواهد شد.

تاریخ شفاهی؛ فرصتی که نباید از دست برود

یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های این موضوع، محدود بودن زمان برای ثبت روایت‌های نسل‌های گذشته است، بسیاری از سالمندان، هنرمندان بومی، نوازندگان سنتی، راویان محلی و افرادی که خاطرات مستقیم یا خانوادگی از راه‌های قدیمی دارند، حامل اطلاعاتی هستند که در اسناد رسمی و منابع مکتوب یافت نمی‌شود.

 با درگذشت هر راوی، ممکن است بخشی از یک روایت، یک ترانه، یک اصطلاح محلی یا خاطره‌ای تاریخی برای همیشه از دست برود، تاریخ شفاهی این امکان را فراهم می‌کند که علاوه بر ثبت محتوای داستان‌ها، شیوه روایت، لحن، گویش، موسیقی، فضای اجتماعی و زمینه تاریخی نقل آنها نیز مستند شود، به این ترتیب، پژوهش درباره جاده ابریشم از مطالعه صرف بناها و اسناد تاریخی فراتر رفته و به شناخت زندگی واقعی مردمانی می‌رسد که در امتداد این مسیرها زیسته‌اند.

پیشنهاد اجرای پروژه ملی تاریخ شفاهی جاده ابریشم در ایران

با توجه به اهمیت این موضوع، پیشنهاد می‌شود یک برنامه ملی و میان‌رشته‌ای با عنوان «پروژه ملی تاریخ شفاهی جاده ابریشم در ایران» طراحی و اجرا شود.

این پروژه می‌تواند با مشارکت دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، وزارت میراث‌فرهنگی، انجمن‌های مردم‌شناسی، مراکز اسناد، هنرمندان و پژوهشگران محلی شکل بگیرد و هدف اصلی آن، شناسایی، گردآوری، ثبت، آرشیو و انتشار روایت‌های شفاهی مرتبط با مسیرهای تاریخی ایران باشد.

 در چارچوب این طرح، پیشنهاد می‌شود:

 ۱. مسیرهای تاریخی جاده ابریشم در ایران شناسایی و به چند حوزه مطالعاتی منطقه‌ای تقسیم شوند.

 ۲. در شهرها، روستاها و مناطق واقع در این مسیرها، مصاحبه‌های تاریخ شفاهی با سالمندان، عاشیق‌ها، نقالان، قصه‌گویان، نوازندگان، کاروان‌داران و خانواده‌های بومی انجام شود.

 ۳. روایت‌های کوراوغلو، داستان‌های پهلوانی، حکایت‌های کاروانی، خاطرات سفر، ترانه‌ها، افسانه‌ها و روایت‌های محلی با حفظ زبان و گویش اصلی ثبت شوند.

 ۴. یک آرشیو دیجیتال ملی برای نگهداری فایل‌های صوتی، تصویری، متن مصاحبه‌ها، عکس‌ها و اسناد مرتبط ایجاد شود.

 ۵. نقشه فرهنگی و روایی جاده ابریشم تهیه شود تا مسیرهای انتقال داستان‌ها، موسیقی‌ها و خاطرات در کنار مسیرهای تاریخی و تجاری مورد مطالعه قرار گیرند.

 ۶. نتایج پژوهش در قالب کتاب، مستند تلویزیونی، پادکست، نمایشگاه، مجموعه‌های صوتی و تصویری و محتوای آموزشی در اختیار جامعه قرار گیرد.

 ۷. با مراکز مطالعات جاده ابریشم در کشورهای همسایه و حوزه فرهنگی مشترک، زمینه تبادل داده‌ها و پژوهش‌های تطبیقی فراهم شود.

 یک پروژه ملی برای حفظ حافظه مشترک فرهنگی

اهمیت چنین طرحی تنها در حفظ چند داستان و خاطره قدیمی خلاصه نمی‌شود، این پروژه می‌تواند به شناخت بهتر پیوندهای فرهنگی میان اقوام و مناطق مختلف ایران کمک کند و نشان دهد که چگونه راه‌های تاریخی، افزون بر تجارت و اقتصاد، زمینه ارتباط و تعامل فرهنگی میان مردمان را فراهم کرده‌اند.

همچنین ثبت روایت‌های شفاهی می‌تواند به معرفی ظرفیت‌های فرهنگی شهرها و روستاهای واقع در مسیرهای تاریخی، توسعه گردشگری فرهنگی و تقویت مشارکت جوامع محلی در حفاظت از میراث ناملموس منجر شود.

جاده ابریشم تنها میراثی متعلق به گذشته نیست؛ فرصتی برای بازخوانی هویت فرهنگی و شناخت پیوندهای تاریخی مردمان امروز نیز هست، شاید در میان خاطرات یک عاشیق در آذربایجان، آواز یک نقال در کرمانشاه، حکایت یک کاروان‌دار در یزد یا داستان یک سالخورده در نیشابور، بخش‌هایی از تاریخ پنهان این سرزمین نهفته باشد که هنوز فرصت ثبت و شنیده شدن نیافته‌اند.

 اکنون زمان آن رسیده است که نگاه به جاده ابریشم از مسیرهای سنگی، بناهای تاریخی و اسناد تجاری فراتر برود و به انسان‌ها و روایت‌هایی معطوف شود که به این راه‌ها معنا بخشیده‌اند.

پیشنهاد «پروژه ملی تاریخ شفاهی جاده ابریشم در ایران» در حقیقت فراخوانی برای شنیدن صدای تاریخ از زبان مردمان است؛ صدای نسل‌هایی که حافظان خاموش یکی از بزرگ‌ترین میراث‌های ارتباطی و فرهنگی جهان بوده‌اند.

شاید پیش از آنکه این صداها برای همیشه خاموش شوند، بتوان با عزمی ملی، گنجینه‌ای از حافظه تاریخی ایران را گردآوری کرد و به نسل‌های آینده سپرد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405081601152
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha