سرکیس داویتیانس، متولد ۱۳۴۶، از هموطنان ارمنی است که در سال ۱۳۶۵ با اعزام از ارومیه دوران سربازی خود را در لشکر ۹۲ زرهی اهواز آغاز کرد. او که پیشتر همراه خانواده در ارومیه با جهاد سازندگی همکاری داشت، در گفتوگو با میراث آریا میگوید: هیچگاه برای حضور در جبهه تردید نکرده است: میدانستیم کشور در شرایط خاصی است. وقت دفاع از ایران بود و ما هم باید وظیفهمان را انجام میدادیم.
داویتیانس پس از طی دورههای آموزشی در دارخوین و حضور چندماهه در کوشک و جزیره مجنون، در سال ۱۳۶۷ در منطقه طلائیه به اسارت نیروهای بعثی درآمد.
او روایت میکند که چگونه در شب آمادهباش، هنگام بازگشت از مرخصی، برای جایگزینی یک نیروی ترخیصشده به سنگر مخابرات فراخوانده شد و همان شب در محاصره نیروهای عراقی قرار گرفت.
داویتیانس درباره لحظه اسارت میگوید: تا پنج صبح مقاومت کردیم. جنگ تنبهتن شد. هلیکوپترها از بالا شلیک میکردند. در نهایت محاصره شدیم و ما را با دستهای بسته به پشت خاکریز بردند.
او از صحنههای تلخ شهادت رزمندگان در آمبولانسی که بیخبر وارد منطقه شده بود نیز یاد میکند و میافزاید: وقتی آمبولانس را زدند، بیش از ده نفر شهید شده بودند. فقط چند نفر زنده مانده بودند.
این آزاده ارمنی میگوید: یکبار گروهی از منافقین وارد اردوگاه شدند و تلاش کردند اسرا را جذب کنند، اما با واکنش تند اسرا روبهرو شدند: از پشت سیمخاردار تبلیغ میکردند. بچهها سنگ پرتاب میکردند و کسی به آنها اعتنا نکرد.
او همچنین از نبود امکانات، محدودیت خرید، نبود فروشگاه و شرایط سخت بهداشتی در اردوگاه الرمادی سخن میگوید.
داویتیانس مهمترین تجربه دوران اسارت خود را سفر به کربلا میداند؛ سفری که به گفته او با بیماری شدید همراه بود اما در نهایت بهبودیاش را رقم زد: با پوزش از شما و خوانندگان، اسهال خونی داشتم و دو هفته غذا نخورده بودم. در کربلا دوغ خوردم و ناگهان اشتهایم برگشت. غذا خوردم و سرحال شدم. باور کردم که شفاعت امام حسین(ع) شامل حالم شده است.
او میگوید پس از بازگشت از این سفر، دوستانش در آسایشگاه او را «کربلایی سرکیس» صدا میزدند و از همان زمان هر سال برای هیئتهای عزاداری امام حسین(ع) نذری میدهد.
داویتیانس درباره نحوه جانباز شدنش نیز توضیح میدهد: در جبهه ترکش خمپاره خورده بودم. در اسارت هم یکبار بهخاطر بیماری نتوانستم به افسر عراقی احترام بگذارم. لگدی به پهلویم زد که باعث شد یک کلیهام را از دست بدهم.
او سرانجام در سال ۱۳۶۹ همراه دیگر آزادگان به کشور بازگشت. خانوادهاش پیش از آزادی او را در تصاویر تلویزیونی اسرا در بصره دیده بودند؛ تصویری که خودش با تلاش برای دیدهشدن در قاب دوربینها ثبت کرده بود.
سرکیس داویتیانس، آزاده ارمنی دفاع مقدس، نمونهای از حضور پررنگ اقلیتهای دینی در دفاع از ایران است؛ حضوری که از سنگرهای خط مقدم تا روزهای سخت اسارت ادامه یافت. او امروز همچنان با عشق و احترام از امام حسین(ع) یاد میکند و میگوید تصمیم دارد دوباره به کربلا سفر کند.
انتهای پیام/
نظر شما