رنگ، لعاب و طرح‌های ذهنی قشقایی‌ها به سیاه چادرها جلوه می‌دهد

تا قبل از دهه بیست دست بافته‌ها بیشتر مصرف درون ایلی داشتند اما در آن دوران نیز گاهی در مسیر کوچ در مقابل دریافت کالاهای ضروری، آنها را با بازاریان و خوانین ایلات و شهرها مبادله می‌کردند. همچنن برخی نمونه‌های فاخر این دست‌بافته‌ها به صورت محدود توسط خوانین قشقایی به سایر خوانین و یا افراد پرنفوذ سیاسی و اجتماعی اهدا و یا به سفارش آنها بافته می‌شد. با ورود خارجی‌ها به کشور و رفت و آمد آنها به ایل قشقایی، دست‌بافته‌ها و به ویژه قالی مورد توجه آنها قرار گرفت و کم‌کم به بازار عرضه شد.

بهنام محمدی کشکولی تولیدکننده و پژوهشگر فرش دستبافت قشقایی با اشاره به خاستگاه دست بافته‌ها در ایل قشقایی به خبرنگار میراث‌آریا گفت: قشقایی‌ها کوچ‌رو بودند و تا قبل از دهه پنجاه اقتصادشان بر پایه دامداری بود و کم‌کم کشاورزی نیز به آن اضافه شد. از دهه سی عده کمی از آنها ساکن شهرها و روستاهای در مسیر کوچ شدند اما از دهه پنجاه و با گسترش آموزش عشایر و تحصیلات، عده بیشتری از آنها ساکن شهرهای بزرگ شدند. تا آن زمان شرایط زندگی در مناطق کوهستانی دور از دسترس، محدودیت کالاهای مورد نیاز به دلیل نبود تولید انبوه و دوری از بازار و... باعث می‌شد تا عشایر تمام ابزار مورد نیاز خود را از طبیعت اطراف و مواد اولیه تولیدی خودشان تهیه کنند.

این پژوهشگر فرش دستبافت قشقایی با اشاره به اقلام مورد نیاز برای تولید صنایع‌دستی و در نهایت تنوع در تولید دست بافته‌ها اظهار داشت: اقلام اصلی قشقایی‌ها برای تامین این نیازها، مو و پشم دام‌هایشان بود. از موی بز برای تامین مسکن یا همان سیاه چادر استفاده می‌کردند و از پشم سایر دام‌ها برای تهیه انواع زیرانداز مثل فرش، گلیم، گبه، سفره، جانماز، جاجیم، پالاس، خورجین، چنته، مَفرَش، نمکدان، تیردان و... استفاده می‌کردند. آنها با استفاده از تجربیات گذشتگان متوجه شدند با استفاده از طبیعت اطراف خود می‌توانند خانه‌های رشته شده را رنگ آمیزی کنند و اینگونه بود که دست بافته‌ها به زیباترین شکل ممکن خلق شدند.

محمدی کشکولی در پاسخ به این پرسش که از چه زمانی فرش و دستبافته‌های قشقایی در میان مردمان غیر قشقایی رایج شد افزود: تا قبل از دهه بیست دست بافته‌ها بیشتر مصرف درون ایلی داشتند اما در آن دوران نیز گاهی در مسیر کوچ در مقابل دریافت کالاهای ضروری، آنها را با بازاریان و خوانین ایلات و شهرها مبادله می‌کردند. همچنن برخی نمونه‌های فاخر این دست‌بافته‌ها به صورت محدود توسط خوانین قشقایی به سایر خوانین و یا افراد پرنفوذ سیاسی و اجتماعی اهدا و یا به سفارش آنها بافته می‌شد. با ورود خارجی‌ها به کشور و رفت و آمد آنها به ایل قشقایی، دست‌بافته‌ها و به ویژه قالی مورد توجه آنها قرار گرفت و کم‌کم به بازار عرضه شد.

وی درخصوص توجه به سبک زندگی قشقایی‌ها و این نوع از زندگی در نظر گردشگران، خبرنگاران و نویسندگان و هنرمندان خارجی گفت: قشقایی‌ها مردمانی بودند که شش‌ماه از سال را در مناطق سردسیر و شش‌ماه دیگر را در گرمسیر به سر می‌بردند و همه خانه و کاشانه آنها بر روی چهارپایان جابجا می‌شد. این جاذبه‌ها باعث شد تا کم‌کم خبرنگاران و نویسندگان پا به ایل بگذارند با عشایر کوچ کنند و زندگی و فرهنگ آنها را به تصویر بکشند. به طور مثال «نشنال جئوگرافی» در همان سال‌ها 30 صفحه عکس و مطلب در مورد قشقایی‌ها منتشر کرد. همچنین «دیوید اتنبرو» مستندساز معروف انگلیسی یکی از قسمت‌های هفتگانه مستند هفت اقلیم به سفارش شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی را به قشقایی‌ها اختصاص داد و در دهه چهل مستند «باغ‌های بافته» را از دارهای قالی پدرم ساخت.

محمدی کشکولی با یادآوری اینکه اقدمات رسانه‌ای باعث شد گردشگران مشتاق حضور در ایل قشقایی شوند افزود: رنگ و لعاب و طرح‌های ذهنی قشقایی‌ها علاوه بر جلوه‌ای که به سیاه چادرها می‌داد؛ نمونه آن در کمتر نقطه‌ای از دنیا دیده می‌شد و همین امر توجه آنها را به فرش قشقایی جلب کرد. البته باید گفت در آن زمان فرش سایر مناطق ایران در دنیا شناخته شده بود. با معرفی ایل قشقایی، فرش‌های دستبافت زنان این ایل نیز کم‌کم طرفداران خود را پیدا کرد و آوازه آن در میان علاقمندان به فرش‌های دست بافت در دنیا پخش شد.

این تولیدکننده فرش دستبافت قشقایی با اشاره به نقش پدر خود برای تولید و عرضه فرش دستبافت قشقایی بیان کرد: نقطه عطف تولید فرش قشقایی به ابتکار پدرم «حاج خلیل محمدی کشکولی» بود. ایشان که علاقه بازار و تمایل خارجی‌ها را به فرش دستبافت قشقایی را مشاهده کرد به فکر تولید انبوه و به ویژه تولید فرش کشکولی افتاد. او از دهه چهل به طور رسمی آغازگر عرضه فرش قشقایی به بازار بود. پدرم وقتی استقبال بازار از فرش قشقایی را دید به فکر تولید انبوه افتاد. او تعداد زیادی بافنده را سازماندهی کرد. سفارشات توسط این بافنده‌ها در ابعاد مختلف بافته و تحویل خریدار می‌شد. وی اقدام به شناسایی و احیای برخی طرح‌های منسوخ شده نمود و روز به روز به تعداد بافنده‌هایش اضافه می‌شد. کم‌کم آوازه او میان خریداران فرش دستبافت قشقایی بیشتر شد و به جایی رسید که «دیوید اتنبرو» بخش مربوط به فرش مستندش را به فعالیت‌های ایشان اختصاص داد و همه این اقدامات معرفی بیشتر فرش قشقایی را در سطح دنیا به دنبال داشت.

وی در خصوص دیگر اقدامات شاخص «حاج خلیل محمدی کشکولی» برای معرفی برند قشقایی و تاثیر در تغییر نگاه مشتریان به این فرش یادآور شد: پدرم نگاه صرفا درآمدزایی به تولید فرش نداشت. اقدامات او در واقع تسهیلگری برای تقویت خانواده‌های عشایری و معرفی فرهنگ فاخر ایل قشقایی بود. با توجه به اینکه خانواده ما از دویست سال پیش، از معروفترین بافندگان و خالقان طرح‌های فرش کشکولی بود، وی نیز بنیاد اصلی کار خود را بر تولید فرش گذاشت. او به دلیل تعلق خاطری که به ایل قشقایی داشت اقدام به تولید و عرضه فرش کرد تا از این طریق هم خانواده‌های کم توان را با تامین مالی مورد حمایت قرار دهد، هم طرح‌ها و بافت‌های فراموش شده را احیا کند و هم فرهنگ غنی ایل قشقایی را به دنیا معرفی کند.

بهنام محمدی کشکولی درخصوص تغییر در ابعاد فرش‌های قشقایی افزود: «حاج خلیل محمدی کشکولی» بنا به درخواست مشتریان ابعاد فرش‌های قشقایی را متحول کرد. تا پیش از آن فرش‌های قشقایی به دلیل آسانی حمل در زمان کوچ و همچین محدود بودن ابعاد سیاه چادرها، در اندازه‌های کوچک بافته می‌شد اما با عرضه بازاری، فرش‌هایی با ابعاد 9 ،12، 24 متری و... نیز بافته شد. کم‌کم کار به جایی رسید که بافنده‌هایی از دیگر طوایف قشقایی، سایر ایلات و روستاییان استان فارس نیز به سفارش او فرش تولید کردند و در برهه‌ای از زمان حدود 400 بافنده برای او کار می‌کردند. وی در طول حیات کاری خود حدود 80 هزار متر مربع فرش قشقایی با کیفیت، با دوام و با رعایت اصول زیباشناسانه تولید و عرضه کرد و همین امر در معرفی فرش کشکولی به عنوان یک اثر هنری بسیار تاثیرگذار بود.

انتهای پیام/

کد خبر 1404110300061
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha