فرحناز مقیمی سارانی، روزنامهنگار و فعال فرهنگی و اجتماعی در استان فارس در یادداشتی نوشت: خیلی از ما عکس اتاق کار مزین به فرش دستبافت ایرانی «زیگموند فروید» روان درمانگر معروف اتریشی را دیدهایم. میگویند فروید به واسطه همسر خواهرش که دلال فرش بود، مجموعه نفیسی از فرشهای ایرانی شامل فرشهای تبریز، سراب، کرمان، خراسان، قشقایی و... را جمعآوری کرده بود و هم اکنون نیز از این فرشها در موزه زیگموند فروید در لندن نگهداری میشود. اهمیت فرش برای او به اینجا ختم نمیشود. کاناپه بیماران او به یک تخته فرش دستبافت قشقایی شکرلو مزین بود و طبق روایات از طرحهای آن برای درمان بیماران کمک میگرفت. «گوستاو مالرِ» آهنگساز و «هیلدا دولیتل» شاعر آمریکایی و امثال آنها بر روی همین کاناپه مداوا شدند.
داستان فرش ایرانی فقط به فروید ختم نمیشود. علاقمندان سریالهای مطرح خارجی نیز گهگاهی چشمشان به فرشها، گلیمها و گبههای ایرانی خورده است. یا کنسرتها و شوهای معروف در دنیا که با فرش ایرانی تزیین شده است.
کاخ سفید آمریکا دارای 132 اتاق است که برخی از مهمترین آنها مزین به فرشهای ایرانی و قدیمی از تبریز، کرمان، کردستان و مشهد است. کاخ ریاست جمهوری اتریش، وزارت امور خارجه بریتانیا و... نیز با فرش دستبافت ایرانی تزیین شده است. در کل باید گفت مطرحترین کاخها و موزههای دنیا و حتی تالارها، کاخها و منازل بزرگ و لوکس شخصی، بخشی از زیبایی خود را مدیون فرش، این هنر اصیل و تاریخی ایرانیان هستند.
فرش ایرانی از چنان جایگاهی برخوردار است که «دیوید اتنبرو» مستندساز معرف انگلیسی در دهه چهل با حضور در میان قشقاییها به ساخت مستندی با عنوان باغهای بافته شده با موضوع فرش دستبافت ایرانی میپردازد.
اگر گذری بر گوگل داشته باشیم و عکسهایی از لحظات امضای تحریمها علیه کشورمان را جستجو کنیم. متوجه میشویم سیاستمدارن در حالی که پا بر فرش ایرانی گذاشتهاند؛ با غرور در حال امضای تحریمها بر علیه ایران هستند. تحریمهایی که خود تیشه بر ریشه فرش دستبافت ایرانی زده است. سیاستهای اشتباه تنبیهی به جای حمایت در داخل کشور و ممنوع شدن صادرات به دلیل تحریمها باعث شده است تا بازار سنتی ایران را رقبا گاه با فرشهای بافت کشورهای خودشان و گاه با کپی برابر اصل نقشهای ایرانی به دست گیرند. با همه این احوال، امروز داستان فرش دستبافت ایرانی همچون داستان ققنوسی است که پس از سپری کردن دوران اوج منتظر است تا از خاکسترش ققنوسی دیگر زاده شود.
داستان پر فراز و فرود رویاهای رج به رج شده زنانی است که از دل زندگی ساده روستایی، ایلیاتی و سیاه چادرهای عشایری به یکباره در صحن سرای پادشاهان، خوانین، اندیشمندان، تکنوکراتها و... سر برآوردهاند و با سپری کردن یک قرن پر تمطراق، در انزوایی اجباری و ناخواسته چشم به راه نقشی هستند که رج به رج بر امیدهای از دست رفته گره بزند.
انتهای پیام/
نظر شما