«کافه سلطان»؛ جایی که بحران، روابط انسانی را عیان می‌کند

«کافه سلطان» از آن دست فیلم‌هایی است که نشان می‌دهد چگونه می‌توان یک موقعیت پرتنش و تاریخی را به پس‌زمینه‌ای هوشمندانه برای کاوش روابط انسانی تبدیل کرد؛ بدون آنکه فیلم در دام گل‌درشتی، شعارزدگی یا هیجان‌سازی ساختگی بیفتد.

مریم قربانی‌نیا نویسنده و منتقد سینما در یادداشتی درباره فیلم سینمایی «کافه سلطان» که در بخش سودای سیمرغ چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، نوشت: مصطفی رزاق‌کریمی در تازه‌ترین اثر خود «کافه سلطان» برخلاف بسیاری از فیلمسازانی که جنگ را به عنوان مرکز ثقل روایت انتخاب می‌کنند، جنگ را تنها دیوار کم‌رنگ اما همیشه حاضر داستان قرار می‌دهد؛ سایه‌ای که بر سر شخصیت‌ها سنگینی می‌کند اما آن‌ها را مجبور به فریاد یا قهرمانی نمی‌کند. نتیجه، فیلمی است که بیش از هر چیز، به انسان‌ها و به واکنش‌های واقعی آنان در موقعیتی غیرعادی توجه دارد.

فیلم در کافه‌ای دورافتاده شکل می‌گیرد؛ لوکیشنی محدود که درست مانند یک آزمایشگاه اجتماعی، آدم‌ها را در کنار هم قرار می‌دهد و اجازه می‌دهد اضطراب‌ها، امیدها، ترس‌ها و رنج‌هایشان طبیعی و بی‌واسطه از دل گفت‌وگوها و کنش‌های خرد بیرون بزند. نقطه قوت بزرگ «کافه سلطان» دقیقاً در همین انتخاب است؛ روایتی که به جای تکیه بر رخدادهای بیرونی، از تحول تدریجی روابط انسانی تغذیه می‌کند. اینجا بحران، ابزار نمایش روان آدم‌هاست؛ نه نقطه اوج‌های هیجانی تصنعی.

«کافه سلطان»؛ جایی که بحران، روابط انسانی را عیان می‌کند

فیلمنامه با ساختاری آرام اما پیوسته، شخصیت‌ها را لایه‌لایه معرفی می‌کند. هر شخصیت، گذشته و رنج و امید مختص خود را دارد و فیلم با دقتی روانکاوانه نشان می‌دهد که چطور حضور در یک وضعیت مرزی، این لایه‌ها را آشکار می‌کند. از تنش‌های عاطفی گرفته تا پیوندهای ناگهانی و لحظات همدلی، همه در خدمت ساختن تصویری از جامعه‌ای کوچک اما قابل تعمیم هستند؛ جامعه‌ای که زیر فشار حادثه، ماهیت واقعی آدم‌ها را برملا می‌کند.

در این میان، بازی‌های بازیگران نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. برخی از نقش‌آفرینی‌ها، به‌ویژه از سوی چهره‌های باتجربه چون محمدرضا شریفی‌نیا، به شدت کنترل‌شده، دقیق و متکی بر جزئیات است و به فیلم قدرت می‌دهد. این بازیگران موفق می‌شوند ریتم احساسی فیلم را حفظ کنند و هر لحظه معنایی از درون شخصیت بیرون بکشند.

«کافه سلطان»؛ جایی که بحران، روابط انسانی را عیان می‌کند

با این حال، نمی‌توان انکار کرد که برخی از بازی‌ها به‌ویژه در میان بازیگران جوان‌تر مثل سجاد بابایی از این استاندارد فاصله دارند؛ یا بیش از حد اغراق‌شده‌اند یا آن عمق لازم را برای همراهی با لحن فیلم ندارند. خوشبختانه این نقاط ضعف ساختاری نیستند و نتوانسته‌اند کیفیت کلی اثر را مخدوش کنند؛ چراکه اتکای فیلم بیشتر بر فضاسازی، روابط و اتمسفر حسی است تا تک‌تک نقش‌آفرینی‌ها.

از نظر بصری، «کافه سلطان» با قاب‌بندی‌های حساب‌شده و رنگ‌بندی متناسب با فضای بیابانی، حس تنهایی و تعلیق موقعیت را تقویت می‌کند. نورپردازی در بسیاری از صحنه‌ها با دقتی مینیاتوری انجام شده و توانسته است خلأ، سکون و بی‌پناهی شخصیت‌ها را ملموس کند. موسیقی نیز بدون اغراق و دخالت بیش‌ازحد، هوشمندانه لابه‌لای لحظه‌ها حرکت می‌کند و بیشتر به عنوان تنفس‌گاه احساسی برای مخاطب عمل می‌کند.

«کافه سلطان»؛ جایی که بحران، روابط انسانی را عیان می‌کند

روایت جنگ بدون شعار و اغراق

اهمیت «کافه سلطان» در این است که نشان می‌دهد می‌توان درباره بحران، جنگ و اختلال‌های اجتماعی حرف زد، بی‌آنکه به سمت روایت‌های شعاری و پرزرق‌وبرق رفت. فیلم به‌جای آنکه به سراغ بازنمایی کلان‌رویدادها برود، به زیست فردی و جمعی آدم‌ها می‌پردازد و همین تمرکز است که آن را از بسیاری آثار مشابه متمایز می‌کند. در روزگاری که سینمای اجتماعی ایران گاهی به ورطه تکرار افتاده، «کافه سلطان» نمونه‌ای است از اینکه هنوز هم می‌توان با نگاهی ریزبینانه و انسانی، به جهان شخصیت‌ها نزدیک شد و از دل موقعیت‌های بحرانی، تصویری تازه و واقعی آفرید.

«کافه سلطان» بیش از آنکه یک فیلم ملودرام اجتماعی باشد، آینه‌ای است که در دل تاریکی بحران، نور روابط انسانی را جست‌وجو می‌کند؛ و همین جست‌وجو است که آن را به اثری قابل تأمل و ماندگار بدل می‌کند.

انتهای پیام/

کد خبر 1404111800868
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha