عباس رحیمی، کارشناس و پژوهشگر صنایعدستی و داور نشان ملی مرغوبیت در یادداشتی که در اختیار میراث آریا گذاشت نوشت: دریافت نشان ملی مرغوبیت صنایعدستی میتواند تأثیرات مثبتی در ارتقای بازار محصولات صنعتگران داشته باشد. این نشان به صنعتگران کمک میکند تا به یک برند معتبر تبدیل شوند و محصولاتشان از نظر کیفیت، اصالت و قیمت تأیید شوند. برای خریداران نیز این نشان اطمینان میدهد که محصول از سوی کارشناسان صنایعدستی تأیید شده است. علاوه بر این، هنرمندانی که این نشان را دارند، در نمایشگاههای ملی و بینالمللی در اولویت قرار میگیرند که فرصتی برای بیشتر دیدهشدن و فروش محصول است. نشان ملی مرغوبیت همچنین باعث افزایش تقاضا برای محصولات صنایعدستی در بازارهای داخلی و خارجی میشود. محصولات دارای این نشان معمولاً با قیمت بالاتری به فروش میرسند و اعتماد مصرفکنندگان به کیفیت و اصالت آنها بیشتر میشود.
علاوه بر این، ممکن است صنعتگران از حمایتهای دولتی، مالی، آموزشی و تبلیغاتی بهرهمند میشوند که به رشد و توسعه کسبوکارشان کمک میکند.
میزان موفقیت صنعتگران در ارتقای بازار بستگی به عوامل مختلفی دارد، از جمله صادرات، فروش سازمانی و قیمتگذاری.
در کل باید گفت، نشان ملی مرغوبیت در زمینههای هویتبخشی و توسعۀ بازارهای نمایشگاهی موفق بوده است، اما در زمینههایی مانند رونق معیشت روزمره و حذف واسطهها هنوز نیاز به زیرساختهای بیشتری مانند پلتفرمهای فروش آنلاین اختصاصی و حمایتهای مالی مستقیم وجود دارد.
تضمین کیفیت در تولید انبوه ازطریق پیوندزدن اعتبار نشان به استمرار حمایتها محقق میشود. از چون این نشان دائمی نیست و تمدید آن منوط به بازرسیهای دورهای است، هنرمند برای حفظ دسترسی به تسهیلات، بیمه و غرفههای نمایشگاهی، ناچار به رعایت استانداردهای اولیه است. در واقع، سیستم نظارتی با نظارت بر زنجیرۀ تولید و مشروط کردنِ این نشان به حفظ ظرافتهای هنری، از تبدیلشدن اثر به یک کالای بیکیفیت جلوگیری میکند. درنهایت، چون هویت حرفهای و برند اقتصادی هنرمند با این نشان ملی گره خورده، ریسکِ تخریب کیفیت به معنای حذف خودخواسته از بازارهای رسمی و صادراتی خواهد بود.
تفاوت بنیادین میان نشان ملی مرغوبیت و مهر اصالت یونسکو، در گسترۀ جغرافیایی و سختگیری معیارها است؛ نشان ملی درواقع پیشنیاز و فیلتر اولیه برای ورود به رقابتهای جهانی محسوب میشود. در حالی که نشان ملی بر ترویج استانداردهای داخلی و بازارپسندی ملی تمرکز دارد، مهر اصالت یونسکو بر چهار رکن اصالت، مهارت، نوآوری و قابلیت بازاریابی بینالمللی با تأکید ویژه بر پایداری محیطزیستی استوار است. در سطح جهانی، محصول باید هویت فرهنگی منطقه را به زبانی ترجمه کند که برای یک خریدار غیرایرانی نیز مفهوم و کاربردی باشد.
در خصوص محصولات خوزستان، شاهد نزدیکی قابلتوجهی به این استانداردهای بینالمللی هستیم. بهویژه در محصولاتی نظیر کپو و خراطی، هنرمندان با عبور از طرحهای بدوی و حرکت به سمت طراحی صنعتیهنری، محصولاتی با استانداردهای ارگونومیک و زیستمحیطی تولید کردهاند که کاملاً با شاخصهای یونسکو همخوانی دارد. دریافت چند مهر اصالت جهانی توسط هنرمندان خوزستانی در سالهای اخیر، گواهی بر این مدعاست که صنایعدستی این استان از مرحلۀ تولید سنتیِ صرف عبور کرده و به استانداردهای کالای لوکس و پایدار در سطح جهانی نزدیک شده است.
بله، صنایعدستی خوزستان دارای پتانسیل زیادی برای رسیدن به نشانهای بینالمللی مرغوبیت هستند، بهویژه با توجه به تنوع فرهنگی و تاریخی غنی استان. تسهیل این مسیر از طریق آموزش صنعتگران، بهبود فرآیندهای تولید، ارتقای کیفیت و بازاریابی هدفمند میتواند امکانپذیر باشد.
نشان ملی مرغوبیت میتواند به عنوان یک ابزار معتبر و قابل اعتماد برای معرفی محصولات صنایعدستی خوزستان در سطح بینالمللی عمل کند. این نشان به اعتبار و کیفیت محصول افزوده و آن را برای بازارهای جهانی جذابتر میکند.
این آگاهی را میتوان از طریق کارگاههای آموزشی، انتشار بروشورها، و استفاده از شبکههای اجتماعی و رسانههای محلی به صنعتگران منتقل کرد. همچنین، ایجاد ارتباط مستقیم با انجمنهای صنایعدستی و نهادهای دولتی میتواند کمککننده باشد.
در برخی محصولات ممکن است کیفیت مطلوب وجود نداشته باشد. برای ارتقای کیفیت، میتوان از برنامههای آموزشی، همکاری با متخصصین و بهکارگیری تجهیزات استاندارد و مواد باکیفیت استفاده کرد. همچنین، نظارت و ارزیابی مستمر تولیدات میتواند به بهبود کیفیت کمک کند.
تاسیس موزهای اختصاصی برای آثار دارای نشان ملی و بینالمللی مرغوبیت، بهعنوان یک ضرورت استراتژیک برای میراثفرهنگی و اقتصاد هنر مطرح است. این موزه میتواند به عنوان «مرجع کیفیت» عمل کند و هنرمندان و صنعتگران را با استانداردهای لازم برای محصولات برتر آشنا کند. به این ترتیب، موزه به یک الگویی برای ارتقای سطح کیفی محصولات صنایعدستی تبدیل خواهد شد.
همچنین، این موزه میتواند تفکیکی واضح میان «هنر موزهای» و «کالای تزئینی» ایجاد کند. نمایش آثار با نشان مرغوبیت، ارزش معنوی آنها را تأیید میکند و تفاوت بین تولیدات ماهرانه و انبوه را برای مخاطبان عمومی و گردشگران روشن میسازد.
این موزه میتواند نقش مهمی در حفظ تداوم اصالت و نوآوری صنایعدستی ایفا کند. با تأکید بر تلفیق سنت و کاربرد معاصر، این موزه روایتگر تاریخ تحول صنایعدستی خواهد بود و نشان میدهد چگونه هنرهای قدیمی با حفظ هویت خود، به شکلی جدید در دنیای امروز تجدید حیات میکنند.
از جنبۀ اقتصادی، این موزه میتواند جاذب مجموعهداران و خریداران بزرگ باشد که به دنبال آثار نایاب و بینظیر هستند. علاوه بر این، میتواند به اعتباربخشی بینالمللی به صنایعدستی ایران کمک کند و در همکاری با سازمانهایی مانند یونسکو، جایگاه کشور را به عنوان قطب تولید صنایعدستی در جهان تثبیت کند.
در حال حاضر، بسیاری از آثار با نشان مرغوبیت پس از داوری به کارگاه های شخصی یا برای فروش بازمیگردند و از دید عموم پنهان میمانند. این موزه میتواند این خلأ را پر کند و حافظۀ تاریخی خلاقیت کشور را حفظ کند. موزه باید نه تنها یک انبار آثار قدیمی، بلکه یک نهاد زنده باشد که مفهوم مرغوبیت را به تجربهای بصری و ملموس تبدیل کند.
انتهای پیام/
نظر شما