حسین کاظمی، قصهگو، شاعر و نقال مازندرانی، در گفتوگو با میراثآریا، با تأکید بر جایگاه بنیادین قصه در فرهنگ ایرانی، نسبت به حذف تدریجی این سنت از زندگی کودکان در عصر تلفنهای همراه هشدار داد و خواستار بازگشت جدی نهادهای فرهنگی و آموزشی به قصهگویی شد.
قصه؛ آگاهی پنهان در ناخودآگاه نسلها
او با اشاره به اینکه قصهها تنها سرگرمی نبودند، بلکه نقش تربیتی و هشداردهنده داشتند، گفت: قصهها به ما یاد دادند که هر ظاهر فریبندهای میتواند گرگ باشد. این آگاهی در ناخودآگاه ما مانده و در همه مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و خانوادگی کاربرد دارد. شنگول و منگول فقط شخصیتهای داستانی نبودند؛ پیامهای تربیتی نسلها را منتقل میکردند.
کاظمی افزود: کودکان امروز نیز همان نیاز را دارند، اما زبان انتقال باید متناسب با دنیای آنها باشد، کودک امروز آرامش میخواهد. باید راه را به زبان خودش به او نشان بدهیم، نه با زبان کلیشهای یکی بود یکی نبود.
آواها و روایتهای بومی؛ ریشهای که نباید قطع شود
این نقال مازندرانی با تأکید بر اهمیت روایتهای محلی گفت: قصههای بومی اصالت ما هستند. من در هر اجرا از آواهای مازندرانی استفاده میکنم. این آواها هویت ما را زنده نگه میدارند.
او شاهنامه و شخصیت رستم را نمونهای از روایتهای هویتساز دانست: رستم از هر طرف که خوانده شود، ایران است. قصه میتواند انسان را به جغرافیا تبدیل کند. هیچکس نمیتواند رستم را کوچک کند؛ چون ریشه در خاک ایران دارد.
هشدار درباره حذف مادربزرگهای قصهگو
کاظمی با انتقاد از نقش پررنگ تلفنهای همراه در زندگی کودکان گفت: گوشیهای همراه هم خوباند و هم بسیار آسیبزننده. مادربزرگهایی که با چشمهای مهربانشان قصه میگفتند، دیگر جایی در زندگی بچهها ندارند. برنامههای گوشی جای آنها را گرفتهاند. این یک ویرانی فرهنگی است.
او تأکید کرد که پیشرفت تکنولوژی اگر بدون توجه به سنت باشد، «روی سنت لگد میزند» و جای آن را میگیرد.
بازگشت به بوم، تقویت رسانه و آموزش
این قصهگو مهمترین راه احیای سنت قصهگویی را کار بومی در رسانه و آموزش دانست و گفت: صداوسیما باید پیشقدم باشد. مدارس ابتدایی باید معلمانی داشته باشند که قصه بلد باشند. آموزش کافی نیست؛ پرورش مهمتر است.
او افزود: چرا یک معلم ابتدایی نباید قصه بلد باشد؟ اگر بلد نیست، نمیتواند مربی خوبی باشد. بچهها باید قبل از ورود به کلاس اول، در پیشدبستانی شعر و قصه یاد بگیرند تا ذهنشان خلاق شود.
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ محکمترین ریسمان قصهگویی
کاظمی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را مهمترین پایگاه قصهگویی در ایران دانست و تصریح کرد: کانون بهترین جا برای پرورش ذهن خلاق است. بچههای کانونی اندیشمندترند. از میان ۳۰ یا ۴۰ دانشآموز، بچههای کانون را میتوان شناخت. این بچهها ساده فکر نمیکنند؛ تحلیلگرند.
او تأکید کرد که کانون، حتی با وجود آسیبها و کمبودها، همچنان «محکمترین ریسمان قصهگویی در ایران» است.
قصه؛ همراه همیشگی انسان
این قصهگو با اشاره به ماندگاری قصهها در ذهن انسان گفت: قصه از زندگی کودک بیرون نمیرود؛ تا پایان عمر همراه اوست. حتی اگر سالها نشنود، یک قصه خوب مثل جانتیغ در ذهن میماند و در لحظههای مهم زندگی کار میکند.
او داستان کهن «جانتیغ» را نمونهای از قصههایی دانست که پیامهای عمیق درباره اعتماد، روابط انسانی و حتی مسائل اجتماعی امروز دارند: این قصهها سینهبهسینه آمدهاند چون زندهاند. هر روز کار میکنند؛ همان لحظه که میشنوی، هزار سال پیش را برایت زنده میکنند.
حذف قصه، حذف آینده
کاظمی در پایان گفت: اگر روزی قصهها از لبهای خندان کودکان ما حذف شوند، پرورش نسل آینده بسیار سخت خواهد شد. قصهها ستون تربیتاند. بدون آنها، جامعه آینده تکیهگاه محکمی نخواهد داشت.
انتهای پیام/
نظر شما