امین طباطبایی دوستدار میراثفرهنگی و مدیر تشکل مردمنهاد خانه فرهنگ جاودان در یادداشتی نوشت: پیکر پروفسور عبدالمجید ارفعی، در بعدازظهر شنبه ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، در میان بدرقه دوستداران و علاقهمندانش، در قطعه هنرمندان و فرهیختگان در آرامگاه حافظ (مقبره الشعرا) در کنار آرامگاه پروفسور علیرضا شاپور شهبازی در شهر شیراز به خاک سپرده شد.
پروفسور ارفعی، رمزگشایی کننده از متنهای باستانی که خود میراث جاویدان ایرانیان شد.
پروفسور عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر سرشناس و برجسته زبانهای باستانی ایران، عیلامشناس شهیر ایرانی و نخستین مترجم ایرانی منشور کوروش بزرگ از زبان بابلی نو به زبان فارسی، در ۹ شهریورماه ۱۳۱۸ در گِنو بندرعباس زاده شد و با درگذشت خود در ششم اسفندماه ۱۴۰۴ در تهران، ایراندوستان و جامعه علمی و دوستداران خویش را در غم و اندوه فرو برد.
دکتر ارفعی در خانوادهای فرهنگی و فرهیخته چشم به جهان گشود و پرورش یافت. خانواده ارفعی اصالتا اهل اِوَز لارستان فارس بود. پدرش میرعبدالله ارفعی، شیفتگی و علاقهمندی ویژهای به فرهنگ و هویت ایرانی داشت. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در شهرهای بندرعباس و یزد سپری کرد و با مهاجرت خانواده به تهران، تحصیلاتش را در دبیرستانهای منوچهری و البرز ادامه داد و سپس وارد دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران شد. نام پروفسور عبدالمجید ارفعی با ترجمهی متن بابلی منشور کوروش (استوانه کوروش)، لوحهای خزانه تختجمشید و دیگر متنهای باستانی ایرانزمین به زبان فارسی گره خورده است.
او با مطالعهی آثار دانشمندانی همچون ابراهیم پورداود، به فرهنگ و زبانهای باستانی ایران علاقهمند شد. در محضر بزرگان و استادان زمان خود از جمله دکتر پرویز ناتل خانلری و دکتر ریچارد هلک دانش آموخت و برای یادگیری و پژوهش در زبانهای اکدی و عیلامی در موسسهی شرقشناسی دانشگاه شیکاگو، راهی آمریکا شد و با توجه به نبوغ و استعداد و پشت کار بالای خود، بیش از هشت سال از عمر خود را در این مرکز به پژوهش و مطالعه گذراند. دکتر ارفعی در سال ۱۳۵۳ پس از اخذ مدرک دکتری، به ایران بازگشت تا آموختههای خود را در آموزش و پژوهش در مراکز علمی کشور به کار گیرد. پروفسور ارفعی علاوه بر توجه به زبانهای باستانی ایران، در پاسداشت و گسترش گویش و زبان کهن محلی منطقهی لارستان (زبان اَچُمی) به عنوان زبان بومی خود و یکی از زبانهای ارزشمند محلی ایران کوشا بود و از اقدامات و تلاشها در زمینهی حفظ این میراث زبانی حمایت میکرد.
پروفسور عبدالمجید ارفعی به عنوان پژوهشگر و متخصص زبانهای باستانی اکدی و عیلامی و خط میخی، علاوه بر این که برای نخستین بار منشور کوروش را از متن اصلی آن (زبان بابلی نو) به زبان فارسی ترجمهی نمود، با مطالعهی دقیق دهها لوح گِلی و سند اداری هخامنشی نگاشته شده به زبان عیلامی و خط میخی که در باروی تختجمشید یافت شدند (منجر به انتشار کتاب سه جلدی «گلنبشتههای باروی تختجمشید» توسط او شد)، در بازشناسی زمینههای تاریخی، اداری و فرهنگی متون کهن ایران باستان و کسب اطلاعات بسیار ارزشمند دربارهی ساختار اداری، مناسبات اقتصادی و نظام دستمزد کارگران در دورهی هخامنشی و به دست آمدن شناخت روشنتری از ساز و کارهای درونی امپراتوری هخامنشی، نقش عمدهای ایفا کرد.
دکتر ارفعی پس از بازگشت به فعالیتهای علمی در دههی هفتاد خورشیدی، به تالار کتیبهها در موزه ملی ایران سر و سامان بخشید و فعالیتهای آموزش خویش را دوباره آغاز نمود که منجر به پرورش شاگردان متعددی گردید که برخی از آنها به شخصیتهای برجستهای در رشتههای زبانشناسی و زبانهای باستانی تبدیل شدند. او همچنین در بازگرداندن بخشی از لوحهای گلی هخامنشی که در مرکز شرقشناسی دانشگاه شیکاگو در ایالات متحده آمریکا برای دههها به امانت باقی مانده بود، سهم به سزایی داشت و تا آخر عمر خویش، برای بازگشتن تمامی لوحهای باقیمانده تلاش کرد. تلاشی که متاسفانه به فرجام نرسید و باید توسط نهادهای متولی، پیگری و به نتیجه برسد.
دههها کار و تلاش علمی دکتر ارفعی، منجر به دریافت جایزه «سرو ایرانی» در حوزه میراثفرهنگی به عنوان یک عمر کوشش فرهنگی در سال ۱۳۹۴ شد. همچنین به دلیل جایگاه ارزشمند او در پاسداشت میراثفرهنگی، در سال ۱۴۰۱ و در پنجمین مراسم «تماشای خورشید» که از سوی کمیسیون ملی یونسکو در ایران با مشارکت موزه ملی ایران برگزار شد، نشان «خورشید یونسکو» به همراه نشان ایکوم (کمیته موزهها) به او اهدا شد.
آن چه دستاوردهای علمی دکتر ارفعی را از بسیاری دیگر از زبانشناسان و متخصصان ایران باستان متمایز میسازد، رویکرد او در معنیبخشی و تحلیل محتوایی و تطبیق دستاوردهای علمی با واقعیتهای عملی در دنیای باستان بود که پژوهشهای او را از یک کار تئوریک پژوهشی و مطالعاتی صرف به دریچهای قابل درک از زندگی دوران ایران باستان برای مخاطبان عام تبدیل کرد.
نگاه ویژهی او به محتوای متنهای باستانی، سبب شد بسیاری از مردم و دانشجویان به پژوهش و شناخت هر چه بیشتر زبانهای باستانی ایرانزمین علاقهمند شوند و به درک و آشنایی با معانی و مفاهیم زندگی آن دوره از تاریخ شکوهمند ایران گرایش یابند.
به نظر میرسد دِینی که بر گردن علاقهمندان به دکتر ارفعی و دیگر دانشمندان مانند او سنگینی میکند و در سالیان گذشته به صورت عمومی مورد کمتوجهی واقع شده، انتشار و اشاعه دستاوردهای علمی و نتایج پژوهشهای ایرانشناسان بزرگ ایرانی برای عموم مردم است. موضوعی که لازم است توسط تشکلهای مردمنهاد، مراکز علمی و دانشگاهها و نهادهایی همچون وزارت میراثفرهنگی و پژوهشگاه میراثفرهنگی به آن پرداخته شود. این کار نه تنها درک و شناخت علمی همگان را از تاریخ و تمدن سرزمین تاریخی ایران به نحو مشهودی ارتقا خواهد بخشید، بلکه با قرائتها و تفسیرهای غیرواقعی و غیرعلمی مرتبط با تاریخ و فرهنگ دوران باستانی ایران نیز به صورت عملی و موثری مقابله خواهد کرد و ادای دینی به دههها تلاش و ممارست دکتر ارفعی و همسانان او و حافظ میراث و دستاوردهای آنها خواهد بود.
انتهای پیام/
نظر شما