امین نیکزاد، مجموعهدار و پژوهشگر آثار تاریخی در گفتوگو میراثآریا با اشاره به قدمت استفاده از آتش در جشنهای ایرانی گفت: در گذشتههای دور، آتشدانها یکی از اصلیترین عناصر سفرههای نوروزی و جشنهای باستانی بودند. در نگارههای ایرانی نیز نمونههای فراوانی از آتشدان دیده میشود، اما با گذشت زمان، آتشدان جای خود را به شمع داد و در دوره قاجار، بهویژه در عصر ناصرالدینشاه، چراغهایی به نام لالههای نوروزی وارد سفرهها شدند.
به گفته او، این چراغها از جنس اوپالین یا کریستال ساخته میشدند، اغلب کار دست بودند و برخی از آنها با تصاویر شاهان قاجار تزئین میشدند.
نیکزاد تأکید کرد: لالههای نوروزی امروز از کمیابترین اشیای آنتیک هستند و در کمتر مجموعهای یافت میشوند. سلامت ماندن آنها طی سالها کار دشواری بوده و همین موضوع ارزششان را چند برابر کرده است.
او افزود: امروزه به دلیل قیمت بالای نمونههای اصیل، از چراغهای مشابه، چه نفتی و چه برقی، برای بازآفرینی حالوهوای سفرههای قدیمی استفاده میشود.
این مجموعهدار با اشاره به حضور قرآن و دیگر کتب مقدس برای دیگر اقلیتهای مذهبی ایران در سفرههای نوروزی گفت: خانوادههای مسلمان معمولاً قدیمیترین و اصیلترین قرآن خود را روی سفره میگذاشتند و باور داشتند که برکت و روزی سال نو را افزایش میدهد. دیگر خانوادههای ایران که در زمره اقلیتهای مذهبی محسوب میشوند هم از دیگر کتابهای مقدس خود استفاده میکنند.
او همچنین به رسم استفاده از سکههای فلزی اشاره کرد: مادر خودم همیشه از سکههای قدیمی برای هفتسین استفاده میکرد، بیآنکه بداند برخی از آنها بسیار ارزشمندند. بسیاری از خانهها سکههای نادر داشتند که بعدها مشخص شد ارزش تاریخی و مالی بالایی دارند.
نیکزاد درباره ساعت نیز توضیح داد: ساعت نماد ارزش زمان است و هنوز هم در کنار کتاب مقدس روی سفره قرار میگیرد. در گذشته باور داشتند که ترکیب ساعت با سبزه نماد تداوم زندگی است، ساعت با سکه نشانه مدیریت زمان برای رسیدن به ثروت، و ساعت کنار آینه نماد خودشناسی و آگاهی از لحظه حال.
او با اشاره به پیشینه آینه و شمعدان گفت: آینه نماد پاکی و شفافیت است. باور داشتند که وقتی آینه روی سفره قرار میگیرد، صاحبخانه باید سال را با صداقت آغاز کند. شمعدان نیز که ابتدا آتشدان بود، سپس شمع شد و در دوره قاجار به چراغ لاله نوروزی تبدیل شد، نماد روشنایی و امید در سال نو بوده است.
این پژوهشگر با اشاره به اهمیت صنعت نساجی ایران گفت: از دوره ساسانیان به بعد، پارچهبافی در ایران رونق فراوانی داشت. پارچههای قلمکار قرمز و ترمه از گرانترین و زیباترین پارچهها بودند و برای تزئین سفرههای نوروزی استفاده میشدند. این پارچهها هنوز هم محبوبیت دارند و بخشی از هویت سفرههای سنتی محسوب میشوند.
او درباره رسم قرار دادن رادیو روی سفره هفتسین گفت: در دهههای ۳۰ و ۴۰، خانوادهها رادیو را روی سفره میگذاشتند تا لحظه تحویل سال را دقیق و هماهنگ بشنوند. هنوز هم برخی افراد برای سفرههای نوروزی یا سفره شب یلدا رادیوهای قدیمی میخرند.
نیکزاد درباره گلابپاشها توضیح داد: نسل اول گلابپاشها چینی، بلور یا کریستال بودند. بعدها نمونههای برنجی و ورشو رواج یافت. گلابپاشها هم کاربرد عملی داشتند و هم نمادین. در مهمانیها برای خوشبو کردن دست و صورت مهمان استفاده میشد و نوعی احترام محسوب میشد.
او در ادامه به دو نوع گلابپاش اشاره کرد و افزود: نوعی از گلابپاشها که مخزن پایین داشتند و گلاب از سوراخهای ریز خارج میشد. دیگر گلابپاشها شبیه آفتابههای کوچک بودند و همراه آفتابهلگن برای شستوشوی دست مهمان استفاده میشد.
این مجموعهدار همچنین درباره موسیقی نوروز بیان کرد: در رامهرمز، شهر محل زندگی من، نوروز نوازی با سرنا یکی از سنتهای قدیمی است. آهنگی که در نوروز نواخته میشود، به گفته برخی موسیقیدانان، ریشه در دوره ساسانی دارد. استاد شاهمیرزا مرادی این آهنگ را احیا کرد و به نت آورد. این نغمه کوتاه اما بسیار تأثیرگذار است و حس زایش، تولد و آغاز سال نو را در شنونده زنده میکند.
او افزود: در گذشته نوازندگان سرنا و دهل در کوچهها مینواختند و مردم به آنها عیدانه میدادند. چند سالی این رسم کمرنگ شد، اما امروز دوباره گروههایی،هرچند اغلب غیرمحلی، در روزهای منتهی به نوروز در خیابانهای رامهرمز ساز میزنند.
نیکزاد در بخش پایانی گفتوگو به رسمهای محلی اشاره کرد و گفت: در رامهرمز رسم قاشقزنی وجود نداشت، اما ما بچهها بعد از چهارشنبهسوری به خانه همسایهها میرفتیم و آنها به ما آجیل، نخودچی یا گندم برشته میدادند. این هدیهها نوعی عیدانه و شادباش بود.
انتهای پیام/
نظر شما