مجتبی گهستونی روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراث آریا در یادداشتی نوشت: ما مردم ایران که دارای فرهنگ متنوعی هستیم وقتی برای از دست دادن آنچه که عزیز است غمگین میشویم ناله میکنیم و «پرسه» برپا میشود. این مرثیهسراییها در مرام مردم ایران که دارای قومیتهای مختلف هستند نامهای دیگری هم دارد؛ شروه، گاگریو، سورو، مویه.
با آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و هدف قرار دادن مواضع خاص، تنها شاهد تخریب موقعیتهای نظامی و تلفات انسانی نبودیم، این موضوع موجب شد تا بیش از یکصدوسی بنای تاریخی ثبت شده در فهرست ملی و جهانی با تخریبهای متعددی مواجه شوند.
در این میان شنیدن و مشاهده تعرض و تخریب برخی زیرساختهای اقتصادی در ایران به دلایل متعدد، این مهم را یادآور میکند که میراث صنعتی و اقتصادی به عنوان سرمایه و پتانسیلهای زیرساختی ایران حذف میشوند و بخشی از «میراث زیرساختی»، جز داراییهای مردم ایران محسوب شده و در ثانیهای از حملات دشمن تخریب میشوند.
در شرایط جنگی پیش رو، ضمن اینکه ایمان و اراده برای دفاع از وطنمان ایران، فروکش نمیکند اما برای جان دادن میراثهای بشری و میراث زیرساختی که همان «میراث صنعتی» بهشمار میآید، باید پرسه برپا شود، مویه زد، ناله کرد و شروه، گاگریو، سورو خواند.
تعرض به زیرساختهای هر کشوری که دارایی عمومی مردم آن کشور است تنها تخریب چند ساختمان نیست؛ ضربهای مستقیم به زیرساخت دانشی و آینده یک کشور است. به گواه کارشناسان، این زیرساختها به مانند ستونهای «عقلانیت عمومی» عمل میکنند و حافظ امید اجتماعی محسوب میشوند.
حتی همین میراثهای زیرساختی، که میتوانند چرخه تولید دانش و تربیت نیروی متخصص، افزایش وابستگی فناورانه و بالابردن قدرت حل مسئله در داخل کشور و جلوگیری از فرار مغزها را موجب شوند، حتی میتواند در افق آینده موجب فرسایش امید اجتماعی شود. اما پیامدهای تضعیف این زیرساختها به افت نوآوری، افت بهرهوری، کاهش رقابتپذیری و در نهایت تضعیف تابآوری ملی منجر میشود. در این میان جنگهای فرسایشی بهتدریج تمامی لایههای زیرساختی کشور را هدف قرار میدهند و آثار مخرب و ماندگاری برجای میگذارند.
در جنگهای فرسایشی، زیرساختها، اعم از حملونقل، انرژی، مخابرات، خدمات درمانی، آموزشی و… در معرض تهدید قرار میگیرند، همیشه قرار نیست جنگندهای آنها را هدف قرار دهد، گاه از مسیر فرسایش تدریجی و عدم توان نهادهای عمومی برای بازسازی و نگهداشت، شاهد تخریبها میشویم. در این شرایط جنگی، چشمانداز آینده این زیرساختها مبهم و ناپایدار میشود و بازسازیها نهتنها نیازمند منابع عظیم و برنامهریزی دقیق است بلکه به زمان بسیار طولانی نیاز دارد.
اگرچه توجه به مسائل محیط زیستی در مواجهه با بسیاری از اولویتهای اجتماعی و اقتصادی رقیب معمولاً محدود است اما کتاب «انقلاب زیست بومی صلح با کره زمین» تالیف «جان بلامی فاستر» که «محسن صفاری» آن را برای انتشارات چشمه ترجمه کرده است، به ما یادآور میشود که تخریب زیرساختها نه تنها خدمات ضروری را جهت ارائه به جمعیت غیرنظامی مختل می کند، بلکه منجر به آسیب زیست محیطی قابل توجهی نیز میشود. به عنوان مثال، تخریب نیروگاهها میتواند منجر به انتشار مواد خطرناک در هوا، آب و خاک شود که خطراتی را هم برای سلامت انسان و هم برای محیط زیست به وجود میآورد. جنگ میتواند منجر به انتشار مواد شیمیایی سمی و مواد خطرناک در محیط شود. تأسیسات صنعتی، پایگاههای نظامی و مکانهای ذخیرهسازی ممکن است مورد هدف قرار گیرند یا به طور غیرعمدی آسیب ببینند و باعث انتشار آلایندههایی مانند فلزات سنگین، فرآوردههای نفتی و آفتکشها شوند. این آلایندهها میتوانند به خاک و آب نفوذ کنند و منابع حیاتی را آلوده ساخته و خطرات بلندمدتی برای اکوسیستمها و سلامت انسان در پی داشته باشند.
جنگ میتواند منجر به جابجایی یا انقراض گونههای گیاهی و جانوری شود. تخریب زیستگاهها، آلودگی و اختلال در فرآیندهای طبیعی میتواند عواقب شدیدی برای تنوع زیستی داشته باشد. از دست دادن تنوع زیستی نه تنها ارزش ذاتی اکوسیستم ها را کاهش میدهد، بلکه عملکردهای حیاتی اکولوژیکی مانند گرده افشانی، چرخه مواد مغذی و کنترل آفات را مختل و موجب آسیب به محیط زیست میشود.
جنگ اغلب منجر به کوچ جوامع میشود و مردم را مجبور میکند خانههای خود را ترک کرده و به جای دیگری پناه ببرند. این حرکت انبوه مردم میتواند اکوسیستمهای شکننده و منابع طبیعی جوامع میزبان را تحت فشار قرار داده و منجر به استفاده بیش از حد و تخریب منابع زمین و آب و تخریب محیط زیست شود.
پیامدهای درازمدت آن میتواند برای نسلها باقی مانده و بر اکوسیستم، سلامت انسان و توسعه اجتماعی-اقتصادی تأثیر بگذارد. تلاش برای کاهش و بازسازی اثرات زیست محیطی جنگ برای رفاه محیط زیست و جوامع آسیب دیده موضوعی بسیار مهم و چالشبرانگیز است.
پس صیانت از زیرساختهای حیاتی و پیشگیری از فرسایش «میراث زیرساختی» و یا «میراث صنعتی»، باید جایگاهی کلیدی داشته باشد چراکه آینده یک کشور، با عبور از «فاز هزینهمحور» در دل همین زیرساختها ساخته میشود.
انتهای پیام/
نظر شما