نرگس جلیلی نرگسی، کارشناس ارشد مرمت ابنیه و بافتهای تاریخی در یادداشتی نوشت: در پی حملات نظامی اخیر دشمن آمریکایی/اسرائیلی به ایران و پیامدهای ناشی از آن در برخی مناطق کشور، گزارشهایی از آسیب به تعدادی از آثار تاریخی و معماری ایران منتشر شده است.
اگرچه دامنه و شدت این آسیبها همچنان نیازمند ارزیابیهای دقیق میدانی است، اما شواهد موجود نشان میدهد که نمیتوان این رخدادها را صرفاً بهعنوان خسارات محدود و موردی تلقی کرد. ماهیت این آسیبها، بهویژه در بافتهای تاریخی و بناهای دارای تزئینات آسیبپذیر، میتواند در صورت بیتوجهی به تهدیدی جدیتر در میانمدت تبدیل شود.
در این میان، ساختمان سهگوش اهواز، اثر معماری اوایل دوره پهلوی به طراحی «کریستاپور تادوسیان» نمونهای از این وضعیت است که دچار آسیبهای موضعی در تزئینات نما شده است. با این حال، اهمیت این نمونه نه در مقیاس آسیب، بلکه در یادآوری یک واقعیت مهم است: حتی آسیبهای بهظاهر محدود نیز میتوانند نشانهای از آسیبپذیری گستردهتر در برابر شرایط بحرانی باشند.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که آیا چارچوبهای موجود برای حفاظت از میراثفرهنگی، بهویژه آثاری با ارزش ملی و جهانی، پاسخگوی این سطح از ریسک هستند؟ در سطح بینالمللی،UNESCO بهعنوان نهاد اصلی متولی کنوانسیونهای مرتبط با میراثفرهنگی، از جمله کنوانسیون ۱۹۷۲ میراث جهانی و کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، نقش مهمی در هدایت، نظارت و حمایت از حفاظت این آثار در شرایط بحران ایفا میکند. این نقش میتواند شامل ارائه چارچوبهای فنی، تسهیل همکاریهای بینالمللی و جلب حمایتهای اضطراری باشد.
در کنار این سازوکارها، نشان «بلو شیلد» با پشتیبانی Blue Shield International بهعنوان ابزاری برای شناسایی اموال فرهنگی در زمان مخاصمه، میتواند در صورت بهکارگیری صحیح، به افزایش سطح توجه و تعهد حفاظتی کمک کند. با این حال، اثربخشی آن وابسته به پیشنیازهایی چون مستندسازی دقیق، برنامهریزی پیشگیرانه و هماهنگی نهادی است.
در نهایت، دوره پس از آتشبس را باید فرصتی محدود اما تعیینکننده برای بازنگری در سیاستهای حفاظت از میراثفرهنگی دانست. آنچه اهمیت دارد، نه صرفاً واکنش به آسیبهای ثبتشده، بلکه درک این نکته است که بیتوجهی به نشانههای اولیه میتواند به پیامدهایی بهمراتب گستردهتر برای میراث تاریخی کشور منجر شود.
انتهای پیام/
نظر شما