اردوان بیرگانی، نقال و شاهنامهخوان در یادداشتی در وصف استاد جلال خالقی مطلق نوشت: «از شمار دو چشم، یک تن کم / وز شمارِ خرد، هزاران بیش». استاد جلال خالقیمطلق، که عمر خویش را بیهیچ چشمداشت در راه اعتلای فرهنگ ایران زمین نهاد، همیشه میگفت: «هیچ مراسمی برای من نگیرید و کسی را به زحمت نیندازید. کار من برای ایران بود و شما هم برای ایران بمانید.»
او سالها دور از میهن و در زمانهای پرآشوب، با صدایی خسته اما استوار، تنها یک پیام داشت: «شاهنامه را بخوانید؛ فردوسی آن را برای خواندن نوشته است.»
در سکوتی تلخ و بیخبر رفت؛ آنگاه که ایرانِ پرافتخارش دستخوش تلاطم بود. او تمام عمرش را وقف فرهنگ ایران کرد. مردی جنگی در میدان اندیشه؛ سوار بر خرد، به جنگ جهل و نادانی میتاخت.
پنجاه سال از جان و جوانیاش را برای ویرایش شاهنامه گذاشت. آرزویش یافتن نسخهای به خط حکیم توس بود تا رنج نیمقرن پژوهش بر باد نرود و بتواند آن را با دستان خویش ورق بزند.
خواند و نوشت، کاست و افزود، تا سرانجام شاهنامهای نزدیکتر به زبان و زمان فردوسی بزرگ را به دوستداران فرهنگ و تاریخ ایران پیشکش کند.
استاد دوران ما، جلال خالقیمطلق، آفریننده علمیترین و دقیقترین تصحیح شاهنامه بهگفته بزرگترین چهرههای ادب فارسی است؛ کاری سترگ که حاصل نیمقرن کوشش پیوسته و پژوهشی کممانند است.
تصحیح او نمونه درخشانِ شیوه متنشناسی در زبان فارسی است؛ چنانکه نوآوریهای روشمند او، معیار تصحیح متن را در ادبیات ما دگرگون و متعالی کرد.
او با رسمالخط ویژه و نشانهگذاریهای دقیقش گامی بزرگ برای نزدیککردن خوانش شاهنامه به لحن سراینده برداشت و خواندن آن را بر دوستداران آسانتر کرد.
ارزش تلاش او زمانی تمام و کمال ارج نهاده میشود که نوشتهها و یافتههایش خوانده شود و در دسترس نسلهای آینده قرار گیرد.
امروز او در کنار ما نیست؛ اما پژوهشهای گرانبها و یگانهاش درباره شاهنامه و حماسهسرایی ایرانی در کتابخانهها زنده است. با خواندن آنها، نام و یادش را جاودانه نگاه داریم.
چه نیکوست که زادروز او را روز پژوهش شاهنامه بنامیم؛ تا هر سال به یاد آوریم که چگونه یک عمر، بیوقفه و بیادعا، در راه بزرگترین اثر حماسی زبان فارسی کوشید و چراغ پژوهش شاهنامه را فروزانتر کرد.
انتهای پیام/
نظر شما