ماندانا خرمشقاقی، دانشآموخته رشته ایرانشناسی و نسل چهارم یونانیان مقیم ایران در یادداشتی نوشت: هیچ جنگی نیست که تمام نشود، اما آسیبهای آن تا همیشه میتواند در دل تاریخ زنده بماند.
آسیبهایی که گاه روایت تلخی میشوند برای بازماندگان و آیندگان و گاه با آسیب زدن به یادگارها و روایتهای گذشته تلخی دوچندان به بار میآورند؛ مانند آنچه مردم ایران در جنگ ۴۰ روزه پشت سر گذاشتند. جنگی که نه تنها دامن خانه و تأسیسات نظامی و غیر نظامی را گرفت بلکه به بخش مهمی از میراثفرهنگی ایران، به ویژه میراثفرهنگی شهری آسیب وارد کرد. میراثی که هر کدام نه تنها روایتگر گوشتهای از تاریخ و هویت این سرزمین بلکه جهانی است که ایران هم در آن قرار داشته و دارد. مانند کلیسای «سنت ماری» یا همان «کلیسای ارتدوکس یونانیان مقیم ایران.»
بنایی که روایت آن از دل چند سده استقامت، بیداری، جنگ و بیپناهی بخشی از مردم جهان عبور میکند تا عاقبت در گوشتهای از تهران آرام و استوار ایستاد و نماد و یادگاری شد از مهماننواز مردم ایران از پناهجویان یونانی و البته عشق و وابستگی متقابل همان یونانیان به ایران. ساختمانی که پیشتر در جریان گروگانگیری سفارت آمریکا در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ هشت ساله دچار آسیب جزئی شد؛ عبور مترو از زیر آن طی دو دهه گذشته باعث فرونشست آن شد و اکنون در جنگ اخیر بر اثر موج انفجار حمله آمریکا و اسراییل به محوطه سفارت سابق امریکا که در نزدیکی این ساختمان قرار دارد شیشههایش شکست و درهایش از جا کنده شد. حادثهای که بار دیگر جنگ را به رخ این ساختمان کشید تا به آن یادآوری کند روایت آن از دل جنگ گذر کرده است. روایتی که این چنین میتوان آغاز کرد.
با بیداری ملت یونان در ابتدای قرن ۱۸ میلادی سرانجام شعله جنگهای استقلال یونان از عثمانی در سال ۱۸۲۱ روشن میشود. هرچند سرانجام این جنگها پیروزی مردم یونان و تأسیس کشور مستقل یونان در نقشه جغرافیای جهان بود اما همزمان با آشوبها و آوارگیهای بسیاری نیز همراه بود. از این رو گروهی از یونانیان برای رهایی از پیامدهای این آشوبها به مرزهای پیرامون خود از جمله ایران پناه آوردند. آنها در ابتدای در شهرهای غربی و شمال غربی به ویژه تبریز ساکن و مشغول تجارت شدند.
هرچند آمار دقیقی از میزان ورود این دست از یونانیان به ایران وجود ندارد اما بعید است تعداد آنها از ۲۰۰ نفر تجاوز کرده باشد. با این وجود اوج ورود یونانیان را باید پس از فاجعه کشتار یونانیان در آسیای صغیر در سال ۱۹۲۱ و از سوی دیگر روی کار آمدن رضاشاه در ایران دانست. در این زمان گروهی از یونانیان برای نجات جان خود از این آشوب یا مستقیم به ایران پناه آوردند و یا پس از مسیر طولانی از روسیه وارد ایران شدند و بسیاری از آنها به دستور رضاشاه در استانهای گیلان و مازندران بهعنوان کشاورز تنباکو ساکن شدند و بسیاری دیگر نیز بعنوان کارگر در ساخت جادههای ایران مشغول کار شدند هم پای مردم ایران در آبادی این سرزمین کوشیدند و نخستین کلیسای ارتدوکس یونانیان را نیز در رشت تأسیس کردند. حدود یک دهه بعد حوالی سال ۱۹۳۰ شمار زیادی از این یونانیان به تهران مهاجرت کردند، مهاجرتی که سنگ بنای تأسیس انجمن یونانیان مقیم ایران و احداث ساختمان کلیسای سنت ماری را گذاشت.
با تأسیس این انجمن و کلیسا گردهماییها و دورهمیهای یونانیان مقیم ایران بیشتر از بیش شد، از سوی دیگر آنها هر روز با جامعه ایران بیشتر خو میگرفتند. بسیاری از آنها با زنان و مردان ایرانی ازدواج کردند و حاصل این ازدواج فرزندانی شدند که وارث هردو فرهنگ بودند. آنها زبان فارسی را به خوبی فرا گرفته بودند و به آداب و رسوم ایران از جمله نوروز احترام میگذاشتند و آن را همچون سال نو میلادی جشن میگرفتند. این خو گرفتن و همزیستی مسالمتآمیز تا آنجایی بود که پس از چند دهه یونانیانی که روزی مهمان بودند اکنون ایران را وطن واقعی خود میپنداشتند.
با پیروزی انقلاب اسلامی گروهی از آنها ناچار شدند ایران را ترک و به یونان مهاجرت کنند. با این وجود ترک ایران خلاف میل آنها بود و گمان میکردند تنها به مدت دوماه از ایران دور خواهند شد. اما زمانی که متوجه شدند با پیروزی انقلاب اسلامی مسیحیان میتوانند همچون گذشته با خیال راحت در ایران زندگی کنند بسیاریشان به ایران بازگشتند. آن گروه هم که در یونان مانند برای تحمل دورز ایران انجمن همزیستی را در آتن تشکیل دادند تا بتوانند با دور هم بودند به جا آوردن آداب و رسوم ایرانی از جمله پخت غذاهای ایرانی و جشن گرفتن نوروز یاد و خاطره ایران را زنده نگهدارند. حتی برخی از آنها با بخش فرهنگی سفارت ایران برای آموزش و ترویج زبان فارسی در یونان همکاری کردند.
آن گروه از ایرانیهایی هم که در ایران ماندند مانند گذشته به زندگی روزمره خود ادامه دادند و حتی در طی جنگ تحمیلی برخی از آنها در جبهه حاضر برا حفظ کیان سرزمین ایران پا به پای سایر همرزمان خود جنگیدند.
با این وجود با مرور زمان از تعداد یونانیان مقیم ایران کاسته شد. بزرگسالها پیر و فرسوده شدند و آرام آرام بار سفر از این جهان خاکی بستند و جوانها نیز مهاجرت کردند. با این وجود ساختمان کلیسای سنتماری یا یونانیان مقیم ایران همچنان پا برجاست تا روایتگر مهربانی مردم ایران باشد.
انتهای پیام/
نظر شما