سیدعباس مصطفوی مشاور وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در یادداشتی نوشت: شهادت در فرهنگ شیعی، آغازی است بر حضوری ماندگار در تاریخ و حافظه جمعی. در این منظومه فکری، شهید نه از صحنه زندگی حذف میشود و نه در محدوده یک دوره تاریخی باقی میماند؛ بلکه به سرمایهای فرهنگی، هویتی و تمدنی بدل میشود که نسلهای پیدرپی با بازخوانی و بازتفسیر آن، هویت خویش را بازسازی میکنند. از این منظر، واقعه عاشورا را میتوان یکی از تأثیرگذارترین مصادیق میراثفرهنگی ناملموس در جهان دانست؛ میراثی که در هیات آیینها، مناسک، روایتها، ارزشها و شیوههای زیست اجتماعی تداوم یافته است.
در ادبیات میراثفرهنگی، «گنجینههای زنده بشری» به افرادی اطلاق میشود که حامل، حافظ و منتقلکننده میراث ناملموساند؛ شخصیتهایی که مجموعهای از دانش، تجربه، ارزشها و سنتهای فرهنگی در وجود آنان تجسم یافته است. اگر این مفهوم را در گستره تمدن اسلامی و فرهنگ شیعی بازخوانی کنیم، بیتردید امام حسین (ع) را میتوان بزرگترین گنجینه زنده تاریخ تشیع دانست؛ شخصیتی که همه مفاهیم آزادگی، کرامت انسانی، عدالتخواهی، ایثار و مقاومت در برابر ظلم در وجود او متبلور شده است.
امام حسین (ع) با انتخاب آگاهانه مسیر شهادت در کربلا، بنیانگذار میراثی شد که قرنهاست در تار و پود فرهنگ شیعی جریان دارد. آیینهای سوگواری محرم، تعزیه، نوحهخوانی، نقالیهای عاشورایی، سنتهای نذر و اطعام و دهها جلوه فرهنگی دیگر، همگی تجلیهای عینی این میراث ناملموساند؛ میراثی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و همچنان زنده و پویاست. راز ماندگاری عاشورا نیز در همین ویژگی نهفته است؛ اینکه امام حسین (ع) از مرزهای زمان عبور کرد و از یک شخصیت تاریخی به الگویی فراتاریخی و همواره زنده در وجدان جمعی مسلمانان و آزادگان جهان تبدیل شد.
در امتداد همین سنت تاریخی و معنایی، میتوان شهادت رهبر شهید انقلاب را نیز مورد تامل قرار داد. هرچند هیچ شخصیتی در ساحت قدسی و بیبدیل اهلبیت (ع) قابل قیاس با امام حسین (ع) نیست، اما فرهنگ سیاسی و اجتماعی انقلاب اسلامی از آغاز تاکنون، خود را در پرتو مکتب عاشورا تعریف کرده است. این فرهنگ، مقاومت در برابر ظلم، ایستادگی در برابر سلطه و ترجیح عزت بر سازش را از عاشورا الهام گرفته و به یکی از ارکان هویت معاصر ایرانیان تبدیل کرده است.
رهبر شهید انقلاب نیز در چارچوب همین منظومه فکری قابل فهم است. او در حیات خویش بارها بر درسهای عاشورا، ضرورت مقاومت و پرهیز از تسلیم در برابر ظلم تاکید داشت و گفتمان سیاسی و فرهنگی خود را بر همین بنیان استوار ساخته بود. از این رو، شهادت او در حافظه اجتماعی جامعه ایران و جهان اسلام در افق معنایی عاشورا تفسیر میشود؛ افقی که در آن، شهادت نقطه اوج ایثار و سرآغاز حیاتی تاریخی و تمدنی است.
از منظر میراثفرهنگی ناملموس، آنچه به یک شخصیت تاریخی ماندگاری میبخشد، توانایی تبدیل شدن به بخشی از حافظه جمعی و بازتولید مستمر ارزشهای برخاسته از حیات اوست. درست همانگونه که عاشورا طی قرون متمادی در قالب آیینها و مناسک گوناگون بازتولید شده است، آیینهای بزرگداشت و روایتهای شکلگرفته پیرامون شهادت رهبر شهید نیز میتواند در آینده بخشی از میراثفرهنگی معاصر جامعه ایرانی را شکل دهد؛ میراثی که حامل مفاهیمی چون مقاومت، وفاداری به آرمانها، استقلالخواهی و عزت ملی خواهد بود.
پیوند میان عاشورا و شهادت رهبر انقلاب را میتوان در سه سطح تحلیل کرد. نخست، در سطح گفتمانی؛ جایی که فرهنگ مقاومت و ایستادگی، مستقیما از مکتب حسینی الهام میگیرد و مفاهیمی چون عزت، امتناع از تسلیم، اقتدار در اوج مظلومیت و ایستادگی در برابر سلطه، بهعنوان عناصر پایدار این گفتمان طی قرون متمادی بازتولید و بازخوانی شدهاند. در این چارچوب، امام حسین (ع) نماد والای «مظلوم مقتدر» است؛ شخصیتی که در اوج مظلومیت، با حفظ عزت و اقتدار معنوی، مسیر تاریخ را دگرگون ساخت. دوم، در سطح آیینی؛ آنجا که شیوههای سوگواری، یادمانها و مناسک بزرگداشت، از الگوهای دیرپای فرهنگ عاشورا تاثیر میپذیرند و سوم، در سطح ارزشی؛ جایی که برآیند این تجربههای تاریخی در قالب مفاهیمی چون ایثار، آزادگی، وفاداری به آرمانها، ظلمستیزی و ترجیح حقیقت بر مصلحتهای زودگذر، به نسلهای بعد منتقل میشود.
در حقیقت، فرهنگ عاشورا طی قرون متمادی چارچوبی معنایی پدید آورده است که در آن، شهادتهای بزرگ تاریخی معنا مییابند و به بخشی از حافظه تمدنی جامعه تبدیل میشوند. این همان راز جاودانگی شهید است؛ اینکه انسان، با عبور از خویشتن فردی و فدا کردن جان در راه آرمان، از محدوده زیست مادی فراتر میرود و به گنجینهای برای نسلهای آینده تبدیل میشود.
شاید بتوان گفت مهمترین رسالت میراثفرهنگی ناملموس نیز دقیقا در همین نقطه نهفته است؛ حفظ، انتقال و تبیین ارزشهایی که هویت یک ملت را میسازند. عاشورا قرنهاست این رسالت را بر عهده دارد و راز جاودانگی شهید را برای نسلهای متوالی تبیین کرده است؛ اینکه شهادت در راه حقیقت، آغاز حضوری ماندگار در حافظه تاریخی و وجدان جمعی ملتهاست. امروز نیز هر شهادتی که در امتداد آن منظومه ارزشی فهم شود، میتواند به بخشی از این میراث زنده و پویا بدل شود؛ میراثی که در جان انسانها استمرار مییابد و راه آینده را روشن میکند.
انتهای پیام/

نظر شما