«راویان ایران»؛ پرواز سیمرغ برای معرفی ایرانی نو به جهان/ روایتی تازه از سرزمینی که هنوز داستان‌های بسیار برای گفتن دارد

ایران سرزمینی‌ است با تاریخی چندلایه و فرهنگی متکثر اما آنچه امروز بیش از همیشه اهمیت دارد، شیوه روایت و معرفی آن و ارائه تصویری تازه، زنده و واقعی از ایران به جهان است. «راویان ایران» با الهام از مفهوم «سیمرغ» نماد خرد، پرواز و پیوند، می‌تواند آغازی برای شکل‌گیری روایتی تازه از ایران باشد، روایتی که در آن میراث تاریخی و فرهنگی با زندگی امروز پیوند می‌خورد تا چهره‌ای نو، زنده و انسانی از ایران به جهان معرفی شود. در این میان، خبرنگاران به‌عنوان راویان ایران می‌توانند نقشی مهم در ساخت این تصویر و تبدیل «روایت ایران» به بخشی از برند فرهنگی کشور ایفا کنند.

به گزارش خبرنگار میراث‌آریا، ایران را می‌توان از هزاران زاویه دید. از میان ستون‌های تخت‌جمشید، در کوچه‌های بافت‌های تاریخی، میان تار و پود فرش‌های دستباف، در صدای موسیقی اقوام، در آیین‌هایی که نسل به نسل منتقل شده‌اند و حتی در زندگی روزمره مردمی که امروز در کنار این میراث زندگی می‌کنند. اما میان داشتن این همه میراث و شناخته شدن به واسطه آن، فاصله‌ای وجود دارد که یک عنصر می‌تواند آن را پر کند: روایت.

از همین منظر، «روایت ایران» می‌تواند بخشی از یک نگاه کلان به برندسازی فرهنگی ایران باشد، نگاهی که در آن خبرنگاران به‌عنوان روایتگران ایران، نقشی فراتر از انتقال خبر برعهده دارند.

در همین راستا، شامگاه دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵، در آیین گرامی‌داشت روز خبرنگار که از سوی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در هتل لاله تهران برگزار شد، از لوگوی «راویان ایران» رونمایی و این نشان به خبرنگاران اهدا شد. لوگویی که با الهام از نمادهایی همچون تخت‌جمشید، کتاب، قلم و سیمرغ طراحی شده، ترکیبی که می‌توان آن را روایتی تصویری از پیوند تاریخ، دانش، پیام‌رسانی، خرد و نوزایی دانست.

اما شاید اهمیت «راویان ایران» بیش از آنکه در خود لوگو باشد، در مفهومی‌ست که پشت این عنوان قرار دارد؛ مفهومی که می‌تواند خبرنگار را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین راویان فرهنگ، تاریخ و زندگی امروز ایران مورد توجه قرار دهد.

ایران کشوری‌ست که وقتی از فرهنگ و تاریخ آن سخن گفته می‌شود، معمولا چند تصویر شناخته‌شده در ذهن شکل می‌گیرد؛ تخت‌جمشید، نقش‌جهان، حافظیه، بناهای تاریخی، فرش ایرانی و شماری دیگر از نمادهای شناخته‌شده. این تصاویر بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت ایران هستند، اما تمام آن نیستند.

پشت هر بنای تاریخی، داستان انسان‌هایی وجود دارد که آن را ساخته‌اند، پشت هر هنر سنتی، نسلی از هنرمندان ایستاده‌اند که آن را حفظ کرده‌اند و پشت هر آیین، جامعه‌ای قرار دارد که هنوز به آن معنا می‌دهد.

حتی امروز، در کنار این میراث تاریخی، روایت‌های تازه‌ای در حال شکل‌گیری‌ست، جوانانی که صنایع‌دستی را با فناوری و طراحی معاصر پیوند می‌دهند، هنرمندانی که سنت را با زبان جدید بازآفرینی می‌کنند، روستاهایی که میراث ناملموس خود را حفظ کرده‌اند و شهرهایی که تاریخ و زندگی معاصر در آن‌ها همزمان جریان دارد.

بنابراین، اگر قرار است چهره‌ای تازه از ایران ساخته شود، این تصویر باید از ایران تاریخی عبور کند و به ایران زنده برسد.

ایران امروز، ادامه ایران دیروز است اما روایت آن باید بتواند مخاطب امروز را نیز با خود همراه کند.

برندسازی ایران؛ فراتر از یک نشان

برند حاصل مجموعه‌ای از تجربه‌ها، تصاویر، داستان‌ها و برداشت‌هایی‌ست که در طول زمان در ذهن مخاطبان شکل می‌گیرد.

بر این اساس، برندسازی فرهنگی ایران نیز نمی‌تواند تنها با معرفی چند اثر تاریخی یا برگزاری چند رویداد محقق شود.

آنچه می‌تواند این تصویر را ماندگار کند، روایت منسجم و مستمر از ایران است؛ روایتی که از تخت‌جمشید آغاز می‌شود، اما در آن متوقف نمی‌ماند. روایتی که حافظ و سعدی را معرفی می‌کند، اما به ادبیات معاصر نیز می‌رسد.

روایتی که از فرش ایرانی سخن می‌گوید، اما در کنار آن از زندگی بافنده و تلاش نسل جدید برای حفظ این هنر نیز می‌گوید. روایتی که یک بنای تاریخی را معرفی می‌کند، اما انسان‌هایی را که امروز در اطراف آن زندگی می‌کنند نیز می‌بیند.

در چنین چارچوبی، هر گزارش، عکس، مستند، گفت‌وگو و روایت رسانه‌ای می‌تواند بخشی از پازل بزرگ «برند ایران» باشد.

خبرنگار؛ از انتقال خبر تا ساخت روایت

نقش خبرنگار در این میان بسیار فراتر از اطلاع‌رسانی روزانه است. خبرنگار با انتخاب سوژه تصمیم می‌گیرد چه چیزی دیده شود؛ با انتخاب زاویه گزارش تعیین می‌کند مخاطب چگونه آن را ببیند و با انتخاب واژه‌ها، تصاویر و شخصیت‌های یک روایت، به یک رویداد یا پدیده معنا می‌دهد.

در حوزه میراث‌فرهنگی، این نقش اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. یک اثر تاریخی ممکن است برای مخاطب تنها یک ساختمان قدیمی باشد، اما گزارش خبرنگار می‌تواند داستان انسان‌هایی را که آن را ساخته‌اند، تحولات تاریخی پیرامون آن و زندگی امروز مردم در کنار آن را روایت کند.

یک هنر سنتی ممکن است تنها یک محصول به نظر برسد، اما خبرنگار می‌تواند از هنرمندی بگوید که سال‌ها برای زنده نگه داشتن آن هنر تلاش کرده است. یک آیین محلی ممکن است برای بسیاری ناشناخته باشد، اما یک گزارش حرفه‌ای می‌تواند آن را از یک مراسم محلی به بخشی از تصویر متنوع و چندلایه فرهنگ ایران تبدیل کند.

خبرنگار الزاما این تصویر را از صفر نمی‌سازد بلکه واقعیت‌های موجود را انتخاب، کشف، قاب‌بندی و روایت می‌کند. اگر مخاطب خارجی ایران را تنها با چند بنای تاریخی بشناسد، بخشی از واقعیت را دیده است؛ اگر ایران را تنها با اخبار روزمره بشناسد نیز باز تنها بخشی از واقعیت را دیده است. اما اگر در کنار تاریخ و اخبار، زندگی مردم، تنوع فرهنگی، هنر، ادبیات، صنایع‌دستی، طبیعت، معماری، غذا، موسیقی و خلاقیت نسل جدید را نیز ببیند، تصویری کامل‌تر و واقعی‌تر شکل خواهد گرفت. روایت تازه ایران، در واقع تلاشی برای کامل‌تر کردن تصویر ایران است.

از «معرفی» به «روایت»

شاید یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها همین باشد: معرفی کردن با روایت کردن یکسان نیست. معرفی می‌گوید یک اثر تاریخی کجاست، چه زمانی ساخته شده و چه ویژگی‌هایی دارد، اما روایت می‌پرسد چرا این اثر اهمیت دارد، چه کسانی با آن زندگی کرده‌اند و امروز چه معنایی برای جامعه دارد. معرفی می‌تواند اطلاعات بدهد؛ روایت می‌تواند ارتباط ایجاد کند.

برای همین است که در برندسازی فرهنگی، روایت انسانی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. مخاطب ممکن است اطلاعات مربوط به یک بنا را فراموش کند، اما داستان انسانی که سال‌ها از آن بنا مراقبت کرده است، در ذهنش باقی بماند. این همان ظرفیت بزرگی‌ست که خبرنگاران در اختیار دارند.

«راویان ایران»؛ یک عنوان با یک مسئولیت

رونمایی از لوگوی «راویان ایران» را می‌توان از این زاویه، بیش از یک اتفاق نمادین دید. این عنوان می‌تواند یادآور مسئولیتی باشد که بر دوش رسانه‌ها و خبرنگاران حوزه فرهنگ قرار دارد؛ مسئولیتی برای کشف روایت‌هایی که کمتر دیده شده‌اند و نشان دادن وجوهی از ایران که شاید در میان روایت‌های رسمی و کلیشه‌ای، کمتر فرصت دیده شدن پیدا کرده‌اند.

تخت‌جمشید در این نشان می‌تواند نماد گذشته و تمدن باشد، کتاب و قلم، نماد دانستن و روایت کردن و سیمرغ، نماد خرد، پرواز و پیوند.

ترکیب این عناصر می‌تواند آغازی برای شکل‌گیری روایتی تازه از ایران باشد؛ روایتی که در آن گذشته، دانش و روایت به یکدیگر پیوند می‌خورند و ایران را نه به‌عنوان تصویری ایستا از یک تمدن تاریخی، بلکه به‌عنوان فرهنگی زنده و پویا معرفی می‌کنند.

در نهایت، خبرنگار همان حلقه‌ای‌ست که این عناصر را به مخاطب پیوند می‌دهد. او می‌تواند تاریخ را از صفحات کتاب بیرون بیاورد و به یک روایت زنده تبدیل کند؛ می‌تواند یک اثر فرهنگی را از یک شیء به یک داستان انسانی تبدیل کند و نشان دهد که میراث ایران نه در گذشته متوقف شده و نه صرفا در موزه‌ها نگهداری می‌شود.

آینده برند ایران در گرو روایت‌های امروز است

هر کشوری که امروز از خود روایت می‌سازد، در واقع بخشی از حافظه آینده خود را نیز ثبت می‌کند. گزارشی که امروز درباره یک استادکار صنایع‌دستی منتشر می‌شود، ممکن است سال‌ها بعد به سندی برای شناخت فرهنگ و جامعه امروز ایران تبدیل شود. عکسی که امروز از یک آیین محلی ثبت می‌شود، شاید در آینده یکی از معدود اسناد تصویری باقی‌مانده از آن سنت باشد. گفت‌وگویی که امروز با یک هنرمند یا پژوهشگر انجام می‌شود، می‌تواند بخشی از حافظه فرهنگی نسل‌های بعد باشد.

به همین دلیل، برندسازی روایت ایران نیازمند توجه جدی به رسانه و خبرنگاران است؛ زیرا بدون روایتگران حرفه‌ای، حتی غنی‌ترین میراث نیز ممکن است نتواند جایگاه واقعی خود را در ذهن مخاطب پیدا کند.

ایران؛ سرزمینی برای روایت‌های بی‌پایان

شاید ایران یکی از معدود کشورهایی باشد که برای هر گوشه آن می‌توان داستانی پیدا کرد؛ داستان یک بنا، یک شهر، یک روستا، یک خانواده، یک هنرمند، یک آیین، یک غذا، یک قطعه موسیقی یا یک مهارت که نسل‌ها برای حفظ آن تلاش کرده‌اند.

«راویان ایران» می‌تواند فرصتی برای باز کردن این مسیر باشد؛ مسیری که در آن خبرنگار به سراغ لایه‌های پنهان‌تر فرهنگ و تاریخ می‌رود و روایت‌هایی را کشف می‌کند که شاید در هیاهوی روایت‌های روزمره کمتر دیده شده‌اند.

روایت ایران، اگر قرار است به یک برند فرهنگی قدرتمند تبدیل شود، باید چندصدا، چندلایه و انسانی باشد؛ روایتی که هم تخت‌جمشید را ببیند و هم زندگی مردمی را که امروز در این سرزمین زندگی می‌کنند.

روایتی که گذشته را فراموش نکند، اما در گذشته متوقف نماند؛ روایتی که تاریخ را پاس بدارد، اما برای امروز نیز حرفی برای گفتن داشته باشد.

در این میان، خبرنگاران می‌توانند همان کسانی باشند که این روایت را از میان انبوه واقعیت‌ها پیدا می‌کنند، به آن شکل می‌دهند و به مخاطب می‌رسانند.

در نهایت، شاید پرسش اصلی برای آینده برندسازی فرهنگی ایران این نباشد که «ایران چه دارد؟»؛ زیرا پاسخ به این پرسش را می‌توان در هزاران سال تاریخ و فرهنگ این سرزمین جست‌وجو کرد.

پرسش مهم‌تر این است: «ایران را چگونه روایت می‌کنیم؟»

پاسخ به این پرسش، آینده تصویری را که از ایران در ذهن مخاطبان امروز و نسل‌های آینده شکل می‌گیرد، رقم خواهد زد و «راویان ایران» می‌تواند یادآور این حقیقت باشد که هر خبرنگار، هر گزارش و هر روایت، بخشی از این تصویر بزرگ را می‌سازد.

شاید اکنون بیش از هر زمان دیگری لازم باشد ایران را با آنچه امروز خلق می‌کند و برای فردا به یادگار می‌گذارد، روایت کنیم؛ ایرانی که گذشته‌ای به بلندای تاریخ دارد، در امروز زندگی می‌کند و همچنان داستان‌های بسیار برای گفتن دارد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405052001496
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha