«از قصه تا دریا»؛ روایتی برای احیای نوروز دریایی و حافظه فرهنگی خلیج‌فارس

پژوهشگر قصه‌های ایرانی گفت: دریا برای مردمان جنوب تنها یک پهنه جغرافیایی یا منبع معیشت نبوده، بلکه سرچشمه آیین‌ها، موسیقی‌ها، باورها و روایت‌های شفاهی است. آوازهای کار صیادان، افسانه‌هایی همچون «داماهی»، «ننه دریا»، «دختران دریا» و قصه‌های دریانوردی، بخشی از حافظه جمعی این سرزمین را شکل داده‌اند.

فاطمه هاشمی، پژوهشگر و راوی قصه‌های ایرانی، در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا با اشاره به فعالیت مستمر خود در حوزه روایت قصه برای مخاطبان بزرگسال گفت: هدف اصلی این مسیر، بازگرداندن قصه به جایگاه تاریخی خود به‌عنوان زبان گفت‌وگوی فرهنگی و ابزاری برای انتقال میراث ناملموس ایران بوده است.

وی اظهار کرد: سه سال گذشته برای من فراتر از مجموعه‌ای از اجراهای قصه‌گویی بود و تلاشی برای پاسخ به این پرسش بنیادین محسوب می‌شد که آیا می‌توان قصه را دوباره به زبان گفت‌وگوی فرهنگی میان بزرگسالان بازگرداند.

هاشمی با تأکید بر اینکه در فرهنگ ایران، قصه همواره فراتر از سرگرمی بوده است، افزود: سنت‌هایی همچون نقالی، شاهنامه‌خوانی، پرده‌خوانی و روایت‌های آیینی نشان می‌دهد قصه طی قرن‌ها بستری برای انتقال تاریخ، هویت، ارزش‌ها و حافظه جمعی جامعه ایرانی بوده است.

این پژوهشگر با اشاره به اجرای پروژه «چهل قصه، چهل خانه» تصریح کرد: این طرح با هدف خارج کردن قصه از قالب‌های معمول اجرا و بازگرداندن آن به مکان‌هایی شکل گرفت که خود بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایران هستند. روایت قصه‌ها در خانه‌های تاریخی، کاخ گلستان، برج آزادی، تکیه نیاوران، زورخانه، کوچه ملی، خیابان‌های بافت تاریخی تهران و دیگر فضاهای فرهنگی برگزار شد؛ زیرا مکان تنها میزبان روایت نیست، بلکه بخشی از معنای آن را نیز شکل می‌دهد.

هاشمی ادامه داد: در این رویدادها مخاطب تنها شنونده نبود، بلکه با گفت‌وگو، موسیقی، آیین، پیاده‌روی فرهنگی و تجربه‌های مشارکتی در فرآیند زنده نگه داشتن روایت‌ها حضور داشت؛ چراکه میراث ناملموس زمانی تداوم می‌یابد که از یک مفهوم آرشیوی به تجربه‌ای زیسته و مشترک تبدیل شود.

وی درباره ضرورت توجه دوباره به قصه برای مخاطبان بزرگسال گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری به روایت نیاز داریم، زیرا در جهان پرشتاب امروز، قصه می‌تواند زبان مشترک جامعه باشد؛ زبانی که حافظ تجربه تاریخی، حافظه فرهنگی و ارزش‌های یک ملت است. قصه‌های ایرانی حاصل قرن‌ها زیست فرهنگی مردم این سرزمین‌اند و در دوره‌های دشوار می‌توانند به تقویت پیوندهای اجتماعی و افزایش تاب‌آوری فرهنگی کمک کنند.

این راوی قصه درباره رویداد «از قصه تا دریا» نیز اظهار کرد: این برنامه با الهام از نوروز دریایی، آیین آغاز فصل دریانوردی، صید و سفرهای دریایی طراحی شده و تلاشی برای بازآفرینی بخشی از میراث ناملموس ایران در سواحل و جزایر خلیج‌فارس است.

وی افزود: دریا برای مردمان جنوب تنها یک پهنه جغرافیایی یا منبع معیشت نبوده، بلکه سرچشمه آیین‌ها، موسیقی‌ها، باورها و روایت‌های شفاهی است. آوازهای کار صیادان، افسانه‌هایی همچون «داماهی»، «ننه دریا»، «دختران دریا» و قصه‌های دریانوردی، بخشی از حافظه جمعی این سرزمین را شکل داده‌اند.

هاشمی با بیان اینکه در این رویداد تلاش شده مخاطب تنها شنونده نباشد، خاطرنشان کرد: شرکت‌کنندگان علاوه بر شنیدن روایت قصه‌ها، با فرهنگ دریایی جنوب آشنا می‌شوند و در کارگاه ساخت عروسک بومی «دختلوک» نیز حضور می‌یابند تا بخشی از مهارت‌ها و میراث زنده مردم قشم را تجربه کنند.

وی قصه را یکی از مهم‌ترین ابزارهای شناخت فرهنگ دانست و گفت: قصه‌های خلیج‌فارس فقط روایت‌هایی سرگرم‌کننده نیستند، بلکه حافظه زنده مردمانی هستند که زندگی‌شان با دریا، صید، سفر، مهاجرت، انتظار و بازگشت گره خورده است. روایت‌های شفاهی، ترانه‌های دریانوردی، آیین‌های صیادی و افسانه‌های محلی، دانش بومی را منتقل کرده‌اند؛ دانشی که در منابع رسمی کمتر ثبت شده است.

این پژوهشگر تأکید کرد: بازخوانی قصه‌های خلیج‌فارس به مخاطب کمک می‌کند نوروز دریایی و آیین‌های مرتبط را نه صرفاً جشن‌هایی محلی، بلکه بخشی از جهان‌بینی مردم جنوب بداند؛ جهانی که در آن انسان خود را همراه طبیعت می‌بیند و احترام به دریا، همبستگی اجتماعی، امید و ارتباط میان نسل‌ها ارزش‌های اصلی آن است.

هاشمی درباره عروسک بومی «دختلوک» نیز گفت: این عروسک تنها یک اسباب‌بازی نیست، بلکه بخشی از میراث ناملموس جنوب ایران به شمار می‌رود. زنان و مادران از طریق ساخت این عروسک، مهارت‌های دستی، زیبایی‌شناسی محلی، قصه‌ها و ارزش‌های فرهنگی را به نسل‌های بعد منتقل می‌کردند و در رویداد «از قصه تا دریا» نیز ساخت آن فرصتی برای تجربه عملی این میراث زنده فراهم می‌کند.

وی درباره معیار انتخاب قصه‌های ایرانی اظهار کرد: روایت‌هایی برای اجرا انتخاب می‌شوند که ریشه در حافظه فرهنگی مردم ایران داشته باشند، جهان‌بینی و ارزش‌های این سرزمین را بازتاب دهند و بتوانند میان میراث ناملموس و مخاطب امروز پیوند برقرار کنند.

هاشمی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ویژگی‌های قصه‌های خلیج‌فارس گفت: این روایت‌ها از دل یک جغرافیای دریایی و تجربه‌ای تمدنی شکل گرفته‌اند و دریا در آن‌ها تنها یک پس‌زمینه جغرافیایی نیست، بلکه عنصری هویت‌بخش، نماد امید، خطر، سفر و بازگشت است. بنادر تاریخی جنوب، دانش دریانوردی، لنج‌سازی، آیین‌های صیادی، موسیقی‌های دریایی و روایت‌های شفاهی، همگی بخشی از حافظه تمدنی ایران هستند.

وی افزود: قصه‌های خلیج‌فارس روایت مقاومت و تداوم فرهنگی مردمانی است که با وجود بحران‌ها و دشواری‌های تاریخی، زبان، آیین، موسیقی و شیوه زیست خود را حفظ کرده‌اند. بازخوانی این قصه‌ها می‌تواند چهره‌ای فرهنگی و تمدنی از ایران را به جهان معرفی کند؛ چهره‌ای که بر صلح، همزیستی، تعامل میان فرهنگ‌ها و نقش فرهنگ در پیوند میان انسان‌ها تأکید دارد.

هاشمی در پایان با بیان اینکه قصه یکی از مهم‌ترین ابزارهای زنده نگه داشتن آیین‌های کمتر شناخته‌شده است، اظهار کرد: وقتی آیین‌ها از طریق قصه، نمایش، عروسک یا روایت شفاهی بازآفرینی شوند، از حالت اطلاعات تاریخی خارج شده و به تجربه‌ای زنده برای نسل امروز تبدیل می‌شوند. از نگاه من، قصه‌گویی نوعی «قصه‌درمانی فرهنگی» است که جامعه را با قهرمانان، امیدها و ظرفیت‌های دوباره برخاستن آشنا می‌کند و حافظه فرهنگی را زنده نگه می‌دارد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405050700518
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha