بهگزارش میراث آریا، ژان-کلود ووآزن در نشستی که روز ۱۰ مرداد در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد، با اشاره به بیش از ۲۵ سال پژوهش میدانی خود در خاورمیانه، گفت: بررسی استحکامات ساسانی نشان میدهد که این معماری حاصل تعامل میان شرایط جغرافیایی ایران، نیازهای دفاعی و تأثیرپذیری از سنتهای معماری جهان رومی، بیزانسی و آسیای مرکزی است.
ووآزن با بیان اینکه ناهمواریهای ایران، از کوهستانها تا دشتهای میانکوهی و مناطق کویری، نقش تعیینکنندهای در شیوه ساخت استحکامات داشتهاند، افزود: در دشتها استفاده از خشت خام و آجر رواج داشته، در حالی که در مناطق کوهستانی سنگ به مصالح اصلی تبدیل شده است؛ ویژگیای که معماری نظامی ایران را از سنتهای معماری استپها و جهان یونانی ـ رومی متمایز میکند.
او با اشاره به تهدیدهای نظامی میان سده دوم پیش از میلاد تا سده ششم میلادی، از جمله هجوم هپتالیان، آلانها، سرمتها، قبایل عرب و امپراتوری روم و بیزانس، اظهار کرد: این شرایط موجب توسعه شبکه گستردهای از استحکامات برای حفاظت از مرزها، راههای ارتباطی و مراکز جمعیتی شد. همچنین قرار گرفتن ایران در مسیر شاهراههای تجاری موسوم به جاده ابریشم، زمینه انتقال فناوریها و تبادل اندیشههای معماری را فراهم کرد.
این پژوهشگر درباره روششناسی تحقیق خود توضیح داد: مطالعات بر پایه منابع مورخان و جغرافیدانان سدههای نهم تا یازدهم میلادی، از جمله یعقوبی، طبری و اصطخری، همچنین گزارشهای سیاحان اروپایی و افسران نظامی انگلیسی قرن نوزدهم و یافتههای جدید باستانشناسان ایرانی و خارجی انجام شده است. به گفته او، بخش قابل توجهی از پژوهشهای جدید به زبان فارسی منتشر شده و همین مسئله دسترسی پژوهشگران غیرفارسیزبان را با محدودیت مواجه کرده است.
ووآزن با اشاره به تحلیلهای معماری انجامشده بر روی قلعههای ساسانی گفت: تفاوت در ابعاد، شیوههای ساخت، موقعیت جغرافیایی، نوع استقرار و سازمان فضایی این بناها، اطلاعات ارزشمندی درباره گونهشناسی و کارکرد استحکامات نظامی ایران در دوره ساسانی ارائه میدهد.
او در ادامه به تحول الگوهای دفاعی ایران اشاره کرد و افزود: استحکامات ایران به دو گروه اصلی سازههای خشتی و سنگی تقسیم میشوند. در دشتها، قلعههای خشتی با خشتهای بزرگ رایج بودند، در حالی که در مناطق کوهستانی، معماری سنگی توسعه یافت و در دوره ساسانی به بلوغ رسید.
به گفته این پژوهشگر، برجهای دفاعی که در ابتدا به شکل مربع یا مستطیل ساخته میشدند، به تدریج به برجهای مدور تبدیل شدند؛ الگویی که ریشه در سنتهای معماری آسیای مرکزی داشت. همچنین وجود آبانبارها در ارگهای ساسانی، نشاندهنده توجه ویژه معماران این دوره به تأمین پایدار آب در استحکامات نظامی است.
ووآزن تأکید کرد که ارتباط ایران ساسانی با جهان روم، تأثیر عمیقی بر فناوری ساختوساز برجای گذاشت. به گفته وی، ورود فنون مهندسی رومی توسط اسیران جنگی، استفاده از ملاتهای مقاوم را رواج داد و امکان ساخت بناهایی با مقاومت بیشتر در برابر زمینلرزه را فراهم کرد. دژ بیشاپور نیز نمونه شاخص این تحول معماری به شمار میرود.
او همچنین با اشاره به اواخر دوره ساسانی گفت: در این دوره، دژهای کوهستانی با الگوگیری از معماری بیزانسی گسترش یافتند و همزمان دیوارهای دفاعی عظیمی مانند دیوار گرگان و استحکامات دشت مغان برای مقابله با یورش اقوام استپی احداث شدند؛ دیوارهایی که با قلعهها و پادگانهای نظامی تقویت شده بودند.
ژان-کلود ووآزن در پایان تأکید کرد: این پژوهش را باید گامی آغازین در شناخت معماری نظامی ساسانی دانست و برای دستیابی به تصویری جامعتر، انجام کاوشهای باستانشناسی، تدوین تکنگاریهای تخصصی، بررسی علمی مصالح و ملاتها و مطالعه دقیق ویژگیهای هر استحکام تاریخی ضروری است.
انتهای پیام/
نظر شما