مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراث آریا در یادداشتی نوشت: نسبت میان میراث فرهنگی و رسانه، موضوعی حاشیهای یا صرفاً رسانهای نیست، بلکه بخشی از فرآیند حکمرانی فرهنگی کشور به شمار میرود. میراث فرهنگی متعلق به همه جامعه است و حفاظت، معرفی و انتقال آن به نسلهای آینده، بدون حضور جامعه و رسانهها امکانپذیر نخواهد بود.
عصر دوشنبه ۱۹ مرداد در مراسم روز خبرنگار و در جمع وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و معاونان و مدیران این وزارتخانه، فرصتی فراهم شد تا درباره همین نسبت و ضرورت تقویت گفتوگو میان رسانه و نهاد متولی میراث فرهنگی سخن بگویم.
به عنوان خبرنگار میراثآریا و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای این رسانه، شاهدم که در ماههای اخیر فصل تازهای از گفتوگو میان نخبگان، تشکلهای مردمنهاد و وزارت میراثفرهنگی شکل گرفته است. نکته قابل توجه اینکه بسیاری از کارشناسان، پژوهشگران و فعالان این حوزه پس از انتشار نخستین گفتوگوی خود در میراثآریا، تأکید میکنند که خوشحالند برای نخستینبار صدایشان در یک رسانه تخصصی میراث فرهنگی شنیده شده است. همین اتفاق ساده، اهمیت رسانه تخصصی را در ایجاد ارتباط میان بدنه کارشناسی و مدیران فرهنگی کشور نشان میدهد.
رسانههای تخصصی میراث فرهنگی صرفاً بازتابدهنده اخبار نیستند. این رسانهها میتوانند در کنار نهادهای تخصصی، نقش رصدکننده اجتماعی، مطالبهگر، روایتگر و همراه در صیانت از میراث کشور داشته باشند. از طرح موضوع آسیب به بناهای تاریخی و محوطههای باستانی گرفته تا توجه به میراث ناملموس، معرفی ظرفیتهای گردشگری و صنایعدستی و انعکاس دیدگاههای نخبگان و سمنها، رسانه میتواند به دیدهشدن دقیقتر مسائل و فرصتهای این حوزه کمک کند.
شفافیت؛ نخستین ضرورت ارتباط با رسانه
میراث فرهنگی یک سرمایه عمومی است و طبیعی است که جامعه و رسانهها به اطلاعات دقیق، منظم و قابل اتکا درباره وضعیت این سرمایه نیاز داشته باشند.
اطلاع از وضعیت آثار تاریخی، پروژههای مرمتی و حفاظتی، روند ثبت آثار، برنامههای اجرایی و سیاستهای پیشرو، حق جامعه و یکی از الزامات شکلگیری اعتماد عمومی است.
از این منظر، آنچه اهمیت دارد، ایجاد سازوکارهای پایدار و نظاممند اطلاعرسانی است؛ بهگونهای که دسترسی رسانهها به اطلاعات صرفاً وابسته به مناسبتها، رویدادها یا شرایط مقطعی نباشد. هرچه اطلاعات دقیقتر و سریعتر در اختیار رسانههای تخصصی قرار گیرد، امکان تحلیل و روایت حرفهایتر مسائل نیز افزایش پیدا میکند.
رسانه؛ ناظر بیرونی اما همراه
حضور رسانه در کنار پروژههای میراث فرهنگی، از مرحله تصمیمگیری تا اجرا و بهرهبرداری، نباید به عنوان مداخله در امور تخصصی تلقی شود. رسانه میتواند با طرح پرسش، پیگیری روند اجرا و انعکاس دیدگاههای کارشناسان و جامعه محلی، به افزایش دقت و کیفیت فرآیندها کمک کند.
این حضور در واقع نوعی نظارت اجتماعی سازنده است؛ نظارتی که اگر بر پایه اطلاعات صحیح، تخصص و انصاف شکل بگیرد، نهتنها تهدیدی برای دستگاه اجرایی نیست، بلکه میتواند به اصلاح فرآیندها، کاهش خطاها و تقویت اعتماد عمومی منجر شود.
میراث ناملموس؛ میراثی که باید روایت شود
یکی از عرصههایی که بیش از گذشته به روایت رسانهای نیاز دارد، میراث ناملموس است.
میراث ناملموس فقط مجموعهای از پروندههای ثبتشده نیست؛ بلکه بخشی زنده از هویت فرهنگی و اجتماعی مردم است. آیینها، مهارتها، دانشهای بومی، موسیقی، زبان، روایتها، سنتها و شیوههای زیست، زمانی معنا پیدا میکنند که در زندگی مردم استمرار داشته باشند.
در این میان، رسانه میتواند حاملان این میراث را به جامعه معرفی کند و زمینه شناختهشدن آنها به عنوان سرمایههای فرهنگی کشور را فراهم آورد. اگر صاحبان دانش و مهارتهای سنتی دیده نشوند و نسل جدید ارتباطی با آنان برقرار نکند، ثبت یک میراث به تنهایی نمیتواند تضمینکننده استمرار آن باشد.
رسانه میتواند این فاصله را کاهش دهد؛ میتواند روایتگر انسانهایی باشد که خود، حاملان بخش مهمی از حافظه فرهنگی ایران هستند.
اقتصاد میراث؛ از حفاظت تا توسعه
میراث فرهنگی علاوه بر ارزش هویتی و تاریخی، ظرفیت مهمی برای گردشگری، اشتغال، کارآفرینی و توسعه جوامع محلی دارد.
اما برای بالفعل شدن این ظرفیتها، لازم است روایت منسجمتری از پیوند میان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شکل گیرد. این سه حوزه را نمیتوان جزیرههایی جدا از یکدیگر دید. یک بنای تاریخی میتواند به رونق گردشگری کمک کند؛ گردشگری میتواند بازار صنایعدستی را توسعه دهد و صنایعدستی نیز میتواند بخشی از هویت و اقتصاد مقصد گردشگری باشد.
رسانه تخصصی میتواند این پیوند را برای جامعه توضیح دهد و نشان دهد که حفاظت از میراث فرهنگی تنها یک هزینه نیست، بلکه میتواند بخشی از فرآیند توسعه پایدار و ایجاد فرصتهای اقتصادی برای جوامع محلی باشد.
گفتوگو با رسانه، بخشی از حکمرانی فرهنگی است
رسانه ذاتاً پرسشگر است. تحلیل میکند، نقد میکند و دیدگاههای متفاوت را به جامعه منتقل میکند. این ویژگی نباید مانعی برای تعامل میان رسانه و دستگاه اجرایی تلقی شود.
برعکس، اگر این رابطه بر پایه گفتوگو، شفافیت و اعتماد متقابل شکل بگیرد، رسانه میتواند به ارتقای کیفیت تصمیمگیریها و حتی اصلاح سیاستها کمک کند.
به همین دلیل، ایجاد یک سازوکار منظم و پایدار برای گفتوگو میان وزارت میراثفرهنگی و رسانههای تخصصی میتواند اقدامی مؤثر باشد؛ سازوکاری که در آن خبرنگاران و مدیران بتوانند مسائل را مستقیم، شفاف و کارشناسی با یکدیگر در میان بگذارند.
این تعامل البته به معنای کنار گذاشتن نقد نیست. رسانهای که نقد نکند، کارکرد حرفهای خود را از دست میدهد؛ همانطور که رسانهای که صرفاً نقد کند و دستاوردها و تلاشهای صورتگرفته را نادیده بگیرد نیز نمیتواند روایت کاملی از واقعیت ارائه دهد.
اصحاب رسانه باید هم مسائل و کاستیها را ببینند و هم تلاشها و دستاوردها را منصفانه روایت کنند.
اعتماد متقابل؛ سرمایه مشترک
هرچه شناخت جامعه از میراث فرهنگی عمیقتر شود، زمینه حفاظت و پاسداشت آن نیز تقویت خواهد شد. در این میان، رسانه یکی از مهمترین حلقههای ارتباطی میان مردم، نخبگان، کارشناسان، تشکلهای مردمنهاد و دستگاههای مسئول است.
از این منظر، رسانه نباید در حاشیه فرآیند حفاظت و معرفی میراث فرهنگی قرار گیرد. رسانه میتواند در کنار سایر بازیگران این حوزه، به عنوان یک شریک اجتماعی و فرهنگی، مسئولیت آگاهیبخشی، مطالبهگری و روایتگری را بر عهده داشته باشد.
ما نیز به عنوان اصحاب رسانه، خود را متعهد میدانیم که در کنار طرح مسائل و نقدهای کارشناسی، تلاشها و دستاوردهای حوزه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی را نیز با رویکردی منصفانه و حرفهای منعکس کنیم.
در نهایت، آنچه میتواند این رابطه را پایدار کند، نه صرفاً نشستها و مناسبتها، بلکه اعتماد متقابل، دسترسی به اطلاعات، گفتوگوی مستمر و پذیرش نقش رسانه در حکمرانی فرهنگی است.
میراث فرهنگی زمانی بهتر حفاظت خواهد شد که جامعه آن را بشناسد، درباره آن گفتوگو کند و نسبت به سرنوشتش احساس مسئولیت داشته باشد؛ و رسانه میتواند یکی از مهمترین مسیرهای شکلگیری این شناخت و مسئولیت اجتماعی باشد.
انتهای پیام/
نظر شما