میراثآریا: گاهی یک شی پنجرهای است که از میان خاک و خاکستر، چشم انسان امروز را به جهانی دوردست باز میکند. جام زرین حسنلو از همین جنس است، اثری که نزدیک به سه هزار سال در زیر آوار یک ساختمان سوخته مدفون ماند و سرانجام در جریان کاوشهای باستانشناختی تپه حسنلو در سال ۱۳۳۶ خورشیدی از دل خاک بیرون آمد.
داستان این جام اما از قبل از لحظه کشف آغاز میشود. حدود سه هزار و ۲۰۰ سال پیش، در دژ حسنلو در جنوب دریاچه ارومیه، رویدادی خشونتبار رخ داد، آتش به بخشهایی از استقرارگاه افتاد، ساختمانها فروریختند و انسانها و اشیای ارزشمند در میان لایههای ضخیم خاکستر و آوار گرفتار شدند. همین فاجعه تاریخی، بخشی از میراث آن جامعه را برای هزارهها حفظ کرد.
جام زرین در میان بقایای ساختمان سوخته موسوم به «I غربی» در تپه مرکزی حسنلو و در کنار بقایای سه مرد کشف شد. یکی از این افراد جام را در دست داشت و دو نفر دیگر نیز جنگافزارهایی از جمله شمشیر، خنجر و گرز همراه داشتند. همین وضعیت کشف، یکی از رازهای ماندگار حسنلو را شکل داده است: این افراد مدافعان دژ بودند که در واپسین لحظات سقوط آن در حال نجات گنجینهها بودند یا مهاجمانی که در جریان غارت، اشیای ارزشمند را با خود حمل میکردند؟
باستانشناسان تاکنون پاسخ قطعی برای این پرسش نیافتهاند؛ اما همین ابهام، جام حسنلو را به سندی زنده از یک لحظه تاریخی بدل کرده است.
گنجی که رابرت دایسون را شگفتزده کرد
کاوشهای علمی حسنلو با تلاش هیئتهای مختلف باستانشناسی از دهههای نخست قرن چهاردهم خورشیدی آغاز شد. پیش از کاوشهای علمی گسترده، در سال ۱۳۱۳ خورشیدی یک هیئت تجاری در این تپه فعالیت کرده بود و دو سال بعد نیز اورل اشتین، باستانشناس و پژوهشگر انگلیسی، با انجام گمانهزنیهایی بخشی از ظرفیت باستانشناختی محوطه را آشکار کرد.
در سال ۱۳۲۸ خورشیدی، کاوش علمی در حسنلو با مشارکت مهندس علی حاکمی و محمود راد انجام شد و شمار قابل توجهی از یافتههای این محوطه به موزه ایران باستان منتقل شد.
اما فصل مهم دیگری از تاریخ حسنلو با حضور هیئت آمریکایی به سرپرستی رابرت دایسون آغاز شد؛ کاوشگری که در جریان حفاریهای سال ۱۳۳۶ با یکی از مشهورترین آثار زرین جهان باستان روبهرو شد.
جام در حالی کشف شد که بر اثر فشار آوار آسیب دیده و شکل اولیه آن دگرگون شده بود. همین وضعیت، بازسازی دقیق فرم اصلی آن را دشوار کرده است؛ اما حتی در حالت آسیبدیده نیز کیفیت ساخت و غنای نقوش، اهمیت استثنایی آن را آشکار میکرد.
این اثر اکنون در موزه ایران باستان نگهداری میشود و از شناختهشدهترین آثار تمدنهای پیش از شکلگیری دولت ماد در ایران به شمار میآید.
۹۵۰ گرم طلا؛ اما ارزش جام فقط در زرین بودن آن نیست
جام حسنلو حدود ۲۱ سانتیمتر ارتفاع، ۲۵ سانتیمتر قطر و نزدیک به ۹۵۰ گرم وزن دارد، اما اهمیت آن را نمیتوان با وزن طلا یا ارزش مادی فلز سازندهاش سنجید.
آنچه این جام را به یک سند منحصربهفرد تبدیل میکند، جهان تصویری حکشده بر بدنه آن است، مجموعهای از صحنهها و پیکرهها که اطلاعاتی کمنظیر درباره نظام باورها، اسطورهها، آیینها، جنگافزارها، پوشش و برخی جنبههای زندگی اجتماعی مردمان این سرزمین در هزاره نخست پیش از میلاد در اختیار پژوهشگران قرار میدهد.
سطح جام با نقشهایی از خدایان سوار بر ارابه، کاهنان، حیوانات، جنگجویان، قربانیکنندگان، پهلوانان و صحنههای اسطورهای پوشانده شده است. در یکی از مهمترین صحنهها، ایزدی بر گردونهای که گاو نر آن را میکشد، به سوی کاهنی حرکت میکند که جامی در دست دارد؛ در صحنهای دیگر، پهلوانی با موجودی هیولایی و نیمهانسانی درگیر نبرد است.
در میان این تصاویر، نشانههایی از آیینهای مذهبی نیز دیده میشود، از کاهنانی که حیوانات قربانی را حمل میکنند تا پیکرههایی که بهنظر میرسد با مفاهیم آب، باروری و نیروهای طبیعی ارتباط دارند.
همین تنوع تصویری سبب شده است جام حسنلو در کانون بحثهای علمی درباره سنتهای مذهبی و اسطورهای جوامع باستانی شمالغرب ایران قرار گیرد.
روایتی که هنوز تمام نشده است
نقوش جام حسنلو را نمیتوان با یک تفسیر واحد توضیح داد. پژوهشگران طی دهههای گذشته کوشیدهاند شخصیتها، حیوانات، ارابهها و صحنههای نبرد آن را در چارچوب سنتهای هنری و اسطورهای غرب آسیا و ایران باستان تحلیل کنند.
در بالاترین ردیف جام، سه شخصیت الهی بر ارابههایی قرار گرفتهاند و در برابر یکی از آنان، کاهنی با جامی در دست دیده میشود. برخی پژوهشگران این شخصیتها را با نیروهای مرتبط با آسمان، زمین و خورشید مرتبط دانستهاند.
در بخش دیگری، صحنهای از نبرد پهلوانی با موجودی هیولایی دیده میشود؛ تصویری که از منظر اسطورهشناسی اهمیت ویژهای دارد و از جمله موضوعاتی است که همچنان در مطالعات مربوط به حسنلو مورد بررسی و تفسیر قرار میگیرد.
از سوی دیگر، برخی ویژگیهای فنی و تصویری جام، پیوندهایی با سنتهای هنری شناختهشده در دورههای بعدی ایران نشان میدهد. شیوه نمایش کماندار، برخی الگوهای جانوری و نحوه پرداخت پیکرهها، از جمله جزئیاتی است که در مطالعات تطبیقی هنر ایران باستان مورد توجه قرار گرفتهاند. به همین دلیل، جام حسنلو بخشی از زنجیره تحول هنر، اسطوره و فناوری در فلات ایران است.
سه مرد و یک راز سههزار ساله
شاید هیچ بخش از داستان جام حسنلو به اندازه بقایای سه مردی که در کنار آن کشف شدند، رازآلود نباشد. این سه نفر در اتاق جنوبشرقی ساختمان سوخته «I غربی» و زیر لایههای ناشی از فروریختن ساختمان گرفتار شده بودند. فردی که در پیشاپیش آنها قرار داشت، شمشیری آهنی و خنجری با دسته طلایی همراه داشت. فرد دوم، همان شخصی بود که جام در دست راست او قرار داشت و آثاری از پوشش یا تجهیزات جنگی نیز به همراه داشت. فرد سوم نیز حامل گرز ستارهشکل، خنجر و شمشیر بود.
ترکیب این یافتهها پرسشی تاریخی را پیش روی باستانشناسان قرار داده است: چه کسانی بودند و در واپسین لحظات دژ حسنلو چه میکردند؟
یک احتمال، تعلق آنان به نیروهای مدافع محوطه است؛ جنگجویانی که در هنگام سقوط دژ تلاش کردهاند اشیای ارزشمند را از ساختمان خارج کنند. احتمال دیگر، تعلق آنان به مهاجمان و غارتگرانی است که پس از سقوط دژ به خزانه یا بخشهای ارزشمند آن دسترسی پیدا کردهاند. هیچیک از این دو روایت تاکنون بهطور قطعی اثبات نشده است.
و شاید همین ناتمامبودن روایت است که به جام حسنلو جذابیتی فراتر از یک شیء موزهای میدهد، جام در دست مردی باقی مانده که هویت و سرنوشتش همچنان در هالهای از ابهام است.
حسنلو؛ شهری که سوخت اما روایتش باقی ماند
تپه حسنلو در دشت سلدوز، در محدوده شهرستان نقده، قرار دارد؛ تپهای بزرگ و مدور که قطر آن حدود ۲۵۰ تا ۲۸۵ متر و ارتفاع آن نزدیک به ۲۰ متر گزارش شده است.
بررسیهای باستانشناختی نشان دادهاند که این محوطه در دورههای مختلف سکونت انسانی را تجربه کرده و یکی از مهمترین مراکز باستانشناختی شمالغرب ایران به شمار میرود.
مجموعه یافتههای حسنلو تصویری چندلایه از زندگی در این منطقه ارائه میکند؛ از ابزار و جنگافزار گرفته تا ظروف، زیورآلات و اشیای آیینی. همین تنوع، حسنلو را به یکی از محوطههای کلیدی برای مطالعه جوامع ساکن در جنوب دریاچه ارومیه در هزاره نخست پیش از میلاد تبدیل کرده است.
در این میان، جام زرین جایگاهی متفاوت دارد. اگر بسیاری از یافتههای باستانشناختی، اطلاعاتی پراکنده از گذشته در اختیار ما قرار میدهند، جام حسنلو گویی بخشی از آن جهان را در یک قاب تصویری فشرده کرده است.
بر بدنه آن، همزمان میتوان ردپای هنر، اسطوره، آیین، جنگ و زندگی اجتماعی را جستوجو کرد.
یک اثر؛ چند روایت از ایران باستان
جام حسنلو در نگاه نخست، شیئی زرین و نفیس است اما در نگاه باستانشناختی، مجموعهای از دادههای تاریخی است که هر نقش آن میتواند بخشی از یک روایت بزرگتر را باز کند.
نوع سلاحها، شیوه نمایش جنگجویان، پوشش پیکرهها، ارابهها، حیوانات، آیینهای قربانی و شخصیتهای اسطورهای، همگی اطلاعاتی را در خود جای دادهاند که بدون وجود این اثر، دسترسی به بخشی از آنها بسیار دشوار بود.
این ویژگی، جام حسنلو را به یکی از مهمترین نمونههای هنر تصویری ایران پیش از دوره ماد تبدیل کرده است؛ اثری که در آن، مهارت فنی طلاکار باستان با جهان ذهنی و اسطورهای جامعهای که هزاران سال پیش در این سرزمین زندگی میکرده، درهم آمیخته است.
جام، امروز دیگر در میان آوارهای ساختمان سوخته حسنلو نیست. از دل خاک بیرون آمده، از مرزهای جغرافیایی محوطه عبور کرده و به یکی از شناختهشدهترین نمادهای باستانشناسی ایران تبدیل شده است؛ اما هنوز پرسشهای بسیاری درباره آن باقی مانده است.
شاید راز ماندگاری حسنلو نیز همین باشد: هر بار که پژوهشگری به نقشی از این جام نگاه میکند، ممکن است پرسشی تازه شکل بگیرد؛ پرسشی درباره مردمانی که آن را ساختند، آیینهایی که در آن بازتاب یافته، جنگی که آن را در زیر خاک مدفون کرد و مردی که آخرین بار آن را در دست داشت.
۲۳ مرداد، سالروز کشف جام زرین حسنلو، یادآور لحظهای است که بخشی از یک تمدن خاموش، پس از هزاران سال دوباره سخن گفت. جام حسنلو امروز در موزه ایران باستان قرار دارد، اما روایت اصلی آن هنوز در همان دشتهای جنوب دریاچه ارومیه، در لایههای خاک تپه حسنلو و در حافظه تاریخی ایران ادامه دارد.
انتهای پیام/

نظر شما