فاطمه خدادادی آق قلعه، معمار و پژوهشگر در یادداشتی برای میراث آریا نوشت: روستای افین در شهرستان زیرکوه خراسان جنوبی، نمونهای از یک سکونتگاه تاریخی با ساختاری چندلایه است که در فرآیندی تاریخی و در پیوند متقابل میان اقلیم، ساختار طبیعی، نظام تولید، منابع آب، الگوی استقرار، معماری بومی و مناسبات اجتماعی شکل گرفته است. برهمکنش این مؤلفهها در طول زمان، به شکلگیری منظر فرهنگی افین انجامیده؛ منظری که در آن ساختار کالبدی سکونتگاه، نظامهای طبیعی و تولیدی و شیوههای زیست اجتماعی در ارتباطی متقابل قرار دارند. از این منظر، افین را باید سکونتگاهی تاریخی و زنده دانست که تداوم حیات آن، مبنای هرگونه سیاستگذاری و برنامهریزی برای حفاظت، بازآفرینی و توسعه گردشگری است.
قرار گرفتن افین در مسیر حضور در شبکه روستاهای گردشگری سازمان جهانی گردشگری، همزمان با مجموعهای از اقدامات انجامشده در حوزه میراث، گردشگری و جامعه محلی، نشاندهنده شکلگیری فرآیندی تدریجی برای بازتعریف جایگاه این سکونتگاه است. اقدامات تخصصی برای شناسایی و معرفی ظرفیتهای گردشگری، پیگیری مرمت و حفاظت از عناصر تاریخی، تخصیص اعتبارات، ساماندهی مسیرهای گردشگری و توجه به زیرساختهای مورد نیاز، در کنار برنامههای توانمندسازی جامعه محلی، هر یک بخشی از این فرآیند را شکل دادهاند. مجموع این اقدامات را میتوان در راستای حرکت از رویکرد حفاظت منفرد ابنیه به سوی مدیریت یکپارچه میراث و توسعه ارزیابی کرد. اهمیت مرحله کنونی در آن است که این اقدامات از سطح پروژههای مجزا فراتر رفته و در قالب یک چارچوب منسجم فضایی، اجتماعی و اقتصادی به یکدیگر متصل شوند.
در رویکردهای معاصر حفاظت، ارزش میراثی یک بنا مستقل از زمینه فضایی و فرهنگی آن تعریف نمیشود. رابطه بنا با معبر، باغ، اراضی کشاورزی، منابع آب، فضاهای جمعی و چشمانداز پیرامون، بخشی از معنای تاریخی مکان را شکل میدهد. بنابراین، حفاظت افین نیازمند حفاظت یکپارچه ساختار سکونتگاهی و منظر فرهنگی است. در این چارچوب، نظام ارزشهای تاریخی، معماری، اجتماعی، محیطی و معنایی روستا باید شناسایی و پهنهبندی شود تا نسبت میان عرصههای حفاظت، مداخله و توسعه مشخص باشد. در چنین فرآیندی، معماری معاصر نیز نمیتواند بر پایه بازتولید صوری معماری گذشته شکل گیرد. مداخله جدید باید واجد خوانایی زمینهای و تداوم مورفولوژیک باشد؛ یعنی نسبت آن با مقیاس، تناسبات، مصالح، خط آسمان، سازمان فضایی، نسبت توده و فضا و منطق اقلیمی بافت موجود مشخص باشد. اقامتگاه گردشگری، فضای پذیرایی، خدمات عمومی یا هر بنای جدید، زمانی با ساختار تاریخی سازگار است که ضمن پاسخگویی به نیازهای معاصر، پیوستگی فضایی و بصری سکونتگاه را مختل نکند.
از سوی دیگر، منظر افین را باید در مقیاسی فراتر از محدوده کالبدی روستا تحلیل کرد. باغها و اراضی کشاورزی، نظام آب، پوشش گیاهی، توپوگرافی و مسیرهای ارتباطی، بخشی از ساختار منظر فرهنگی افین هستند. به همین دلیل، رویکرد منظرپایه میتواند مبنای مناسبی برای برنامهریزی آینده باشد؛ رویکردی که فرآیندهای طبیعی و انسانی و رابطه متقابل آنها با ساختار فضایی سکونتگاه را همزمان مورد توجه قرار میدهد.
گردشگری نیز باید در همین ساختار فضایی و اقتصادی ادغام شود. یکی از ظرفیتهای مهم افین، پیوند میان میراث معماری و نظام تولید کشاورزی، بهویژه زرشک، است. این ظرفیت میتواند در قالب زنجیره ارزش گردشگری توسعه یابد؛ بهگونهای که تولید محصول، دانش بومی، فرآوری، خوراک، صنایعدستی، اقامت و خدمات گردشگری در یک شبکه اقتصادی محلی به یکدیگر متصل شوند. در این مدل، گردشگری صرفاً مصرفکننده منابع محلی نیست، بلکه بخشی از سازوکار تولید و توزیع ارزش در اقتصاد روستا خواهد بود.
توجه به جامعه محلی نیز بخشی از همین رویکرد است. برگزاری دورههای توانمندسازی و پرداختن به مهارتها و ظرفیتهای بومی، نشاندهنده حرکت به سوی تقویت نقش جامعه در فرآیند توسعه گردشگری است. در رویکردهای جدید، جامعه محلی صرفاً دریافتکننده خدمات نیست، بلکه یکی از ارکان حکمرانی مقصد و تولید ارزش مکانی محسوب میشود. بنابراین، توانمندسازی باید به ظرفیت نهادی، شبکههای همکاری و مشارکت مؤثر در تصمیمگیری منجر شود. در سطح نهادی نیز، مسیر طیشده در افین نشان میدهد که حفاظت میراث، گردشگری، زیرساخت و جامعه محلی بهتدریج در حال قرارگرفتن در یک فرآیند مشترک هستند. تخصیص اعتبارات برای مرمت و حفاظت، پیگیری برنامههای گردشگری و توجه به زیرساختها، در صورت استمرار و هماهنگی، میتواند زمینه شکلگیری مدیریت یکپارچه میراث را فراهم کند.
در این میان، تعیین توان پذیرش گردشگری نیز ضروری است. توان پذیرش یک مقصد تابع تعداد گردشگران نیست؛ بلکه به توان کالبدی معابر، منابع آب، مدیریت پسماند، انرژی، خدمات بهداشتی، ظرفیت اقامت، توان اکولوژیک و ظرفیت اجتماعی جامعه محلی وابسته است. بنابراین توسعه گردشگری باید بر پایه شاخصهای قابل سنجش و نظام پایش مستمر انجام شود تا افزایش فشار بر منابع، تخریب بافت و کاهش کیفیت زیست ساکنان پیش از تبدیلشدن به بحران شناسایی شود.
هوشمندسازی نیز باید از کاربردهای سطحی فناوری فراتر رود. سامانه اطلاعات مکانی میراث، مستندسازی دیجیتال، نقشهبرداری ، ثبت میراث ناملموس، نظام نشانهگذاری و محتوای چندزبانه میتوانند زیرساخت اطلاعاتی مدیریت مقصد را تشکیل دهند. اقدامات انجامشده در حوزه مسیرهای گردشگری، معرفی ظرفیتها و تولید محتوای چندزبانه، در صورت اتصال به یک نظام جامع اطلاعات مکانی، میتواند از سطح اطلاعرسانی فراتر رفته و به ابزار مدیریت، حفاظت و پایش تبدیل شود.
بر این اساس، اقدامات انجامشده در افین را میتوان اجزای اولیه یک فرآیند بازآفرینی میراثمحور دانست؛ فرآیندی که در آن مرمت، توسعه زیرساخت، ساماندهی مسیرها، توانمندسازی جامعه و برنامهریزی گردشگری، هر یک بخشی از یک نظام بزرگتر هستند. گام بعدی، ایجاد پیوند نظاممند میان این اقدامات و تبدیل آنها به یک چارچوب راهبردی برای مدیریت ساختار فضایی، منظر فرهنگی و اقتصاد محلی است.
افین یک مجموعه جاذبه نیست؛ یک ساختار سکونتگاهی تاریخی است که ارزش آن در پیوستگی میان معماری، منظر، محیط، نظام تولید و حافظه اجتماعی شکل گرفته است. بنابراین، معیار موفقیت برنامههای آینده نه میزان مداخله کالبدی، بلکه توان آنها در حفظ این پیوستگی و فراهمکردن امکان تداوم آن در شرایط معاصر خواهد بود. توسعه گردشگری در افین زمانی میتواند پایدار باشد که از ساختار درونی مکان آغاز شود، با ظرفیتهای محیطی و اجتماعی آن سازگار باشد و گردشگری را در خدمت تداوم حیات سکونتگاه قرار دهد؛ رویکردی که میتوان آن را بازآفرینی روستایی مبتنی بر میراث و منظر فرهنگی نامید.
انتهای پیام/
نظر شما