به گزارش خبرنگار میراثآریا، غار قلعهکرد در جریان فصلهای مختلف کاوش به یکی از محوطههای کلیدی برای مطالعه دورههای کهن پیشینه انسانی در فلات ایران تبدیل شده است؛ محوطهای که اهمیت آن توالی لایههای فرهنگی، تنوع مجموعههای سنگی و ظرفیت بالقوه آن برای شناسایی بقایای انسانتباران، امکان مطالعه یکی از مقاطع مهم تحول فناوری و رفتار انسانی را فراهم میکند.
میلاد هاشمی، سرپرست پروژه کاوش غار قلعهکرد، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با اشاره به دادههای حاصل از چند فصل کاوش در این محوطه اظهار کرد: بر اساس شواهد موجود، توالی فناوری ابزارهای سنگی در غار قلعهکرد را میتوان بهصورت مقدماتی در سه بخش مورد بررسی قرار داد؛ بخشهایی که تفاوتهای فناورانه آنها میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره دورههای مختلف حضور و فعالیت انسان در این غار ارائه کند.
او افزود: در بخشهای بالایی غار، مجموعههای سنگی شباهت بیشتری با سنتهای موستری شناختهشده در زاگرس دارند؛ مجموعههایی که در بسیاری از محوطههای این منطقه با حضور نئاندرتالها مرتبط دانسته شدهاند. این بخش از توالی، از منظر فناوری سنگی نسبت به لایههای عمیقتر، استانداردشدگی بیشتری نشان میدهد.
هاشمی ادامه داد: در بخش میانی، سهم مواد خام زمختتر افزایش یافته، اندازه برخی ابزارها و سرپیکانها بیشتر شده و میزان استانداردشدگی کاهش پیدا میکند. از منظر فناورانه، این مجموعهها در موقعیتی میان سنت موستری لایههای بالاتر و فناوری سادهتر لایههای زیرین قرار میگیرند.
لایههای عمیق؛ نشانههایی از یک مسیر فناورانه متفاوت
سرپرست پروژه کاوش غار قلعهکرد با اشاره به ویژگیهای لایههای عمیقتر گفت: لایههایی که در فصلهای پیشین در مربعهایی مانند Q۱۸ و همچنین در ترانشه سه شناسایی شدهاند، الگوی متفاوتی دارند و فناوری در این بخشها بیشتر بر سنگمادرهای ساده و نامنظم و تولید مصنوعات کمتر استانداردشده استوار است.
او تصریح کرد: گروه کاوش امیدوار است با ادامه ژرفشدن کاوش، بهویژه در ترانشه دو، بار دیگر به این لایههای کهنتر دست پیدا کند و بتواند آنها را با مجموعههای پیشین مقایسه کند. چنین مقایسهای میتواند درک ما از روند تحول فناوری سنگی در قلعهکرد را دقیقتر و زمینه را برای بازسازی سیر تغییرات فناورانه در این محوطه فراهم کند.
هاشمی یکی از نکات مهم حاصل از کاوشهای انجامشده را نبود برخی شاخصههای فناورانه شناختهشده در لایههای پایینی عنوان کرد و گفت: در لایههای پایینی که تاکنون کاوش شدهاند، شواهد روشنی از فناوری لوالوآ، سنت آشولی و ابزارهای برشی بزرگ به دست نیامده و مصنوعات دووجهی نیز حضور چشمگیری ندارند.
او افزود: بنابراین، مجموعههای سنگی این بخشها را نمیتوان بهسادگی در چارچوب الگوهای شناختهشده و فراگیر پارینهسنگی قدیم در سایر مناطق قرار داد.
این باستانشناس تاکید کرد: دادههای فعلی این احتمال را مطرح میکنند که لایههای پایینی غار قلعهکرد ممکن است نمایانگر نوعی سنت فناورانه محلی در اواخر پارینهسنگی قدیم و آغاز پارینهسنگی میانی باشند؛ مسیری که شاید در ادامه به فناوریهای استانداردتر و مبتنی بر لوالوآ منتهی شده باشد.
هاشمی در عین حال با تاکید بر ماهیت پژوهشی این برداشت خاطرنشان کرد: این موضوع در حال حاضر یک فرضیه پژوهشی است و برای اثبات یا رد آن، باید کاوشها ادامه پیدا کند و زنجیره تولید ابزارها، مواد خام، ریختشناسی مصنوعات و همچنین پراکندگی فضایی آنها با دقت بیشتری مورد مطالعه و تحلیل قرار گیرد.
کاوش در دو جبهه؛ ژرفشدن و گسترش افقی
سرپرست پروژه کاوش غار قلعهکرد، فصل هفتم کاوش را از این منظر دارای اهمیت ویژه دانست و گفت: این مرحله از پژوهش بهطور همزمان در دو جهت پیش میرود؛ نخست، ژرفتر شدن کاوش برای دستیابی به استقرارهای کهنتر و دوم، گسترش افقی کاوش برای شناخت بهتر ساختار، پیوستگی و امتداد لایههای باستانی.
او ادامه داد: حرکت همزمان در این دو مسیر میتواند امکان مطالعه دقیقتر ارتباط میان لایههای فرهنگی و توالی استقراری غار را فراهم کند و تصویری روشنتر از تحولات فناورانه در مرز میان اواخر پارینهسنگی قدیم و آغاز پارینهسنگی میانی به دست دهد.
هاشمی افزود: تداوم این پژوهشها میتواند جایگاه غار قلعهکرد را در شناخت تاریخ حضور، سازگاری و رفتار فناورانه انسانهای کهن در فلات ایران دقیقتر کند؛ بهویژه آنکه مطالعه چنین توالیهایی برای درک مسیرهای منطقهای تحول فناوری سنگی و نسبت آنها با سنتهای شناختهشده در غرب آسیا اهمیت بنیادین دارد.
شرایط رسوبی قلعهکرد و چشمانداز کشف بقایای انسانتباران
سرپرست پروژه کاوش غار قلعهکرد همچنین با اشاره به شرایط رسوبی این محوطه اظهار کرد: شرایط رسوبی غار برای سنگوارهایشدن بقایای انسانی بسیار مساعد است و همین ویژگی، اهمیت ادامه کاوشهای نظاممند در این محوطه را دوچندان میکند.
او یادآور شد: پیشتر یک دندان شیری متعلق به کودکی حدود هفت تا هشت ساله با قدمتی در حدود ۱۷۵ هزار سال از این محوطه به دست آمده است که اکنون در موزه قزوین به نمایش گذاشته شده است.
هاشمی ادامه داد: با توجه به این سابقه، ادامه کاوشها میتواند احتمال دستیابی به سنگوارههای بیشتری از انسانتباران دوره پلیستوسن را افزایش دهد؛ از جمله بقایای احتمالی نئاندرتالها، انسان هوشمند کهن، انسان هایدلبرگ و دیگر گونهها یا جمعیتهای انسانی این دوره.
او تاکید کرد: هر یافته انسانی جدید در قلعهکرد، در کنار شواهد باستانشناختی و فناورانه موجود، میتواند به بازسازی دقیقتر رابطه میان جمعیتهای انسانی، محیط، شیوههای معیشت و فناوری در یکی از دورههای مهم پیشینه انسان در ایران کمک کند.
قلعهکرد؛ فراتر از یک محوطه باستانی
هاشمی در جمعبندی اهمیت این پروژه گفت: اهمیت قلعهکرد تنها در قدمت آن خلاصه نمیشود، بلکه این محوطه میتواند به فهم بهتر تاریخ حضور انسان، شیوه سازگاری با محیط، فناوری ساخت ابزار و تحولات رفتاری انسانهای کهن در فلات ایران کمک کند.
او افزود: ادامه کاوشهای نظاممند و تحلیل یکپارچه یافتههای حاصل از لایههای مختلف میتواند بخشی از خلأهای موجود در شناخت این دوره مهم از پیشینه انسانی ایران را برطرف کند و دادههای قلعهکرد را در چارچوب گستردهتر مطالعات پارینهسنگی ایران و غرب آسیا قرار دهد.
انتهای پیام/
نظر شما