شمس را باید از سایه مولانا بیرون آورد/ «عرفان سرخ» شمس، دعوتی به بیداری، اصلاح و مبارزه با ناراستی‌هاست/ بارگاه شمس می‌تواند نقطه آغاز بازتعریف جایگاه خوی در جغرافیای فرهنگی ایران باشد

علیرضا قزوه، شاعر و پژوهشگر ادبی با تاکید بر اینکه شمس تبریزی هم‌سنگ مولانا، صاحب جایگاه مستقل در تاریخ عرفان و ادبیات ایران و جهان است، گفت: شمس صاحب مکتب و اندیشه‌ای مستقل است و معرفی او باید از سطح یک نام در کنار مولانا فراتر رفته و به بازشناسی شخصیت، آثار، اندیشه و میراث او در مقیاس ملی و جهانی منجر شود.

علی‌رضا قزوه در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا با اشاره به جایگاه شمس تبریزی در تاریخ عرفان و ادبیات فارسی اظهار کرد: وقتی از شمس سخن می‌گوییم، درباره یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ عرفان و ادبیات فارسی صحبت می‌کنیم، شخصیتی که دیدار او با مولانا نقطه عطفی در زندگی مولانا بود و مسیر اندیشه و حیات او را دگرگون کرد. از این رو نمی‌توان شمس را در سایه مولانا دید و درباره مولانا سخن گفت، اما نقش و جایگاه شمس را نادیده گرفت.

او افزود: اگر شمس را فقط به عنوان پیر و مراد مولانا معرفی کنیم، بخش مهمی از شخصیت او را نادیده گرفته‌ایم. شمس پیش از دیدار با مولانا نیز صاحب تجربه، نگاه و جهان‌بینی خاص خود بود و آنچه بعدها در شخصیت و آثار مولانا ظهور کرد، تا حد زیادی با این دیدار و تاثیر عمیق شمس بر او پیوند دارد. بنابراین شناخت شمس، خود یکی از مسیرهای مهم برای رسیدن به شناختی عمیق‌تر از مولاناست.

شمس؛ شخصیتی مستقل در تاریخ عرفان

این شاعر و پژوهشگر ادبی با اشاره به جایگاه جهانی مولانا و تجربه قونیه در بهره‌گیری از این ظرفیت فرهنگی ادامه داد: امروز مولانا در جهان شخصیتی شناخته‌شده است و کشورهای مختلف از ظرفیت فرهنگی و ادبی او برای معرفی فرهنگ خود بهره می‌گیرند. در قونیه نیز مجموعه‌ای از فعالیت‌های فرهنگی، موزه‌ای، گردشگری و ادبی پیرامون مولانا شکل گرفته و این شخصیت به یکی از عناصر مهم هویت فرهنگی آن شهر تبدیل شده است.

قزوه تصریح کرد: در مقابل، ما در ایران هنوز نتوانسته‌ایم متناسب با جایگاه شمس و مولانا از این ظرفیت استفاده کنیم. مولانا اگرچه ریشه‌های فرهنگی و فکری خود را از سرزمین ایران گرفته بود، در ادامه زندگی در قونیه زیست و همانجا به یکی از مهم‌ترین چهره‌های فرهنگی جهان تبدیل شد. امروز قونیه از نام مولانا استفاده می‌کند و برنامه‌های فرهنگی متعددی پیرامون او شکل گرفته است، این موضوع برای ما باید یک تجربه فرهنگی باشد که چگونه می‌توان یک شخصیت ادبی و عرفانی را به بخشی از هویت یک شهر و یک جریان فرهنگی تبدیل کرد.

او افزود: موضوع فقط گردشگری و اقتصاد نیست. پیش از هر چیز باید شمس را درست معرفی کنیم و درباره او مطالعه و پژوهش جدی انجام دهیم. هنگامی که شخصیت یک عارف و شاعر برای جامعه و جهان به درستی شناخته شود، طبیعی است که مکان‌های مرتبط با او نیز اهمیت بیشتری پیدا کنند و بتوانند به مقصدی فرهنگی و ادبی تبدیل شوند.

خوی؛ پیوند جغرافیا با حافظه شمس

قزوه با اشاره به جایگاه خوی در روایت تاریخی شمس تبریزی گفت: اگر مزار شمس در خوی را در کنار شخصیت، اندیشه، آثار و مکتب عرفانی او ببینیم، آن زمان متوجه می‌شویم که با یک ظرفیت بزرگ فرهنگی مواجه هستیم. مزار یک شخصیت بزرگ فرهنگی می‌تواند بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی یک شهر باشد و میان مردم، تاریخ، ادبیات و شخصیت مورد نظر پیوند ایجاد کند.

این پژوهشگر ادبی ادامه داد: درباره مزار شمس تبریزی در خوی مجموعه‌ای از شواهد تاریخی وجود دارد که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. گزارش‌هایی در منابع تاریخی درباره حضور و دفن شمس در خوی وجود دارد و همین موضوع، در کنار پژوهش‌های شمس‌پژوهان، این مکان را به یکی از نقاط مهم در مطالعات مربوط به سرنوشت شمس تبدیل کرده است.

او تاکید کرد: لازم است پژوهش درباره این موضوع با جدیت بیشتری ادامه پیدا کند و اسناد و شواهد تاریخی موجود در اختیار جامعه علمی و افکار عمومی قرار گیرد. موضوع خوی را نباید در حد یک ادعای محلی یا یک موضوع گردشگری بررسی کرد، پژوهش‌های تاریخی و ادبی درباره آن باید ادامه یابد و اسناد و شواهد موجود با دقت بیشتری بررسی و معرفی شود. هر اندازه این پژوهش‌ها دقیق‌تر و مستندتر باشد، امکان معرفی شمس و خوی در سطح ملی و بین‌المللی نیز بیشتر خواهد شد.

«عرفان سرخ»؛ قرائتی اجتماعی از اندیشه شمس

قزوه با تشریح ابعاد مختلف شخصیت شمس گفت: برای معرفی شمس باید چند وجه را همزمان دید، شمس فقط یک عارف منزوی نیست، فقط یک شخصیت ادبی هم نیست و فقط به دلیل ارتباط با مولانا اهمیت ندارد. او شخصیتی است که می‌توان از زاویه عرفان، ادبیات، اخلاق، اجتماع، فرهنگ و حتی سبک زندگی به او نگاه کرد و این وجوه مختلف باید در معرفی شمس به نسل امروز مورد توجه قرار گیرد.

او درباره ویژگی عرفان شمس اظهار کرد: در نگاه من، عرفان شمس را نمی‌توان عرفانی منفعل و گوشه‌گیر دانست. در برابر نوعی عرفان خموده و بی‌تحرک، می‌توان از عرفانی سخن گفت که در آن اعتراض، اصلاح و مبارزه با ناراستی‌ها وجود دارد. شمس را می‌توان یکی از نمادهای چنین عرفانی دانست، عرفانی که انسان را از جامعه جدا نمی‌کند و نسبت به وضعیت انسان و جامعه بی‌تفاوت نیست.

این شاعر و پژوهشگر ادبی افزود: این همان چیزی است که من از آن با تعبیر «عرفان سرخ» و «عرفان مبارزه» یاد می‌کنم. در این نگاه، عارف کسی نیست که فقط برای خودش خلوتی بسازد و از مسائل جامعه فاصله بگیرد. عرفان شمس با زندگی واقعی انسان پیوند دارد و انسان را به حرکت، بیداری و اصلاح دعوت می‌کند. همین ویژگی است که شمس را برای انسان امروز نیز قابل توجه می‌کند.

قزوه ادامه داد: اگر بتوانیم این بخش از شخصیت شمس را درست معرفی کنیم، نسل جدید نیز می‌تواند ارتباط متفاوتی با او برقرار کند. شمس در زندگی خود نیز شخصیتی متفاوت داشت، او در مسیر زندگی سختی‌های فراوانی را تجربه کرد و از راه کار و تلاش زندگی می‌کرد. بنابراین وقتی از عرفان او صحبت می‌کنیم، نباید آن را فقط مجموعه‌ای از سخنان انتزاعی بدانیم. میان اندیشه شمس و شیوه زندگی او ارتباط وجود دارد و همین موضوع می‌تواند یکی از زمینه‌های مهم برای شناخت او باشد.

شناخت مولانا بدون شناخت شمس ممکن نیست

قزوه با تاکید بر پیوند عمیق شمس و مولانا بیان کرد: برای فهم مولانا باید شمس را شناخت و برای شناخت شمس نیز باید تاثیر او بر مولانا را دید. این دو شخصیت را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. دیدار این دو، یکی از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ عرفان و ادبیات فارسی است و آثار این تحول را می‌توان در شعر و اندیشه مولانا مشاهده کرد.

او افزود: یکی از مهم‌ترین کارهایی که باید انجام شود این است که شمس از حالت یک نام در کنار مولانا خارج شود و به عنوان یک شخصیت مستقل مورد مطالعه قرار گیرد. آثار، سخنان، زندگی و اندیشه او باید در اختیار مخاطبان قرار گیرد و پژوهشگران، نویسندگان و رسانه‌ها نیز باید به ابعاد مختلف شخصیت او توجه کنند.

از بنای تاریخی تا «مرکز روایت شمس»

این شاعر با اشاره به ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی خوی تصریح کرد: خوی می‌تواند در معرفی شمس نقش مهمی داشته باشد. وجود مناره شمس و محوطه مرتبط با این شخصیت، سابقه تاریخی و فرهنگی ویژه‌ای به این شهر داده است. مناره شمس یکی از شناخته‌شده‌ترین نشانه‌های تاریخی مرتبط با شمس در خوی است و می‌تواند نقطه آغاز یک مسیر فرهنگی گسترده‌تر برای معرفی این شخصیت باشد.

قزوه ادامه داد: ساماندهی و حفاظت از این مجموعه زمانی می‌تواند نتیجه واقعی داشته باشد که در کنار توجه به بنا، برای معرفی اندیشه و شخصیت شمس نیز برنامه‌ریزی شود. اگر فقط یک ساختمان زیبا بسازیم، اما مخاطب نداند شمس چه کسی بوده، چه اندیشه‌ای داشته، چرا برای مولانا اهمیت داشته و چرا نام او در تاریخ عرفان و ادبیات جهان ماندگار شده است، بخش اصلی کار انجام نشده است.

او گفت: بارگاه یا مجموعه مرتبط با شمس باید در کنار کتابخانه، مرکز مطالعات، برنامه‌های ادبی، نشست‌های علمی، آثار هنری و برنامه‌های فرهنگی دیده شود تا مجموعه بتواند روایت شمس را برای مخاطب بازگو کند.

میراث ملموس و ناملموس شمس در یک روایت واحد

قزوه با تاکید بر ضرورت پیوند میان میراث ملموس و ناملموس شمس اظهار کرد: باید میان میراث ملموس و میراث ناملموس شمس پیوند برقرار کنیم. مناره و مزار و محوطه تاریخی یک بخش از میراث ملموس هستند، اما اندیشه، شعر، عرفان، رابطه شمس و مولانا و روایت‌های تاریخی مرتبط با آنها، بخش ناملموس این میراث را تشکیل می‌دهند. زمانی که این دو در کنار یکدیگر قرار گیرند، مخاطب با یک شخصیت زنده فرهنگی مواجه می‌شود، نه صرفاً با یک بنای تاریخی.

او افزود: امروز در دنیا بسیاری از شهرها هویت خود را با شخصیت‌های فرهنگی و ادبی پیوند داده‌اند. وقتی یک شهر با یک شاعر، نویسنده، فیلسوف یا عارف شناخته می‌شود، آن شخصیت به بخشی از حافظه جمعی شهر تبدیل می‌شود. خوی نیز می‌تواند از این ظرفیت استفاده کند و شمس را به یکی از عناصر اصلی هویت فرهنگی خود تبدیل کند.

ضرورت تبدیل شمس‌پژوهی به یک جریان مستمر

این پژوهشگر ادبی ادامه داد: برگزاری برنامه‌های ادبی و فرهنگی در خوی می‌تواند زمینه‌ای برای این کار باشد، اما لازم است این برنامه‌ها به یک جریان مستمر تبدیل شوند و در مناسبت‌های سالانه خلاصه نشوند. جشنواره، نشست علمی، انتشار کتاب، تولید آثار هنری، برنامه‌های آموزشی برای نوجوانان و جوانان و ارتباط با شمس‌پژوهان داخل و خارج از کشور می‌تواند مجموعه‌ای پیوسته برای معرفی شمس ایجاد کند.

قزوه گفت: حتی می‌توان برای مخاطبان خارجی نیز برنامه‌های ویژه‌ای طراحی کرد، زیرا شمس و مولانا متعلق به یک جغرافیای محدود نیستند و آثار و اندیشه آنها در کشورهای مختلف مخاطب دارند. اگر این ظرفیت به شکل علمی و حرفه‌ای معرفی شود، خوی می‌تواند در شبکه گردشگری فرهنگی و ادبی ایران جایگاه ویژه‌ای پیدا کند.

او تاکید کرد: شمس می‌تواند برای نسل امروز نیز حرف داشته باشد، به شرط آنکه او را از قالب‌های کلیشه‌ای بیرون بیاوریم و با زبان امروز معرفی کنیم. باید اجازه دهیم جوانان با کتاب‌ها و اندیشه‌های شمس آشنا شوند و درباره او سؤال کنند.

حفاظت از میراث شمس؛ از بنا تا اندیشه

این شاعر و پژوهشگر ادبی با تاکید بر ضرورت حفاظت از مزار و آثار مرتبط با شمس خاطرنشان کرد: امروز وظیفه ما این است که از هر آنچه از شمس باقی مانده، چه مکان‌های تاریخی و چه آثار مکتوب و پژوهش‌های علمی، حفاظت کنیم و اجازه ندهیم این میراث در حاشیه قرار گیرد. خوی به دلیل پیوند تاریخی خود با شمس می‌تواند یکی از مهم‌ترین مراکز این جریان باشد.

قزوه در پایان گفت: اگر قرار است شمس تبریزی را به جهان معرفی کنیم، باید ابتدا خودمان او را درست بشناسیم. شمس را باید هم در کنار مولانا و هم به عنوان یک شخصیت مستقل دید. مزار او نیز باید در پیوند با شخصیت و اندیشه‌اش معرفی شود. آن زمان است که خوی می‌تواند از ظرفیت بزرگ فرهنگی، ادبی و گردشگری شمس استفاده کند و این نام بزرگ را به عنوان بخشی زنده از فرهنگ ایران، به نسل‌های آینده و مخاطبان جهان معرفی کند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405071201428
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha