مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاستهای توسعه گردشگری عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران در یادداشتی نوشت: در جهان امروز، گردشگری پزشکی دیگر صرفاً جابهجایی یک بیمار از کشوری به کشور دیگر برای دریافت خدمات درمانی نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد جهانی خدمات، رقابت میان مقاصد، دیپلماسی سلامت و حتی قدرت نرم کشورهاست. مقصدهای موفق، فقط بیمارستانهای مجهز نمیسازند؛ بلکه یک اکوسیستم اعتماد ایجاد میکنند؛ اکوسیستمی که در آن دانش پزشکی، فناوری، کیفیت درمان، استانداردهای ایمنی، خدمات بیمار بینالمللی و تجربه انسانی بیمار در یک زنجیره منسجم به هم متصل میشوند.در مرکز این زنجیره، عنصر پزشک همچنان جایگاهی ممتاز دارد.
بیماری که برای درمان از مرزهای کشور خود عبور میکند، برخلاف گردشگر معمولی، پیش از آنکه به جاذبه، اقامت یا تفریح بیندیشد، به یک پرسش بنیادین پاسخ میخواهد: «چه کسی قرار است مرا درمان کند؟» از همینجاست که اعتبار پزشک به نخستین حلقه اعتماد و در ادامه، به اعتبار بیمارستان و مقصد تبدیل میشود.
پژوهشهای انجامشده درباره گردشگری پزشکی ایران نیز این واقعیت را تأیید میکند؛ کیفیت خدمات درمانی و سطح بالای تخصص از مهمترین عوامل جذابیت ایران برای گردشگران پزشکی شناخته شده و نقش ارائهدهندگان خدمات سلامت، برجستهتر از بسیاری از عوامل عمومی گردشگری ارزیابی شده است.
اما مسئله راهبردی ایران این نیست که آیا پزشک توانمند دارد یا خیر؛ مسئله این است که چگونه میتوان سرمایه علمی پزشکان ایرانی را به مزیت رقابتی پایدار برای کشور تبدیل کرد؟
از سرمایه انسانی تا سرمایه ملی
ایران طی دهههای گذشته سرمایه انسانی ارزشمندی در حوزه پزشکی ایجاد کرده است؛ از پزشکان متخصص و فوقتخصص تا دانشگاههای علوم پزشکی، مراکز درمانی پیشرفته و تجربه بالینی گسترده. اما وجود این ظرفیت، بهتنهایی به معنای موفقیت در گردشگری پزشکی نیست.
رقابت جهانی امروز، رقابت میان «پزشکان منفرد» نیست؛ رقابت میان شبکههای درمانی و مقصدهای پزشکی است.
پزشک باید در کنار بیمارستان استاندارد، تجهیزات روزآمد، نظام پذیرش بیماران بینالمللی، تسهیل صدور روادید، مترجم، خدمات اقامتی، بیمه، حملونقل، شفافیت مالی و پیگیری پس از درمان قرار گیرد. حتی پژوهشهای انجامشده درباره ایران نشان میدهد کیفیت خدمات گردشگری پزشکی مجموعهای چندبعدی است که علاوه بر ابعاد فنی درمان، ایمنی، زیرساخت، اطمینان، پاسخگویی و تسهیلات سفر را نیز دربرمیگیرد.
بنابراین، پزشک خوب شرط لازم است، اما شرط کافی نیست.
چرا پزشک میتواند سفیر اعتبار ایران باشد؟
اعتبار یک مقصد پزشکی از تبلیغات ساخته نمیشود؛ از تجربه موفق بیمار ساخته میشود.
اگر یک بیمار خارجی از تخصص پزشک، کیفیت درمان، اخلاق حرفهای، شفافیت، رفتار انسانی و پیگیری پس از درمان رضایت داشته باشد، تجربه او میتواند به شبکهای از اعتماد در کشور مبدأ تبدیل شود. در مقابل، یک تجربه ناموفق نیز میتواند بسیار سریعتر از هر تبلیغی، اعتبار یک مقصد را مخدوش کند.
اینجاست که پزشک از یک ارائهدهنده خدمت به سفیر اعتبار کشور تبدیل میشود.
در عصر شبکههای اجتماعی، تجربه بیمار عملاً بخشی از بازاریابی مقصد است. بنابراین، هر پزشک موفق ایرانی که بیمار بینالمللی را با تجربهای مطلوب بدرقه میکند، در واقع بخشی از اعتبار ایران را صادر کرده است؛ همانگونه که هر ضعف در کیفیت، ارتباط یا اخلاق حرفهای میتواند به اعتبار مقصد آسیب بزند.
فناوری بدون اعتماد، مزیت کامل نیست
در پزشکی مدرن، فناوری، هوش مصنوعی، تجهیزات پیشرفته و روشهای نوین درمانی اهمیت حیاتی دارند؛ اما فناوری به خودی خود اعتماد ایجاد نمیکند.
بیمار به دستگاه اعتماد نمیکند؛ به انسانی اعتماد میکند که مسئول استفاده درست از آن دستگاه است.
از این منظر، سرمایهگذاری در گردشگری پزشکی نباید میان فناوری و نیروی انسانی یکی را انتخاب کند؛ بلکه باید این دو را در یک منظومه واحد قرار دهد. سازمان جهانی بهداشت نیز ایمنی بیمار را نتیجه مجموعهای از سیاستها، فرآیندها، فناوریها، فرهنگ سازمانی و نیروی انسانی ماهر میداند.
اخلاق پزشکی؛ بخش فراموششده برند ملی
در گردشگری پزشکی، بیمار خارجی در شرایطی آسیبپذیرتر از بیمار بومی قرار دارد. تفاوت زبان، فرهنگ، قوانین، نظام بیمه و فاصله جغرافیایی، ضرورت ارتباط شفاف و اخلاق حرفهای را دوچندان میکند.
ازاینرو، رضایت آگاهانه، محرمانگی، شفافیت هزینه، اعلام واقعبینانه احتمال موفقیت، پرهیز از وعدههای اغراقآمیز و مسئولیتپذیری پس از درمان، صرفاً الزامات اخلاق پزشکی نیستند؛ مؤلفههای برند گردشگری پزشکی ایراناند.
سازمان جهانی بهداشت نیز بر کیفیت، ایمنی و مراقبت انسانمحور تأکید دارد و ایمنی بیمار را یک اصل بنیادین نظام سلامت میداند.
سیاست درست؛ تبدیل پزشکان شاخص به شبکه پزشکی ایران
اکنون باید از معرفی پراکنده چند پزشک یا بیمارستان عبور کرد و به سمت شکلدهی یک شبکه معتبر پزشکان و مراکز پزشکی ایران برای بیماران بینالمللی حرکت کرد؛ شبکهای مبتنی بر اعتبارسنجی، تخصص، سوابق حرفهای، استانداردهای درمان، رضایت بیماران، شفافیت اطلاعات و دسترسی رسمی.
همزمان باید میان وزارت بهداشت، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، مراکز درمانی، شرکتهای تسهیلگر، بیمهها و بخش خصوصی یک زنجیره واقعی شکل گیرد.
سخن آخر
اول شهریور فقط روز تقدیر از پزشکان نیست؛ میتواند روز بازخوانی یک سرمایه ملی باشد.
ایران برای حضور مؤثر در بازار گردشگری پزشکی، بیش از آنکه به شعار نیاز داشته باشد، به اعتمادسازی، استانداردسازی، شبکهسازی و برندسازی علمی نیاز دارد.
اگر گردشگری پزشکی را صادرات خدمات سلامت بدانیم، پزشک ایرانی یکی از مهمترین حاملان این صادرات است؛ اما اگر آن را بخشی از دیپلماسی علمی و قدرت نرم کشور بدانیم، جایگاه پزشک فراتر میرود.
پزشک ایرانی میتواند هم درمانگر بیمار باشد، هم نماینده دانش و توان علمی ایران و هم سفیر اعتبار کشور در بازار جهانی سلامت. در نهایت، مقصدی که بیمار را درمان میکند، یک خدمت فروخته است؛ اما مقصدی که بیمار را با اعتماد و رضایت به کشورش بازمیگرداند، یک اعتبار ملی ساخته است.و شاید آینده گردشگری پزشکی ایران دقیقاً از همین نقطه آغاز شود: تبدیل پزشک حاذق از یک سرمایه فردی به یک مزیت ملی؛ از یک نام معتبر به یک برند بینالمللی و از یک تجربه درمانی موفق به یک سفیر برای اعتبار ایران.
انتهای پیام/
نظر شما