میترا اعتضادی، کارشناس ارشد مرمت آثار تاریخی، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با اشاره به ضرورت بازنگری در الگوهای مدیریتی حوزه حفاظت و نگهداری میراثفرهنگی اظهار کرد: مدیریت هیئتامنایی آثار و ابنیه تاریخی میتواند یکی از الگوهای مؤثر برای ارتقای کیفیت حفاظت، صیانت فنی و تضمین تداوم فرآیندهای مرمتی باشد؛ چراکه با شکلگیری هیئتهای امنا، نظام نظارت بر آثار از یک فرآیند محدود و مقطعی به سازوکاری مستمر، چندلایه و مبتنی بر پایش جامع تبدیل میشود.
وی افزود: میراثفرهنگی بخشی از سرمایه هویتی، حافظه جمعی و پشتوانه تمدنی جامعه است و از همین رو، نحوه مدیریت و تصمیمگیری درباره آن باید از بالاترین سطح دقت، تخصص، شفافیت و مسئولیتپذیری برخوردار باشد.
این کارشناس ارشد مرمت با تاکید بر اینکه حفاظت از آثار تاریخی ماهیتی چندرشتهای دارد، گفت: تصمیمگیری درباره مرمت، نگهداری، حفاظت، بهرهبرداری و نحوه مواجهه با یک اثر تاریخی نمیتواند صرفا در چارچوب یک نگاه تخصصی یا مدیریتی واحد انجام شود. مدیریت هیئتامنایی این ظرفیت را ایجاد میکند که مجموعهای از دیدگاههای تخصصی، کارشناسی و مدیریتی در کنار یکدیگر قرار گیرند و تصمیمها بر مبنای تضارب آرا، خرد جمعی، شواهد علمی و مصالح بلندمدت اثر اتخاذ شود.
اعتضادی ادامه داد: یکی از مهمترین کارکردهای این الگو، کاهش تصمیمگیریهای سلیقهای و فردمحور و حرکت به سمت حکمرانی مشارکتی و تخصصمحور در میراث فرهنگی است. در چنین ساختاری، تصمیمها میتوانند در یک فرآیند روشن و قابل ارزیابی شکل بگیرند و مسئولیتها نیز میان ارکان مختلف با تعریف دقیق وظایف و اختیارات توزیع شود.
وی با اشاره به اهمیت پایش مستمر در حفاظت از آثار تاریخی تصریح کرد: مرمت و حفاظت یک پروژه مقطعی نیست که با پایان عملیات اجرایی خاتمه پیدا کند، بلکه فرآیندی دائمی است که نیازمند رصد مستمر وضعیت کالبدی، سازهای، محیطی و عملکردی اثر است. از این منظر، هیئتامنا میتواند با ایجاد سازوکار منظم برای ارزیابی، گزارشدهی و نظارت، زمینه را برای مدیریت چرخه عمر اثر تاریخی و پیشگیری از تبدیل آسیبهای جزئی به بحرانهای پرهزینه فراهم کند.
این کارشناس ارشد مرمت، تقویت سرمایه اجتماعی را از دیگر پیامدهای مهم این الگوی مدیریتی برشمرد و گفت: اعتماد عمومی زمانی شکل میگیرد که مردم نسبت به نحوه تصمیمگیری، حفاظت و بهرهبرداری از میراثفرهنگی احساس شفافیت و اطمینان داشته باشند. هر اندازه ساختار مدیریتی یک اثر از تخصص، پاسخگویی، نظارت و شفافیت بیشتری برخوردار باشد، امکان شکلگیری اعتماد و مشارکت اجتماعی نیز افزایش خواهد یافت.
اعتضادی افزود: مردم یکی از مهمترین ذینفعان و ظرفیتهای حفاظت از آن به شمار میروند. بنابراین، هر الگوی مدیریتی که بتواند جامعه محلی، متخصصان، دستگاههای مسئول و سایر ذینفعان را در فرآیند حفاظت و صیانت از آثار تاریخی به شکل هدفمند درگیر کند، در بلندمدت از پشتوانه اجتماعی بیشتری برخوردار خواهد بود.
وی با تاکید بر ضرورت پیوند میان جامعه و آثار تاریخی اظهار کرد: زمانی که مردم آثار تاریخی را متعلق به خود و بخشی از هویت و حافظه جمعیشان بدانند، حفاظت از میراث از یک وظیفه اداری به یک مطالبه و مسئولیت اجتماعی تبدیل میشود. مدیریت هیئتامنایی میتواند این پیوند را تقویت کند و زمینه را برای شکلگیری یک رابطه دوسویه و مستمر میان اثر تاریخی، جامعه و نظام مدیریتی فراهم آورد.
این کارشناس ارشد مرمت در ادامه خاطرنشان کرد: البته تحقق موفق این الگو نیازمند طراحی دقیق ساختار، تعیین روشن حدود اختیارات و مسئولیتها، حضور افراد صاحبنظر و متخصص، سازوکارهای شفاف نظارت و پاسخگویی و مهمتر از همه، رعایت کامل ضوابط علمی و قانونی حفاظت از میراث فرهنگی است. هیئتامنایی شدن زمانی میتواند به ارتقای حفاظت منجر شود که بر مبنای یک معماری نهادی روشن و متناسب با اقتضائات هر اثر شکل بگیرد.
اعتضادی افزود: هر اثر تاریخی ویژگیها، ظرفیتها، محدودیتها و الزامات حفاظتی خاص خود را دارد و نمیتوان یک الگوی واحد را بدون مطالعه و ارزیابی بر همه مجموعهها تحمیل کرد. از این رو، لازم است ساختار هیئتامنا متناسب با شأن، اهمیت، وضعیت حفاظتی، کارکرد و شرایط اجتماعی و اقتصادی هر مجموعه طراحی و در یک فرآیند کارشناسی ارزیابی شود.
وی در پایان گفت: گذار از مدیریت فردمحور و مقطعی به مدیریت مشارکتی، تخصصمحور و پاسخگو، یکی از الزامات ارتقای حکمرانی میراث فرهنگی است. اگر مدیریت هیئتامنایی با مبانی نظری روشن، ساختار حقوقی دقیق، ترکیب تخصصی مناسب و نظام ارزیابی مستمر همراه شود، میتواند به شکلگیری الگویی پایدار برای حفاظت، افزایش تابآوری آثار تاریخی، جلب مشارکت جامعه و انتقال مطمئن میراث فرهنگی به نسلهای آینده کمک کند؛ بنابراین، این رویکرد را باید بخشی از یک تحول راهبردی در نظام حکمرانی و صیانت از میراث فرهنگی کشور تلقی کرد.
انتهای پیام/

نظر شما