حسین خانی رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کرمانشاه در یادداشتی نوشت: گردشگری امروز یکی از بخشهای مهم اقتصاد و توسعه منطقهای است و سرمایهگذاری در این حوزه، زمانی میتواند به اشتغال، درآمد و رونق مقصد منجر که بر پایه برنامهریزی، ضابطه و استاندارد مشخص انجام شود. یکی از خلأهای جدی در نظام مدیریت گردشگری، نبود ضوابط جامع، شفاف و قابل سنجش برای برخی از مصادیق گردشگری است؛ خلأیی که آثار آن در فرآیند صدور مجوز، طراحی، سرمایهگذاری، اجرا و بهرهبرداری از پروژهها قابل مشاهده است.
در بسیاری از موارد، عنوان یک فعالیت گردشگری مشخص است، اما وقتی وارد مرحله اجرا میشویم، مشخص نیست دقیقاً چه چیزی باید ایجاد شود. برای یک مصداق گردشگری باید روشن باشد که تعریف آن چیست، چه خدماتی باید ارائه کند، چه فضاهایی برای آن ضروری است، حداقل ظرفیت آن چقدر است، چه میزان پارکینگ و فضای پشتیبان نیاز دارد، چه سطحی از کیفیت خدمات باید ارائه شود و چه الزامات معماری و فنی باید رعایت شود. نبود پاسخ روشن به این پرسشها، عملاً امکان برداشتهای متفاوت را افزایش میدهد.
این موضوع در عمل پیامدهای مشخصی دارد. ممکن است دو سرمایهگذار برای دو پروژه با عنوان مشابه، با الزامات متفاوت مواجه شوند؛ یک طرح به دلیل تفسیر کارشناسی خاصی پذیرفته شود و طرح مشابه دیگری با همان منطق رد یا اصلاح شود. از سوی دیگر، سرمایهگذار ممکن است پس از صرف هزینه برای تهیه نقشه و مطالعات، در مراحل بعد با الزامات جدید مواجه شود و ناچار به تغییر طراحی و افزایش هزینه گردد. این شرایط، پیشبینیپذیری سرمایهگذاری را کاهش و ریسک ورود بخش خصوصی به گردشگری را افزایش میدهد.
پیامد مهمتر، امکان انحراف طرح از ماهیت واقعی گردشگری است. پروژهای ممکن است در مرحله اولیه با عنوان گردشگری تعریف شود، اما به دلیل نبود ضوابط دقیق، در زمان طراحی و اجرا بخش عمده آن به فضاهای تجاری، ساختمانی یا خدماتی اختصاص یابد و سهم واقعی خدمات گردشگری در آن کاهش پیدا کند. در نهایت ممکن است ساختمانی ایجاد شود که مجوز آن گردشگری است، اما محصول و تجربه گردشگری متناسب با این عنوان ارائه نمیکند.
از منظر منابع عمومی نیز این موضوع اهمیت دارد. زمانی که تعریف و استاندارد یک مصداق روشن نباشد، ارزیابی اینکه یک طرح واقعاً واجد شرایط حمایت، تسهیلات یا مشوقهای گردشگری است یا خیر، دشوار میشود. در نتیجه ممکن است منابع محدود به پروژههایی اختصاص پیدا کند که اثر واقعی و متناسبی بر توسعه گردشگری، اشتغال و اقتصاد مقصد ندارند.
خلأ موجود را میتوان در چند سطح بررسی کرد. نخست، خلأ در تعریف دقیق مصادیق؛ یعنی مرز فعالیت گردشگری با فعالیتهای تجاری، خدماتی و ساختمانی بهروشنی مشخص نیست. دوم، خلأ ضوابط کمی؛ از جمله مساحت، ظرفیت، تعداد واحدها، فضاهای الزامی، پارکینگ و فضاهای پشتیبان. سوم، خلأ ضوابط کیفی؛ شامل سطح خدمات، ایمنی، بهداشت، تجهیزات، نیروی انسانی و کیفیت تجربه گردشگر. چهارم، خلأ ضوابط معماری که یکی از مهمترین حلقههای مفقوده در این فرآیند است.
در حوزه معماری، باید پذیرفت که نمیتوان همه مصادیق گردشگری را با یک الگوی واحد طراحی کرد. معماری یک اقامتگاه بومگردی با یک مجموعه طبیعتگردی، مجتمع تفریحی یا پروژه گردشگری در مجاورت یک اثر تاریخی متفاوت است. هرکدام باید بر اساس کارکرد، ظرفیت، نوع مخاطب، اقلیم، زمینه و هویت مقصد ضوابط مشخص خود را داشته باشند.
از این رو، پیشنهاد میشود برای هر مصداق گردشگری، یک شناسنامه فنی، عملکردی و معماری تدوین شود. در این شناسنامه باید تعریف دقیق مصداق، خدمات الزامی و اختیاری، ظرفیت، حداقل فضاهای مورد نیاز، استانداردهای کمی و کیفی، ضوابط معماری، الزامات ایمنی و بهداشتی، دسترسی، پارکینگ، زیرساختها و الزامات بهرهبرداری مشخص شود.
وجود چنین ضوابطی، هم برای سرمایهگذار و هم برای دستگاه اجرایی یک زبان مشترک ایجاد میکند. سرمایهگذار از ابتدا میداند چه چیزی باید ایجاد کند و چه هزینههایی در پیش دارد؛ کارشناس بر اساس معیار مشخص تصمیم میگیرد و ناظر نیز میتواند پروژه اجراشده را با ضابطه مصوب تطبیق دهد. در نتیجه، فضا برای اعمال سلیقه و تصمیمگیری موردی کاهش پیدا میکند.
البته استانداردسازی نباید به معنای یکسانسازی معماری باشد. هدف، تعیین حداقلها و الزامات مشخص است، نه محدود کردن خلاقیت. در استانهایی مانند کرمانشاه، ضروری است در کنار استانداردهای عمومی، ویژگیهای اقلیمی، فرهنگی، تاریخی، طبیعی، منظر و معماری بومی نیز در طراحی پروژههای گردشگری مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، توسعه گردشگری فقط با افزایش تعداد مجوزها و پروژهها اتفاق نمیافتد. آنچه اهمیت دارد، کیفیت و کارکرد واقعی پروژههاست. برای رسیدن به این هدف باید از عنوانمحوری به ضابطهمحوری حرکت کنیم.
اگر برای هر مصداق گردشگری، تعریف روشن، استاندارد کمی و کیفی، ضوابط معماری و الزامات بهرهبرداری مشخص شود، میتوان از انحراف طرحها، هدررفت منابع، افزایش هزینه سرمایهگذاری، تفاوت در ارزیابی پروژههای مشابه و اعمال سلیقه جلوگیری کرد. گردشگری زمانی از عنوان به واقعیت تبدیل میشود که برای هر مصداق، ضابطه روشن و برای هر ضابطه، شاخص قابل سنجش داشته باشیم.
انتهای پیام/

نظر شما