پیشکسوتان میراث‌فرهنگی؛ حافظان حافظه جمعی و پل میان نسل‌ها

محمد شجاعی جامعه‌شناس در یادداشتی نوشت: پیشکسوتان میراث‌فرهنگی، فراتر از صاحبان تجربه و دانش تخصصی، بخشی از حافظه زنده فرهنگی جامعه و حلقه پیوند میان گذشته و آینده‌اند؛ نسلی که سال‌ها تجربه زیسته خود را در مسیر شناسایی، حفاظت، مرمت و معرفی میراث این سرزمین اندوخته است و ارتباط نسل جدید با آنان می‌تواند زمینه‌ساز انتقال دانش، حفظ سرمایه‌های فرهنگی و شکل‌گیری نگاهی نوآورانه و پایدار به میراث‌فرهنگی باشد.

میراث‌فرهنگی تنها مجموعه‌ای از بناها، اشیا، محوطه‌های تاریخی، آیین‌ها و سنت‌های به‌جامانده از گذشته نیست؛ میراث‌فرهنگی در معنای عمیق‌تر، بخشی از حافظه جمعی یک جامعه است، حافظه‌ای که هویت، تجربه تاریخی و احساس تعلق افراد به سرزمین خود را شکل می‌دهد، در این میان پیشکسوتان حوزه میراث‌فرهنگی جایگاهی فراتر از یک نیروی باتجربه دارند، آنان بخشی زنده از این حافظه جمعی و حامل تجربه‌هایی هستند که بسیاری از آنها در اسناد رسمی ثبت نشده و تنها از طریق ارتباط انسانی و انتقال نسلی قابل تداوم است.

از منظر جامعه‌شناسی، هر جامعه برای حفظ انسجام و هویت خود به سازوکارهایی برای انتقال تجربه میان نسل‌ها نیاز دارد؛ خانواده، مدرسه، نهادهای فرهنگی و اجتماعی و رسانه‌ها بخشی از این وظیفه را بر عهده دارند، اما در حوزه میراث‌فرهنگی، این انتقال ابعاد تخصصی‌تر و عمیق‌تری پیدا می‌کند.

 یک کارشناس پیشکسوت مرمت، ثبت آثار، باستان‌شناسی، مردم‌شناسی یا صنایع‌دستی، صرفا مجموعه‌ای از اطلاعات تخصصی در اختیار ندارد، بلکه تجربه زیسته‌ای دارد که حاصل سال‌ها مشاهده، آزمون، خطا، مواجهه با مسائل پیچیده و شناخت ظرافت‌های فرهنگی جامعه است.

بخشی از دانش میراث‌فرهنگی دانش ضمنی است؛ دانشی که ممکن است در کتاب‌ها و دستورالعمل‌ها به‌طور کامل قابل انتقال نباشد تشخیص یک آسیب قدیمی در بنای تاریخی، شناخت ویژگی‌های یک اثر، فهم معنای یک آیین محلی یا حتی آگاهی از شیوه تعامل با جامعه محلی، گاه حاصل سال‌ها تجربه است.

 بنابراین، ارتباط نسل جدید با پیشکسوتان می‌تواند فرصتی برای انتقال همین دانش پنهان و ارزشمند باشد؛ دانشی که در صورت گسست ارتباطی میان نسل‌ها، ممکن است برای همیشه از دست برود.

از سوی دیگر، این ارتباط نباید به رابطه‌ای یک‌سویه محدود شود، نسل جدید نیز حامل دانش، فناوری، نگاه‌ها و روش‌های تازه است، فناوری‌های نوین مستندسازی، هوش مصنوعی، داده‌کاوی، پهپادها، رسانه‌های اجتماعی و شیوه‌های جدید معرفی میراث‌فرهنگی، ظرفیت‌هایی هستند که می‌توانند در کنار تجربه پیشکسوتان، افق‌های تازه‌ای ایجاد کنند. بنابراین، گفت‌وگوی میان نسل‌ها باید یک تعامل دوطرفه باشد؛ پیشکسوتان تجربه را منتقل کنند و نسل جدید دانش و ابزارهای نوین را به میدان بیاورد.

اهمیت این ارتباط زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم میراث‌فرهنگی بدون حضور جامعه، صرفا مجموعه‌ای از آثار تاریخی نخواهد بود. 

حفاظت از میراث زمانی پایدار است که مردم خود را با آن مرتبط بدانند و احساس کنند بخشی از هویت آنان است، پیشکسوتان به دلیل تجربه طولانی و ارتباط مستقیم با جوامع محلی، می‌توانند در ایجاد این پیوند اجتماعی نقش مهمی ایفا کنند و به نسل جدید بیاموزند که میراث‌فرهنگی نه متعلق به گذشته، بلکه سرمایه‌ای برای ساختن آینده است.

از این منظر، تکریم پیشکسوتان نباید صرفا در قالب مراسم تجلیل و اهدای لوح تقدیر خلاصه شود، تقدیر واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که تجربه آنان به چرخه آموزش، پژوهش، سیاست‌گذاری و فعالیت‌های اجرایی وارد شود. 

تشکیل نشست‌های تخصصی، ایجاد بانک تجربه‌های شفاهی، برگزاری کارگاه‌های انتقال تجربه، دعوت از پیشکسوتان برای مشاوره در طرح‌های تخصصی و ایجاد ارتباط منظم میان آنان و نیروهای جوان می‌تواند بخشی از این مسیر باشد.

جامعه‌ای که گذشته خود را فراموش کند، بخشی از توانایی خود برای شناخت آینده را از دست می‌دهد؛ پیشکسوتان میراث‌فرهنگی، حلقه‌ای ارزشمند در زنجیره انتقال این گذشته به آینده‌اند، آنان نه فقط روایتگران آنچه بوده است، بلکه شاهدان مسیر تحول یک حوزه تخصصی و فرهنگی هستند.

امروز بیش از هر زمان دیگری به گفت‌وگوی میان نسل‌ها نیاز داریم؛ گفت‌وگویی که در آن تجربه با نوآوری، حافظه با فناوری و گذشته با آینده پیوند بخورد، حفظ میراث‌فرهنگی در نهایت، حفظ یک رابطه است؛ رابطه انسان با تاریخ، سرزمین، فرهنگ و هویت خویش، پیشکسوتان نگهبانان این رابطه‌اند و نسل جدید، ادامه‌دهندگان آن، اگر این دو نسل در کنار یکدیگر قرار گیرند، میراث‌فرهنگی نه‌تنها از گزند فراموشی در امان می‌ماند، بلکه می‌تواند به سرمایه‌ای زنده برای توسعه فرهنگی و اجتماعی جامعه تبدیل شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405061801626
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha