علیرضا تابش، مدیرعامل هلدینگ گردشگری تأمین اجتماعی(هگتا) در یادداشتی نوشت: سال گذشته و امسال، ایران روزهای دشواری را پشت سر گذاشت. دو جنگ تحمیلی، با روحیه حماسی ایرانیان و نیز همه تلخیها و هزینههایش، بار دیگر اهمیت ایران و داشتههای مشترک این سرزمین را به یاد همه ایرانیان آورد. در این میان، رفتار نسل جوان نیز قابل تأمل بود، نسلی که در بزنگاههای دشوار، تعلق خود به ایران و حساسیتش نسبت به سرنوشت کشور را نشان داد.
این تجربه را نباید فقط در حافظه روزهای بحران نگه داشت. پرسش مهم این است که چگونه میتوان این احساس تعلق را به شناختی عمیقتر و ماندگارتر تبدیل کرد، شناختی که فقط به روزهای دشوار محدود نباشد و در زندگی روزمره نیز ادامه پیدا کند.
برای شناخت ایران، صرفا رجوع به کتابهای تاریخ و جغرافیا کافی نیست. ایران را میتوان در فرهنگ و هنر، زبانها و گویشها، آیینها، معماری، شهرها و روستاها و میراث ملموس و ناملموس آن شناخت. اما بخش مهمی از این شناخت، از مسیر انسانهایی میگذرد که سالها برای حفظ و معرفی این میراث تلاش کردهاند.
از این منظر، «پنجمین همایش چهرههای ماندگار میراثفرهنگی » فرصت مناسبی است تا علاوه بر تجلیل از این چهرهها، به سرمایه دیگری که در اختیار داریم توجه کنیم: دانش و تجربه آنها.
هر یک از این اساتید خبره، بخشی از تاریخ معاصر میراثفرهنگی ایران را با خود دارد. سالها پژوهش، مرمت، آموزش، کار میدانی و مواجهه با مسائل واقعی، دانشی ایجاد کرده که همه آن در کتابها ثبت نشده است.
اگر این تجربهها ثبت نشوند، بخشی از آنها با گذشت زمان از دست خواهد رفت.
به همین دلیل، تجلیل از چهرههای ماندگار نباید پایان کار باشد. باید از این فرصت برای گفتوگو با آنان، ثبت تاریخ شفاهی و انتقال تجربهشان استفاده کرد، درباره مسیر کاریشان، تصمیمهایی که گرفتهاند، سختیهایی که پشت سر گذاشتهاند، چیزهایی که توانستهاند حفظ کنند و نگرانیهایی که درباره آینده میراثفرهنگی ایران دارند.
این روایتها میتواند در قالبهای مختلف منتشر شود، کتاب و مستند، پادکست و برنامههای رسانهای، محتوای آموزشی و قالبهایی که برای نسل جوان جذابتر است.
این کار فقط برای ثبت گذشته نیست. برای آینده نیز اهمیت دارد. متخصصان از تجربههای ثبتشده استفاده میکنند و نسلنو با شخصیتهایی آشنا میشود که برای حفظ بخشی از حافظه و میراث ایران، سالها تلاش مستمر داشتهاند. نسل جوان بیش از آنکه به توصیه درباره ایراندوستی نیاز داشته باشد، به فرصت شناختن ایران و شناختن ایرانیانی نیاز دارد که برای این سرزمین کاری کردهاند.
ایرانی بودن، فقط تعلق به یک سرزمین نیست، اهل ایران بودن است و احساس مسئولیت نسبت به آن نیز هست. هر ایرانی، متناسب با جایگاه و توان خود، میتواند بخشی از این مسئولیت مهم را بر عهده داشته باشد، پژوهشگر با پژوهش، معلم با آموزش، هنرمند با خلق اثر، مدیر با تصمیم درست و شهروند با مراقبت از آنچه به او سپرده شده است.
اما مسئولیت بدون شناخت شکل نمیگیرد.
اگر میخواهیم نسلنو نسبت به میراثفرهنگی ایران احساس تعلق داشته باشد، باید امکان شناختن آن را برایش فراهم کنیم، با زبان امروز، در قالبهای امروز و با استفاده از کسانی که خود بخشی از این میراث را زیستهاند.
اینجا نقش رسانه ملی، آموزش و پرورش، دانشگاهها، شهرداریها، موزهها و مجموعههای فرهنگی جدی است. معرفی چهرههای اثرگذار میراث فرهنگی نباید به یک همایش یا یک مناسبت در سال محدود بماند. باید در طول روزهای سال، مجموعهای از گفتوگوها و روایتهای این چهرهها تولید و منتشر شود و به تدریج یک آرشیو زنده از تجربههای آنان ساخت.
این کار الزاماً پروژهای بزرگ و پرهزینه نیست. گاهی یک گفتوگوی خوب، اگر درست انجام و درست ثبت شود، میتواند برای سالها ارزش داشته باشد.
امسال که بیش از گذشته درباره ایران، هویت ملی و تعلق به این سرزمین صحبت شد، شاید فرصت مناسبی باشد که به این بخش از سرمایه ملی نیز بیشتر توجه کنیم.
ما گاهی میراثفرهنگی را صرفا در بناها، اشیا، محوطهها و آثار هنری جستوجو میکنیم، اما بخشی از این میراث در حافظه انسانهاست. در خاطرات یک مرمتگر، در تجربه یک باستانشناس، در دانش یک پژوهشگر، در روایت یک استاد و در سالهایی که یک فعال میراثفرهنگی برای حفظ یک هنر یا سنت تلاش کرده است.این بخش از میراث اگر ثبت نشود، ممکن است برای همیشه از دست برود.
پنجمین همایش چهرههای ماندگار میراثفرهنگی میتواند فرصتی برای شروع یک مسیر تازه باشد، مسیری که در آن، تجلیل از چهرهها به ثبت تجربه آنها، ثبت تجربه به انتقال دانش و انتقال دانش به آشنایی نسل جدید با ایران و شخصیتهای ایرانساز پیوند بخورد.
در پایان، شاید پرسش اصلی این نباشد که امسال از چه کسانی تقدیر میکنیم؛ بلکه این باشد که از آنها چه چیزی برای نسل بعد باقی میگذاریم؟
نام و تصویرشان مهم است، اما اگر دانش و تجربهشان نیز منتقل شود، اگر روایت زندگی و کارشان به دست جوان امروز برسد و اگر این روایتها بتواند او را به شناخت بیشتر ایران و مسئولیت خود در برابر آن ترغیب کند، آنوقت این تجلیل معنای دیگری پیدا میکند.
آنها بخشی از ایران را از نسلهای پیشین تحویل گرفتند، برای حفظش تلاش کردند و به ما رساندند.
اکنون نوبت ماست که آنچه را از آنان آموختهایم، درستتر و کاملتر به نسل بعد برسانیم.
انتهای پیام/
نظر شما