منش ایثارگرانه پیشکسوتان نیازمند صورت‌بندی و انتقال است/ هشدار درباره گسست نسلی و ضرورت تدوین پروژه ملی تاریخ شفاهی میراث‌فرهنگی

شاهرخ کلانتری، پژوهشگر و دبیر پویش ملی نجات‌بخشی بناها و محوطه‌های تاریخی کشور با تاکید بر اینکه «عنوان چهره ماندگار نباید به یک سنت تکرارشونده و سهمیه‌ای سالانه بدل شود، بلکه باید منحصرا به نخبگانی تعلق گیرد که از بوته آزمون و خطا عبور کرده و به بلوغ و کارنامه‌ای بی‌بدیل رسیده‌اند»، ثبت ساختارمند تاریخ شفاهی پیشکسوتان را تنها راهکار عبور از بحران گسست نسلی و نجات سرمایه دانشی و تجربی رو به زوال این حوزه دانست.

شاهرخ کلانتری، دبیر پویش ملی نجات‌بخشی بناها و محوطه‌های تاریخی، در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا با تبیین کارکردها، آسیب‌شناسی و الزامات استراتژیک آیین‌های نکوداشت مفاخر اظهار کرد: اصل پاسداشت فرهیختگانی که تمامیت زیست حرفه‌ای و فردی خود را وقف صیانت از مواریث تاریخی کشور کرده‌اند، اقدامی عمیقا ارجمند و واجد ارزش معنوی والاست، چه آنان که در سنگر دانشگاه به تولید ادبیات علمی همت گماردند و چه کارشناسان متعهدی که در میدان عملیاتی بدنه سازمان و وزارتخانه، ستون‌های میراث ملی را استوار نگه داشتند.

پرهیز از تقلیل‌گرایی و ضرورت حفظ پرستیژ عنوان «چهره ماندگار»

وی با تاکید بر لزوم اتخاذ معیارهای سخت‌گیرانه در اعطای این نشان تصریح کرد: نباید با ایجاد یک تعهد مبنی بر گزینش سالانه تعداد مشخصی از افراد، جایگاه رفیع این عنوان را دستخوش تکرار و تقلیل کرد. عنوان چهره ماندگار مختص شخصیت‌هایی است که پس از دهه‌ها کنش‌گری، به حد اعلای پختگی نظری و پراتیک رسیده و کارنامه‌ای زلال، متمایز و دفاع‌پذیر خلق کرده‌اند.

کلانتری در تشریح این تمایز ساختاری افزود: هم‌تراز نشاندن شاگردان یا فعالانی که هنوز در مرحله کسب تجربه، آزمون و خطا هستند با استادان بی‌بدیل و صاحب‌مکتب، به معنای تضعیف ارزش کار بزرگان و فرسایش اعتبار این عنوان ملی است. سیاست‌گذاری فرهنگی موظف است مرز میان چهره‌های تأثیرگذار و مانا را با سطوح در حال رشد به دقت حفظ کند.

تکریم در زمان حیات؛ گامی آغازین به سوی بهره‌برداری دانشی

دبیر پویش ملی نجات‌بخشی ابنیه تاریخی با یادآوری تقدم تکریم در دوره حیات نخبگان خاطرنشان کرد: بزرگداشت مفاخر واجد یک معنای نمادین و روحی قدرتمند است، اینکه یک متخصص متعهد دریابد جامعه تخصصی و نظام حکمرانی فرهنگی، رنج و وفاداری او را دیده‌اند. با این حال، برگزاری آیین‌های بزرگداشت تنها نقطه عزیمت است و نباید نقطه پایان تلقی شود. پیشکسوتان ما مخازن زنده دانش در باستان‌شناسی، حفاظت، مرمت و تاریخ شفاهی ایران هستند و رها کردن این گنجینه‌ها پس از یک آیین تجلیل، خسرانی جبران‌ناپذیر است.

طراحی مگاپروژه تاریخ شفاهی؛ پادزهر گسست نسلی در کادر کارشناسی

کلانتری با تحلیل چرایی شکاف عمیق به وجود آمده میان نسل پیشین و کادر فعلی یادآور شد: در دهه‌های گذشته، نظام شاگردپروری در دانشگاه‌ها و ادارات برقرار بود و انتقال تجربه از استاد به کارشناس جوان به شکل حضوری، پیوسته و میدانی جریان داشت، روندی که متاسفانه با اختلال در مدل‌های جذب، تعدیل‌ها و انزوای اداری پیشکسوتان دچار وقفه و انقطاع جدی شد. حاصل این گسست، بازنشستگی نسلی طلایی بدون جایگزینی شمار کافی از متخصصان دست‌پرورده بود.

وی افزود: در این موقعیت استراتژیک، وزارت میراث‌فرهنگی ملزم به تدوین برنامه‌ای جامع، علمی و اولویت‌دار برای استخراج و مکتوب‌سازی تاریخ شفاهی این بزرگان است، زیرا از دست رفتن هر یک از این چهره‌ها بدون ثبت تجارب، به معنای دفن فصلی از حافظه دانشی حفاظت و مرمت کشور است.

منش حرفه‌ای و اخلاق ایثار؛ بعد مغفول در انتقال تجربه

دبیر پویش ملی نجات‌بخشی بناها و محوطه‌های تاریخی در پایان با اشاره به نمونه‌های درخشان فداکاری پیشکسوتان گفت: ما شاهد بزرگانی بوده‌ایم که در بحران‌های اعتباری، دارایی شخصی خود را خرج اتمام پروژه‌های نجات‌بخشی کردند تا بناهای کهن از گزند تخریب مصون بمانند. انتقال تجربه بازآفرینی اخلاق مسئولیت‌پذیری، تعلق‌خاطر هویتی و منش بی‌چشم‌داشت نسبت به مام‌میهن، والاترین میراثی است که باید در کالبد نسل جوان تزریق و پاسداری شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405062101758
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha