احیای نظام استاد و شاگردی، راهبردی برای صیانت از دانش ضمنی و اصالت هنرهای سنتی است/ تجلیل از چهره‌های ماندگار، پاسداشت زنجیره انتقال دانش و هنر

محقق، پژوهشگر و مدرس دانشگاه با تاکید بر اینکه نظام استاد و شاگردی در سنت فتوت، الگویی برای تربیت اخلاقی و حرفه‌ای هنرمندان بوده است، گفت: احیای این سنت در قالبی متناسب با نیازهای امروز، مستندسازی دانش استادان و تدوین مرام‌نامه‌های نوین اخلاق حرفه‌ای، از الزامات صیانت از اصالت هنرهای سنتی و انتقال میراث دانشی آن به نسل‌های آینده است.

شهین پزشکی در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا با اشاره به جایگاه نظام استاد و شاگردی در فرهنگ اصناف و هنرهای سنتی ایران اظهار کرد: نظام استاد و شاگردی در فتوت‌نامه‌ها نوعی قرارداد اخلاقی نانوشته بر پایه اعتماد، امانت‌داری، احترام و مسئولیت متقابل به شمار می‌رفت؛ قراردادی که در آن، تربیت هنرمند از آموزش صرف فن فراتر می‌رفت و پرورش شخصیت، وجدان کاری و تعهد اجتماعی او را نیز دربرمی‌گرفت.

او با بیان اینکه تغییر الگوی آموزش هنر در روزگار معاصر، ضرورت بازخوانی این سنت را دوچندان کرده است، افزود: در سنت استاد و شاگردی، بخش مهمی از دانش فنی و زیبایی‌شناختی در طول سال‌ها هم‌نشینی، مشاهده، ممارست و تجربه منتقل می‌شد. استاد به‌تدریج رازهای کار، شناخت مواد اولیه، شیوه رفع خطاها و ظرایف اجرایی را در اختیار شاگرد قرار می‌داد؛ در حالی که امروز بخش قابل توجهی از آموزش‌ها به دوره‌های کوتاه‌مدت، فیلم‌های آموزشی و کلاس‌های تجاری محدود شده است.

پزشکی ادامه داد: نتیجه این وضعیت آن است که هنرجو ممکن است تکنیک را بیاموزد، اما به لایه‌های عمیق‌تر دانش هنری دست پیدا نکند. بخش مهمی از دانش هنرهای دستی هرگز مکتوب نشده و در حافظه و تجربه استادان باقی مانده است؛ بنابراین با از میان رفتن رابطه بلندمدت استاد و شاگرد، بخشی از این دانش ضمنی و در نتیجه بخشی از میراث‌فرهنگی نیز در معرض فراموشی قرار می‌گیرد.

این محقق و پژوهشگر، کاهش اعتماد میان استاد و شاگرد را یکی دیگر از پیامدهای فاصله گرفتن از سنت استاد و شاگردی دانست و تصریح کرد: در نظام فتوت، «محرمیت» به این معنا بود که استاد با اطمینان دانش خود را منتقل می‌کرد و شاگرد نیز حرمت آن را نگاه می‌داشت. اما امروز گاهی استاد نگران سوءاستفاده تجاری از آموزش‌های خود است و شاگرد نیز آموزش را یک خدمت خریداری‌شده تلقی می‌کند. این نگاه اقتصادی می‌تواند فضای اعتماد را تضعیف کند و رابطه‌ای را که باید بر پایه تعهد و مسئولیت متقابل شکل بگیرد، به رابطه‌ای صرفاً معاملاتی تقلیل دهد.

از انتقال تکنیک تا تربیت هنرمند صاحب‌هویت

او با اشاره به رواج تقلید به جای خلاقیت اصیل گفت: در شیوه سنتی، شاگرد پس از سال‌ها ممارست به مرحله‌ای می‌رسید که می‌توانست بر پایه اصول آموخته‌شده دست به نوآوری بزند؛ اما آموزش‌های شتاب‌زده گاه هنرجو را به تقلید چند طرح و الگو محدود می‌کند و مانع از درک بنیان‌های زیبایی‌شناختی هنر می‌شود.

پزشکی همچنین تضعیف مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای را از دیگر آسیب‌های فاصله گرفتن از آموزه‌های فتوت دانست و بیان کرد: فتوت‌نامه‌ها بر صداقت، امانت‌داری، انصاف، احترام به حقوق مشتری و تعهد به کیفیت تاکید داشتند. شاگرد پیش از آنکه استاد شود، این ارزش‌ها را در عمل می‌آموخت؛ در حالی که نبود چنین تربیتی ممکن است موجب شود کیفیت فدای سرعت و سود شود و پدیده‌هایی مانند استفاده از مواد نامرغوب، کپی‌کاری و عرضه آثار کم‌کیفیت افزایش یابد.

این مدرس دانشگاه با تاکید بر بُعد معنوی هنر در سنت فتوت اظهار کرد: هنر در فرهنگ فتوت وسیله‌ای برای تزکیه نفس و خدمت به جامعه محسوب می‌شد. استاد به شاگرد می‌آموخت که هر نقش، هر دوخت و هر اثر باید با نیت درست، دقت و احترام به مخاطب خلق شود.

او تصریح کرد: حذف این بُعد اخلاقی باعث می‌شود هنر به یک فعالیت اقتصادی یا صنعتی تقلیل پیدا کند و هنرمند احساس تعلق و معنا را در کار خود از دست بدهد. هنر پیش از آنکه در دست هنرمند شکل بگیرد، باید در شخصیت او شکل گرفته باشد.

پزشکی در ادامه با بیان اینکه استادان بزرگ تنها با آموزش فن شکل نمی‌گیرند، گفت: استاد باید علاوه بر انتقال مهارت، تجربه، منش و مسئولیت اجتماعی را نیز به شاگرد منتقل کند. اگر رابطه استاد و شاگردی به چند جلسه آموزشی محدود شود، نسل آینده بیشتر «تکنسین هنر» خواهد بود تا «استاد هنر» و این مسئله در درازمدت کیفیت و اصالت هنرهای سنتی را تهدید می‌کند.

ضرورت تدوین مرام‌نامه‌ای نوین برای اخلاق حرفه‌ای

این پژوهشگر با اشاره به ضرورت بازخوانی آموزه‌های فتوت‌نامه‌ها در شرایط امروز گفت: نظام استاد و شاگردی در فتوت‌نامه‌ها را می‌توان نوعی «قرارداد اخلاقی نانوشته» دانست که بر اعتماد، امانت‌داری، احترام و مسئولیت متقابل استوار بود. امروز می‌توان برخی از این اصول را در قالب مرام‌نامه‌های مدرن و متناسب با شرایط معاصر احیا کرد.

او افزود: دانش فنی و تاریخی هنرهای سنتی نباید به عنوان دارایی فردی تلقی شود؛ این دانش بخشی از میراث‌فرهنگی جامعه است و استادان و پژوهشگران باید خود را وارث و حافظ یک سرمایه جمعی بدانند، نه مالک انحصاری آن.

پزشکی مستندسازی طرح‌ها، شیوه‌های دوخت، ابزارها، اصطلاحات و تجربیات استادان را از وظایف اخلاقی نسل امروز دانست و گفت: بسیاری از فنون سنتی با درگذشت استادان از میان رفته‌اند و لازم است مستندسازی و انتقال این دانش به نسل‌های آینده جدی گرفته شود.

او همچنین پیشنهاد کرد تربیت شاگردان توانمند، انتشار پژوهش‌ها، برگزاری کارگاه‌های آموزشی و همکاری علمی با سایر هنرمندان به عنوان بخشی از معیارهای اعتبار حرفه‌ای استادان مورد توجه قرار گیرد.

حفظ مالکیت فکری در کنار جلوگیری از انحصار دانش

پزشکی با تاکید بر ضرورت ایجاد تعادل میان حقوق هنرمندان و تسهیم دانش گفت: مرام‌نامه‌های جدید باید میان حفظ حقوق معنوی و مالکیت فکری هنرمند از یک سو و جلوگیری از انحصار دانش عمومی و مهارت‌های سنتی از سوی دیگر تفاوت قائل شوند.

او ادامه داد: نام و حقوق پدیدآورنده باید حفظ شود، اما اصل دانش باید بتواند در چرخه آموزش و پژوهش جریان داشته باشد. امروزه ابزارهایی مانند آرشیوهای دیجیتال، پایگاه‌های داده، فیلم‌های آموزشی و کتابخانه‌های آنلاین می‌توانند امکان مستندسازی و گسترش دانش را فراهم کنند.

استاد؛ مسئول تربیت حرفه‌ای و اجتماعی شاگرد

این مدرس دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود، وظیفه استاد را فراتر از انتقال تکنیک دانست و گفت: استاد موظف است دانش روز و مهارت‌های واقعی را منتقل کند، از آموزش ناقص یا گمراه‌کننده بپرهیزد، شاگرد را به منابع معتبر هدایت کند و روحیه پژوهش و یادگیری مستمر را در او تقویت کند.

به گفته پزشکی، استاد باید شاگرد را با ارزش‌هایی همچون صداقت، مسئولیت‌پذیری، احترام به حقوق دیگران، رعایت مالکیت فکری، انصاف حرفه‌ای و تعهد به کیفیت آشنا کند و در واقع به جای تربیت یک «تکنسین»، «انسان حرفه‌ای» پرورش دهد.

او با اشاره به نقش استاد در آینده شغلی شاگرد افزود: در نظام سنتی، استاد پس از پایان دوره آموزش، شاگرد را به بازار کار معرفی می‌کرد و اعتبار خود را پشتوانه او قرار می‌داد. امروز نیز استاد باید استعداد شاگرد را شناسایی، او را به شبکه‌های حرفه‌ای معرفی و برای دستیابی به استقلال حرفه‌ای یاری کند.

پزشکی همچنین بر ضرورت مقابله با بهره‌کشی از شاگردان تاکید کرد و گفت: استاد نباید شاگرد را به عنوان نیروی کار ارزان به کار گیرد، دستاوردهای او را به نام خود ثبت کند یا فرصت دیده شدن و پیشرفت را از او بگیرد؛ این اصول با مفاهیمی مانند عدالت و حق‌الناس در فتوت‌نامه‌ها ارتباط مستقیم دارد.

او خاطرنشان کرد: شاگرد بیش از آنکه از سخن استاد بیاموزد، از رفتار او می‌آموزد. بنابراین شخصیت استاد، خود بخشی از فرآیند آموزش است و استاد باید در عمل نمونه‌ای از نظم، فروتنی، وجدان کاری، احترام به دیگران، رعایت حقوق مشتری و تعهد به کیفیت باشد.

هدف استاد، تربیت استاد آینده است

پزشکی در پایان با تاکید بر اینکه هدف نهایی نظام استاد و شاگردی باید استقلال شاگرد باشد، گفت: استاد نباید شاگرد را به مقلدی دائمی تبدیل کند؛ بلکه باید خلاقیت او را تشویق کند، امکان پرسش و نقد را فراهم آورد، اعتمادبه‌نفس حرفه‌ای او را افزایش دهد و او را به نوآوری و تولید دانش ترغیب کند.

او افزود: استاد باید شاگرد را با مسئولیت اجتماعی، حفظ میراث‌فرهنگی، احترام به محیط زیست و مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی آشنا کند تا هنر به بهبود جامعه نیز کمک کند.

این محقق و پژوهشگر تاکید کرد: احیای اصول فتوت در قالبی متناسب با دنیای معاصر می‌تواند رابطه استاد و شاگرد را از یک ارتباط آموزشی به فرآیندی برای پرورش هنرمندانی متعهد، خلاق، اخلاق‌مدار و مسئول در برابر جامعه تبدیل کند.

پزشکی در جمع‌بندی سخنان خود گفت: از منظر فتوت، موفقیت واقعی استاد آن نیست که شاگرد همیشه در سایه او باقی بماند، بلکه آن است که شاگرد روزی به شخصیتی مستقل، صاحب‌نام، درستکار و خدمتگزار جامعه تبدیل شود. این همان میراث ماندگار جوانمردی در فرهنگ اصناف و هنرهای سنتی ایران است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405061701522
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha