مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراث آریا در یادداشتی نوشت: ارومیه در روزهای پایانی شهریورماه میزبان نهمین جشنواره انگور بود.
ارومیه در تلاش بود بخشی از هویت کشاورزی، فرهنگی و آیینی خود را در قالب یک رویداد شهری بازنمایی کند. شاید مهمترین پرسش درباره چنین جشنوارهای این نباشد که چند غرفه برپا شده یا چند نفر از آن بازدید کردهاند، بلکه این باشد که آیا انگور توانسته از یک محصول کشاورزی به یک تجربه گردشگری تبدیل شود؟

پاسخ به این پرسش را باید در خود باغهای انگور، آیینهای برداشت، شیوههای فرآوری، غذاها، موسیقی، روایتهای مردم محلی و حتی اقتصاد پیرامون این محصول جستوجو کرد.
انگور در ارومیه صرفاً یک محصول نیست. بخشی از حافظه تاریخی و اجتماعی مردم این منطقه با تاکستانها و فصل برداشت گره خورده است. برای نسلهای قدیمی، پایان برداشت انگور با آیین شکرگزاری همراه بود؛ آیینی که در میان مردم محلی با نام «شانادر» یا «شانیدر» شناخته میشد. در میان بخشی از هموطنان مسیحی، از جمله آشوریان و ارامنه، نیز آیینهایی مانند «اوشانا» و جشن تبرک انگور برگزار میشد.
در چنین نگاهی، انگورچینی فقط یک فعالیت اقتصادی نبود. خانوادهها و همسایهها در برداشت محصول مشارکت میکردند، ورود به باغ آداب خاصی داشت و حتی ریختن حبههای انگور روی زمین میتوانست نوعی ناشکری تلقی شود. پس از برداشت نیز نوبت به فرآوری محصول میرسید؛ از شیرهپزی و دوشابپزی تا تولید کشمش و سرکه.
همین زنجیره، دقیقاً همان چیزی است که گردشگری کشاورزی امروز به دنبال آن است: تبدیل فرآیند تولید به تجربهای قابل مشاهده و مشارکتپذیر برای گردشگر.

نهمین جشنواره انگور ارومیه که از ۱۹ تا ۲۹ شهریورماه در دهکده ساحلی چیچست برگزار شد، گامی در همین مسیر برداشت. ایجاد دهکده سنتی، معرفی گونههای مختلف انگور، نمایش شیوه تهیه شیره و کشمش، بازارچه محصولات روستایی، خیابان غذا، میدان هنر، خیابان تاریخ و هویت و همچنین بخشهای فناوری و سرمایهگذاری نشان داد که میتوان یک محصول کشاورزی را از زوایای مختلف روایت کرد. اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد: جشنواره نباید جای باغ را بگیرد.
اگر گردشگر تنها در یک مجموعه شهری، انگور، شیره، کشمش و محصولات روستایی را ببیند و سپس جشنواره را ترک کند، هنوز با گردشگری انگور فاصله داریم. جشنواره زمانی به یک رویداد گردشگری واقعی تبدیل میشود که مخاطب را از محل نمایش محصول به محل تولید آن ببرد.

گردشگر باید بتواند وارد باغ شود، فرآیند برداشت را ببیند، انگور بچیند، در آبغورهگیری یا شیرهپزی مشارکت کند، با باغدار گفتوگو کند، شیوههای سنتی نگهداری محصول را بیاموزد و در پایان، محصولی را که خود در فرآیند تولید آن مشارکت داشته خریداری کند. در این صورت، یک «غرفه انگور» به یک «تجربه انگور» تبدیل میشود.
از سوی دیگر، ارومیه ظرفیت آن را دارد که این تجربه را به یک زنجیره اقتصادی نیز پیوند بزند. انگور تازه تنها یکی از محصولات این زنجیره است. شیره، کشمش، سرکه، فرآوردههای غذایی، روغن هسته انگور، نوشیدنیها و شیرینیهای مبتنی بر انگور و حتی نهال و ارقام مختلف این محصول میتوانند بخشی از اقتصاد یک رویداد گردشگری باشند.
بنابراین جشنواره انگور میتواند همزمان سه کارکرد داشته باشد: حفظ میراث و آیینها، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربه گردشگری.
در این میان، فناوری و سرمایهگذاری نیز نباید از سنت جدا دیده شوند. کشاورزی امروز به نوآوری، بستهبندی، صنایع تبدیلی، بازاریابی، صادرات و فناوری نیاز دارد. اگر جشنواره بتواند باغدار را با شرکتهای دانشبنیان، سرمایهگذاران، فعالان صنایع تبدیلی و صادرکنندگان مرتبط کند، از یک رویداد فرهنگی به بستری برای توسعه اقتصادی منطقه تبدیل خواهد شد.

از سوی دیگر، همزمانی جشنوارههای محصولات کشاورزی در شهرهای مختلف ایران میتواند زمینهای برای شکلگیری «مسیرهای گردشگری کشاورزی» فراهم کند. جشنواره انگور ارومیه و رویدادهای مرتبط با انگور در شهرهایی مانند ملایر، اگر به جای رقابت صرف، در قالب یک شبکه گردشگری تعریف شوند، میتوانند گردشگر را با تنوع اقلیم، شیوههای تولید، غذاها، آیینها و فرهنگهای متفاوت مرتبط با یک محصول آشنا کنند.
ارومیه نیز میتواند در کنار انگور، جشنواره سیب و دیگر محصولات باغی خود را در یک تقویم منسجم قرار دهد؛ تقویمی که در آن محصولات کشاورزی تنها کالا برای فروش نباشند، بلکه بهانهای برای روایت هویت و فرهنگ منطقه باشند.

حتی میتوان یک قدم فراتر رفت. چرا گردشگر نباید بتواند یک بسته سفر با عنوان «تجربه انگور ارومیه» خریداری کند؟ بستهای که از بازدید از باغ و شرکت در انگورچینی آغاز شود، با دوشابپزی و چشیدن غذاهای محلی ادامه پیدا کند و با بازدید از آثار تاریخی و فرهنگی و بازار محصولات بومی ارومیه به پایان برسد. در این مدل، جشنواره فقط نقطه شروع سفر است، نه مقصد نهایی آن.
از این منظر، سخن از تبدیل دهکده ساحلی چیچست به یک مجموعه رویدادمحور و ایجاد تقویم جشنوارهها، زمانی اهمیت پیدا میکند که این رویدادها به اقتصاد و زندگی واقعی شهر و روستا متصل شوند. ماندگاری یک جشنواره به تعداد غرفهها یا آمار بازدیدکنندگان محدود نیست؛ ماندگاری زمانی اتفاق میافتد که پس از پایان جشنواره نیز مسیرهای گردشگری، بازار محصولات، تجربههای محلی و ارتباط گردشگر با جامعه میزبان ادامه داشته باشد.
ارومیه برای تحقق چنین مدلی ظرفیتهای متعددی دارد؛ از تاکستانها و محصولات کشاورزی گرفته تا تنوع فرهنگی و مذهبی، میراث تاریخی، طبیعت و دریاچه ارومیه و موقعیت ارتباطی با کشورهای منطقه.
بنابراین شاید لازم باشد در دورههای آینده، به جای افزودن صرف بر تعداد غرفهها، بر افزایش تجربههای گردشگری تمرکز شود: تور باغگردی، انگورچینی، آبغورهگیری، شیرهپزی، تولید کشمش، آشنایی با ارقام انگور، تهیه غذا و شیرینی با انگور، معرفی روغن هسته انگور، فروش نهال و حتی مسابقه و نمایش بهترین محصولات باغداران.

در کنار این برنامهها میتوان نشستهای تخصصی میان باغداران، فعالان صنایع تبدیلی، سرمایهگذاران و صادرکنندگان برگزار کرد تا جشنواره حلقه ارتباط میان سنت، تولید و اقتصاد جدید نیز باشد.
در نهایت، ارزش واقعی جشنواره انگور ارومیه در این است که بتواند سه روایت را به هم پیوند بزند: روایت میراث و آیین، روایت تولید و اقتصاد و روایت گردشگری و تجربه.
اگر این سه روایت در کنار هم قرار گیرند، انگور دیگر فقط محصول باغهای ارومیه نیست؛ به موضوعی برای سفر، تجربه، آموزش، سرمایهگذاری و روایت هویت محلی تبدیل میشود.
و شاید این همان نقطهای باشد که یک جشنواره کشاورزی، آرامآرام به یک رویداد گردشگری تبدیل میشود.
انتهای پیام/
نظر شما