حس مکان در بازار تاریخی اراک؛ پیوند کالبد، حافظه، آیین‌ها و تجربه زیسته

آنچه بازار تاریخی اراک را در حافظه شهری متمایز می‌کند، تنها سازمان فضایی و ویژگی‌های معماری آن نیست؛ بلکه تجربه‌ای است که در نتیجه تداوم حضور انسان، فعالیت، خاطره و آیین‌ها در این مکان شکل گرفته است.

ساجده محبیان کارشناس ارشد طراحی شهری سرپرست پایگاه میراث ملی بازار تاریخی اراک در یادداشتی نوشت: آنچه بازار تاریخی اراک را در حافظه شهری متمایز می‌کند، تنها سازمان فضایی و ویژگی‌های معماری آن نیست؛ بلکه تجربه‌ای است که در نتیجه تداوم حضور انسان، فعالیت، خاطره و آیین‌ها در این مکان شکل گرفته است. بازار در بستر شکل‌گیری سلطان‌آباد و هم‌زمان با ساختار برنامه‌ریزی‌شده شهر شکل گرفت و از ابتدا عرصه‌ای برای تجارت، حرکت، سکونت، خدمات، آموزش و فعالیت‌های اجتماعی و مذهبی بود. از این رو، هویت بازار در پیوند میان کالبد و تجربه زیسته شکل گرفته و در طول زمان تداوم یافته است.

حس مکان بازار، نخست از تجربه فضایی آن آغاز می‌شود. سازمان هندسی بازار، محورهای اصلی متقاطع، چهارسوق و گذرهای فرعی، شبکه‌ای از مسیرها را ایجاد کرده‌اند که حرکت در بازار را به تجربه‌ای پیوسته و متوالی از فضا تبدیل می‌کند. راسته‌ها، حجره‌ها و فضاهای وابسته در امتداد این مسیرها قرار گرفته‌اند و پوشش طاقی و گنبدی بازار، در کنار مصالح و نحوه ورود نور و جریان هوا، شرایط محیطی متفاوتی نسبت به فضای بیرونی ایجاد می‌کند. بنابراین بازار تنها از طریق مشاهده معماری ادراک نمی‌شود، بلکه از طریق حرکت، نور، صدا، دما، مصالح و حضور انسان تجربه می‌شود.

در کنار ساختار اصلی بازار، سراها و تیمچه‌ها نیز به شکل‌گیری تنوع فضایی و معنایی آن کمک کرده‌اند. بیش از بیست سرا و تیمچه در مجموعه بازار وجود دارد و هر یک با سازمان فضایی، ویژگی‌های معماری و کارکردهای خود، بخشی از ساختار و حیات اجتماعی بازار را شکل داده‌اند. نام‌هایی همچون سرای نو، فدایی، کریمی، قمی‌ها، اکبریان، نبی‌زاده، کرمانشاهی‌ها، هزاوه‌ای‌ها، کتاب‌فروش‌ها، تقواچی، گلشن، نقاشینه، نوذری، کلیمی‌ها، صندوق‌سازها، آقایی، حاج‌باشی و توکلی تنها عناوینی برای تفکیک فضاها نیستند؛ بلکه می‌توانند همچون نشانه‌هایی از تاریخ اجتماعی و حافظه مکانی بازار عمل کنند. هر نام، در صورت پیوند با یک حرفه، گروه اجتماعی، خانواده، فعالیت یا رویداد، بخشی از روایت شکل‌گیری و تداوم حیات بازار را در خود جای می‌دهد.

در اینجا مفهوم حس مکان اهمیت پیدا می‌کند. حس مکان در بازار تاریخی اراک از یک ویژگی منفرد حاصل نمی‌شود، بلکه از هم‌نشینی و تعامل کالبد، فعالیت، نام، خاطره، آیین‌ها و حضور انسان شکل می‌گیرد. یک سرا یا تیمچه زمانی از یک فضای معماری صرف فراتر می‌رود که در تجربه کاربران، با فعالیتی مشخص، گروهی اجتماعی، خاطره‌ای مشترک یا روایتی خاص پیوند پیدا کند. از این منظر، نام‌های مکانی نیز بخشی از حافظه بازار و سازنده معنای آن هستند.

بازار تاریخی اراک در عین حال یک میراث زنده است. استمرار فعالیت‌های تجاری و حضور برخی مشاغل و هنرهای سنتی، از جمله مسگری، طراحی فرش، خوشنویسی و مرمت فرش، موجب شده است رابطه میان کالبد تاریخی و زندگی معاصر همچنان برقرار باشد. بخشی از سراها و حجره‌ها نیز در ارتباط با آموزش و تولید هنرهای سنتی مورد استفاده قرار می‌گیرند. این تداوم فعالیت، بازار را از یک اثر تاریخی منفصل از زندگی روزمره متمایز می‌کند و به آن امکان می‌دهد همچنان در تجربه روزانه شهروندان حضور داشته باشد.

آیین‌ها و حافظه جمعی نیز در شکل‌گیری حس مکان بازار نقش مهمی دارند. بازار از گذشته تا امروز محل برگزاری مراسم و مناسک مذهبی، به‌ویژه آیین‌های مرتبط با دهه نخست محرم، بوده است. استمرار این آیین‌ها نشان می‌دهد که فضاهای بازار علاوه بر عملکرد اقتصادی، حامل تجربه‌های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی نیز بوده‌اند. در نتیجه، معنای بازار تنها در آنچه در نقشه و کالبد آن قابل مشاهده است خلاصه نمی‌شود؛ بلکه بخشی از آن در خاطرات، روایت‌ها و تجربه‌های مشترک کاربران شکل گرفته و تداوم یافته است.

از این منظر، حضور و غیاب کالبدی نیز بخشی از مطالعه حس مکان بازار محسوب می‌شود. برخی عناصر تاریخی ممکن است در طول زمان تغییر کرده یا از میان رفته باشند، اما نام، خاطره و روایت مرتبط با آن‌ها همچنان در ذهن و زبان مردم باقی بماند. در چنین شرایطی، یک عنصر تاریخی اگرچه از نظر فیزیکی غایب است، می‌تواند از نظر ذهنی و معنایی همچنان در ساختار ادراکی شهر حضور داشته باشد. این مسئله نشان می‌دهد که تداوم میراث مکان تنها به بقای ماده وابسته نیست و بخشی از آن می‌تواند از طریق حافظه، نام و روایت استمرار پیدا کند.

بازار همچنین محل تلاقی گروه‌ها و فعالیت‌های مختلف بوده است. هم‌نشینی کارکردهای تجاری، مذهبی، آموزشی، خدماتی و سکونتی، بازار را به یک ساختار چندعملکردی در شهر تاریخی تبدیل کرده است. وجود سرای کلیمی‌ها و شواهد مرتبط با حضور و همزیستی گروه‌های مختلف اجتماعی و دینی، نمونه‌ای از لایه اجتماعی و فرهنگی بازار است.


بنابراین حس مکان بازار تنها از ویژگی‌های معماری آن ناشی نمی‌شود، بلکه روابط اجتماعی و فرهنگی شکل‌گرفته در این فضا نیز در ساخت و تداوم آن نقش دارند.

از همین رو، حفاظت از بازار تاریخی اراک را نمی‌توان صرفاً به حفاظت از طاق‌ها، دیوارها، حجره‌ها، سراها و تیمچه‌ها محدود کرد. حفاظت از حس مکان مستلزم توجه هم‌زمان به کالبد، مسیرهای تاریخی، فعالیت‌های جاری، نام‌های مکانی، آیین‌ها، مشاغل سنتی، خاطرات و روابط اجتماعی است. در این نگاه، اصالت بازار تنها در عناصر فیزیکی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه سازمان فضایی، عملکرد تجاری، سنت‌ها، فنون، نام‌ها و میراث ناملموس نیز در تداوم هویت آن نقش دارند.

در این چارچوب، گردشگری نیز می‌تواند بر پایه تجربه حس مکان تعریف شود. بازدید از بازار صرفاً مشاهده معماری تاریخی نیست؛ بلکه گردشگر می‌تواند از طریق حرکت در محورهای تاریخی، ورود به سراها و تیمچه‌ها، مشاهده فعالیت‌های تجاری و صنایع سنتی، مواجهه با آیین‌ها و شنیدن روایت‌های مرتبط با مکان، بخشی از تاریخ زنده بازار را تجربه کند. در چنین رویکردی، بازار از یک «اثر تاریخی برای مشاهده» به «مکانی برای تجربه» تبدیل می‌شود.

از این منظر، بازار تاریخی اراک عرصه‌ای است که در آن کالبد، فعالیت، حافظه، آیین‌ها و تجربه زیسته در طول زمان به یکدیگر پیوند خورده‌اند. حس مکان بازار حاصل همین پیوند است؛ حسی که نه صرفاً از بقای معماری، بلکه از تداوم رابطه میان انسان و مکان شکل گرفته و در زندگی روزمره بازتولید می‌شود.

بنابراین، ارزش بازار تاریخی اراک تنها در این نیست که نمونه‌ای از یک بازار دوره قاجار یا بخشی از ساختار برنامه‌ریزی‌شده سلطان‌آباد است؛ بلکه در این نیز هست که این ساختار تاریخی همچنان با زندگی شهری، فعالیت تجاری، سنت‌های فرهنگی و حافظه اجتماعی ارتباط دارد. بازار در این معنا، بخشی از هویت مکانی اراک و بستری برای تداوم رابطه میان گذشته و حال است؛ رابطه‌ای که از طریق آن، میراث نه فقط حفظ، بلکه در زندگی معاصر شهر تجربه و بازتولید می‌شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405070901036
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha