حجتالله ایوبی، رئیس امور فرهنگ، ورزش و گردشگری سازمان برنامه و بودجه کشور و امور بینالملل وزارت میراثفرهنگی در تشریح جایگاه کنونی آرامگاه شمس تبریزی خوی در گفتوگو با خبرنگار میراث آریا اظهار کرد: امروز خوی از قونیه نیز ارزشمندتر است؛ زیرا قونیه آرامگاه پیرو مولاناست، در حالی که خوی مدفن استاد اوست، اگر مولانا در قید حیات بود، بیشک در همین آرامگاه خوی حضور مییافت و پیروانش را نیز به این سو رهنمون میساخت.
او با تأکید بر پیوند عمیق این دو شخصیت برجسته، افزود: خوی جهانی شده است، دیگر نمیتوان آن را صرفاً «قونیه ایران» نامید؛ این شهر، مادر این جریان عرفانی و مرکز ثقل آن بهشمار میرود.
از غفلت تاریخی تا تثبیت هویت مکانی
دبیرکل اسبق کمیسیون ملی یونسکو گفت: ریشههای این پروژه به سال ۱۳۸۵ برمیگردد زمانی که پس از پایان ماموریتم به عنوان رایزن فرهنگی ایران در فرانسه به کشور بازگشتم. آن سال، همزمان با هشتصدمین سال تولد مولانا، برنامههای مختلفی را در پاریس، مقر یونسکو و دیگر نقاط برگزار کرده بودم و پس از بازگشت به ایران نیز در جریان برنامههای این مناسبت، به عنوان معاون اجتماعی و شوراهای وزیر کشور منصوب شدم، پیش از آن مطالعه کرده بودم که مزار شمس تبریزی باید در شهر خوی باشد، آثاری از استاد محمدعلی موحد و همچنین مقالهای از استاد امین ریاحی را در این زمینه خوانده بودم و با استاد موحد نیز مشورت کردم، پس از تایید ایشان، اطمینان بیشتری نسبت به این موضوع پیدا کردم.
ایوبی در مورد چالشهای ابتدایی این پژوهش گفت: در آن زمان، تصور بر این بود که مزار شمس در خوی شناخته شده است، اما پس از سفرن به خوی و پیگیریها از مسئولان محلی نشان داد که هیچ اطلاعات دقیقی در دست نیست و تنها یک مناره، آن هم به نام شمس، در شهر وجود دارد.
کشف نقطه تاریخی؛ پایان سالها مهجوریت
مدیرعامل بنیاد شمس و مولانا، روند کشف این مکان تاریخی را اینگونه شرح داد: برخی افراد مطلعتر عنوان کردند که این محل همان مزار شمس تبریزی است و بزرگان نیز آن را تایید کردهاند. محل را که دیدم، حدود ۴۰۰ متر فضای محصور بود که از یک کوچه فرعی میشد به آن دسترسی داشت و بسیار مهجور بود؛ همانگونه که استاد موحد نیز درباره آن گفته بود، در همان مقطع، با قاطعیت اعلام کردم که این، مزار قطعی شمس تبریزی است، متعاقباً، کاوشهای باستانشناسی میراثفرهنگی، فرضیه وجود تدفینهای چندلایه را تأیید کرد و در نهایت، استاد محمدعلی موحد، استاد امین ریاحی و دیگر صاحبنظران نیز این موضوع را تایید کردند اسناد مستند این یافتهها در قالب یک کتاب منتشر شد؛ پس از آن، شورای شهر، شهرداری، نماینده وقت مجلس، امام جمعه، فرماندار و دیگر مسئولان محلی همعهد شدند که برای احیای این مزار تلاش کنند.
از «رستاخیز عشق» تا معماری پایدار؛ فراز و فرود احیای آرامگاه شمس
رئیس امور فرهنگ، ورزش و گردشگری سازمان برنامه و بودجه کشور و امور بینالملل وزارت میراثفرهنگی ادامه داد: در همان سال تصمیم گرفتیم در آبان ماه جشنوارهای با عنوان «شمس تبریزی و مولانا» در خوی برگزار کنیم، زیرا معتقد بودم برای بازگرداندن شمس به جایگاه اصلی خود، برگزاری یک برنامه بزرگ ضروری است و برنامههای کوچک نمیتواند این هدف را محقق کند؛ در آن زمان، حجتالاسلام مصطفی پورمحمدی، وزیر وقت کشور، حامی اصلی این طرح در پایتخت بود و تیمی تخصصی برای اجرای برنامهها تشکیل شد، ما برای دمیدن روحی تازه در کالبد فرهنگی شهر، نمایشنامه «رستاخیز عشق» را که پیشتر در پاریش برگزار شده بود را بازآفرینی کردیم و با همراهی چهرههای برجسته فرهنگ و هنر ایران، از جمله محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، حسین عندلیبی، عبدالوهاب شهیدی و استاد مختاباد، رویدادی درخور شأن شمس تبریزی برگزار کردیم.
او افزود: عشق به شمس چنان بود که شهرام ناظری، سفر خود به اروپا را برای حضور در این رویداد لغو کرد و استاد شجریان نیز، علیرغم مشغلههای فراوان، در این مسیر فرهنگی همراه ما بود؛ این جشنواره که از پنجم تا یازدهم آبانماه برگزار شد، به نقطهعطفی در تاریخ فرهنگی خوی بدل گشت.
ایوبی با یادآوری استقبال بینظیر مردم، بیان کرد: هنگامی که شهرام ناظری در محل مزار شمس به اجرای برنامه پرداخت، ازدحام جمعیت به حدی بود که خیابانهای اطراف کاملاً پر شده بود و مردم حتی بر فراز دیوارها برای شنیدن و دیدن ایستاده بودند، حضور چهرههای نامدار سینمای ایران، نظیر پرویز پرستویی، علی نصیریان، زندهیاد داوود رشیدی و آقای میرکریمی، که با یک پرواز اختصاصی به خوی آمده بودند، این رویداد را به یکی از بهیادماندنیترین برنامههای فرهنگی استان تبدیل کرد.
گفتمان شمسپژوهی؛ از تهران تا جهان
دبیرکل اسبق کمیسیون ملی یونسکو تصریح کرد: پس از این رویداد، موضوع مزار شمس تبریزی در خوی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت، همچنین تلاش شد ارتباط فرهنگی میان خوی و قونیه تقویت شود و این موضوع با مسئولان فرهنگی ترکیه نیز مطرح شد.
مدیرعامل بنیاد شمس و مولانا اظهار کرد: پس از آن، بنیاد شمس و مولانا راهاندازی شد و «ماهگفتارهای شمس و مولانا» در تهران برگزار شد، در این برنامهها هر ماه شماری از مولاناپژوهان و شمسشناسان حضور پیدا میکردند بهطوری که حدود ۴۰ ماهگفتار به صورت منظم برگزار شد و بیشتر برنامهها با حضور گسترده علاقهمندان همراه بود، این برنامهها نیز ضبط و در فضای مجازی منتشر شد تا محتوای تولیدشده در دسترس علاقهمندان قرار گیرد.

معماری ماندگار؛ تحقق یک رویا با تکیه بر بودجه ملی
ایوبی در بخش دیگری از سخنانش، به روند انتخاب طرح معماری آرامگاه اشاره کرد و گفت: در سال ۱۳۹۰، بنیاد معماری میرمیران، مسابقهای ملی برگزار کرد که با استقبال کمنظیر معمارانِ کشور روبهرو شد و بیش از ۴۰۰ طرح به دبیرخانه ارسال شد، هیئت داورانی متشکل از چهرههای برجستهای چون استاد کیارستمی، استاد اعتصام، استاد دیبا، نادر اردلان و محمد بهشتی، بر این فرایند نظارت داشتند، در نهایت، طرح استاد نادر اردلان به عنوان طرح منتخب برای ساخت آرامگاه برگزیده شد.
رئیس امور فرهنگ، ورزش و گردشگری سازمان برنامه و بودجه کشور و امور بینالملل وزارت میراثفرهنگی با اشاره به وقفههای طولانیمدت پروژه در دولتهای پیشین به دلیل نبود اراده اجرایی کافی، خاطرنشان کرد: اگرچه وعدههای بسیاری در طول سالیان مطرح شده بود، اما پیشرفت پروژه بسیار کند بود، خوشبختانه، در دوره اخیر، با تلاش سازمان برنامه و بودجه و وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، موانع اصلی پروژه برطرف شد؛ با حمایت محمدرضا پورمحمدی در سازمان برنامه و بودجه، تدبیر سیدرضا صالحیامیری و پیگیریهای مستمر رضا رحمانی، استاندار آذربایجانغربی، ادارهکل میراثفرهنگی استان، منابع مالی تأمین و عملیات ساخت آرامگاه وارد مرحله نهایی شد.
او تصریح کرد: در بازدید اخیرم مشاهده کردم که میراثفرهنگی و معماران پروژه تلاش کردهاند به ایده و کانسپت اصلی طرح نادر اردلان وفادار بمانند، سازمان برنامه و بودجه برای اجرای این پروژه حمایت قابل توجهی انجام داد و در مجموع تخصیصهایی در حدود ۶۰ میلیارد تومان و پس از آن اعتبارات دیگری برای پروژه اختصاص یافت.
ادامه حمایت از پروژه حتی در دوران جنگ
ایوبی با اشاره به شرایط کشور در دوران جنگ گفت: در همان دوره نیز سازمان برنامه و بودجه پیگیر تامین اعتبار پروژه بود، آقای پورمحمدی معتقد بود احیای میراثفرهنگی میتواند به عنوان بخشی از تابآوری فرهنگی جامعه مورد توجه قرار گیرد و نباید شادی و امید مردم از آنان گرفته شود.
دبیرکل اسبق کمیسیون ملی یونسکو افزود: به همین دلیل حتی در شرایط جنگ نیز روند تامین اعتبار پروژه متوقف نشد و در یکی دو ماه اخیر نیز تخصیص دیگری برای تکمیل و تجهیز مجموعه انجام شده است.

۲۰ سال از عمرم را برای این کار گذاشتم
ایوبی با اشاره به سابقه پیگیری این پروژه اظهار کرد: حدود ۲۰ سال از عمر خود را برای این موضوع گذاشتهام و در هر مسئولیتی که بودهام، تلاش کردهام از برنامههای مرتبط با شمس و مولانا و شهر خوی حمایت کنم، زمانی که دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو در ایران بودم نیز «زندگی فعال شمس تبریزی» را در برنامههای یونسکو ثبت کردیم و قرار بود دو سال به نام شمس تبریزی برنامههای مختلفی در داخل و خارج از کشور برگزار شود، اما به دلیل پایان مسئولیت من در یونسکو، فرصت ادامه این برنامهها فراهم نشد.
آرامگاه شمس، پاتوق دلدادگان
رئیس امور فرهنگ، ورزش و گردشگری سازمان برنامه و بودجه کشور و امور بین الملل وزارت میراثفرهنگی با اشاره به جایگاه مجموعه آرامگاه شمس تبریزی گفت: این مجموعه تنها یک آرامگاه نیست، بلکه یک مجموعه فرهنگی شامل نگارخانه، کتابخانه، فضای برگزاری همایش، کلاس و محل اجرای برنامههای فرهنگی بوده و قرار است این مکان به پاتوق فرهنگی شمسشناسان و مولاناپژوهان تبدیل شود و کتابخانهای نیز به نام استاد محمدعلی موحد در آن راهاندازی شود و در این راستل بخشی از کتابهایی را که برای چنین روزی گردآوری کرده بودم، پیشتر به خوی ارسال کردهام.
مدیرعامل بنیاد شمس و مولانا اظهار کرد: این مجموعه میتواند میزبان نمایشگاههای هنری و برنامههای فرهنگی مرتبط با شمس و مولانا باشد، در سالهای گذشته نیز گروهی از علاقهمندان در خوی تلاش کردند چراغ برنامههای مرتبط با شمس را روشن نگه دارند، امسال نیز نزدیک به ۳۰ مقاله علمی به همایش مرتبط با شمس ارسال شده است که قرار است ۱۵ مهر ارائه شود.
خوی مادر «قونیه ایران»
او با تاکید بر اهمیت همراهی مردم خوی برای حفظ و توسعه این ظرفیت فرهنگی گفت: شمس تبریزی متعلق به یک شهر، قوم یا گروه خاص نیست و میراث او میتواند مخاطبان بسیاری در ایران و جهان داشته باشد، بنابراین باید تلاش کنیم این ظرفیت فرهنگی در مسیر درست و فارغ از حاشیهها مورد استفاده قرار گیرد.
ایوبی اظهار کرد: خوی امروز دیگر یک شهر دورافتاده در شمالغرب ایران نیست، بلکه میتواند به عنوان یکی از کانونهای مهم عرفان اسلامی و ایرانی در جهان شناخته شود، خوی امروز از قونیه مهمتر است، قونیه آرامگاه مرید مولاناست اما مراد مولانا در خوی قرار دارد، اگر مولانا امروز زنده بود، در آرامگاه شمس تبریزی در خوی حاضر میشد و مریدان خود را به این شهر میآورد.
دبیرکل اسبق کمیسیون ملی یونسکو افزود: پیش از این میگفتیم خوی «قونیه ایران» است، اما امروز باید گفت خوی فراتر از قونیه ایران و به تعبیری «مادر قونیه ایران» است.
انتهای پیام/
نظر شما