مریم قربانینیا نویسنده و منتقد سینما در یادداشتی درباره جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان نوشت: جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان سالهاست که با نام اصفهان گره خورده است؛ اما شاید امروز بیش از هر زمان دیگری لازم باشد این پیوند از یک «محل برگزاری» فراتر برود و اصفهان به بخشی جداییناپذیر از تجربه جشنواره تبدیل شود. جشنواره فیلم کودک و نوجوان میتواند فرصتی باشد برای آنکه کودکان و نوجوانان نه فقط با سینما، که با تاریخ، فرهنگ، هنر، معماری و ظرفیتهای گردشگری شهری که میزبان این رویداد است نیز آشنا شوند.
اگر قرار است جشنواره برای نسل امروز جذابتر و اثرگذارتر باشد، باید از قالب صرفاً نمایش فیلم فاصله بگیرد و به یک رویداد فرهنگی، شهری، آموزشی و سرگرمکننده تبدیل شود؛ رویدادی که بچهها در آن فقط تماشاگر فیلم نباشند، بلکه خودشان بخشی از اتفاق باشند.
یکی از مهمترین ایدهها در این زمینه، ایجاد یک «دهکده جشنواره» است؛ فضایی که در آن سینما با بازی، هنر، فناوری و تجربههای تعاملی پیوند بخورد. در این دهکده میتوان سالنهای کوچک نمایش فیلم، کارگاههای انیمیشن و نقاشی، استودیوهای دوبله و صدا، تجربههای واقعیت مجازی و افزوده، بازیهای دیجیتال، کتاب و ادبیات کودک و نوجوان و فضاهایی برای تولید محتوای صوتی و تصویری ایجاد کرد.
در چنین فضایی، کودک فقط فیلم نمیبیند؛ میتواند یک شخصیت را دوبله کند، یک انیمیشن کوتاه بسازد، جلوی پرده سبز بازی کند، پادکست تولید کند یا با فرآیند ساخت یک اثر سینمایی آشنا شود. به این ترتیب، جشنواره از «تماشای سینما» به «تجربه سینما» تبدیل میشود.
از سوی دیگر، میتوان جشنواره را از سالنهای سینما بیرون آورد و به سطح شهر برد. اکرانهای روباز، برنامههای فرهنگی در پارکها و محلههای مختلف، سینمای سیار و برگزاری برنامه در فرهنگسراها و مدارس میتواند باعث شود جشنواره تنها متعلق به مهمانان و اهالی سینما نباشد؛ بلکه شهروندان اصفهانی نیز خود را بخشی از آن بدانند.

در این میان، یک تغییر مهم نیز ضروری است؛ اینکه کودکان و نوجوانان باید از تماشاگر به بازیگر اصلی جشنواره تبدیل شوند.
میتوان شبکهای از «خبرنگاران کودک و نوجوان جشنواره» تشکیل داد؛ بچههایی که در طول جشنواره به تولید گزارش، عکس، ویدئو، پادکست و محتوای شبکههای اجتماعی بپردازند. گروه دیگری میتوانند به عنوان منتقدان کودک فعالیت کنند و تجربه خود از فیلمها و برنامههای جشنواره را روایت کنند.
حتی میتوان زمینهای ایجاد کرد که کودکان و نوجوانان در فرآیند تولید محتوای جشنواره مشارکت مستقیم داشته باشند؛ از مصاحبه با فیلمسازان و بازیگران گرفته تا تهیه گزارش از پشت صحنه و تولید ویدئوهای کوتاه برای شبکههای اجتماعی. در چنین شرایطی، جشنواره به جای آنکه فقط برای کودکان برنامهریزی کند، با مشارکت خود آنها شکل میگیرد.
جشنواره همچنین میتواند صاحب یک شخصیت کارتونی اختصاصی شود؛ شخصیتی که فقط روی پوستر جشنواره نباشد، بلکه در سطح شهر حضور پیدا کند، در برنامههای کودک ظاهر شود، در شبکههای اجتماعی فعالیت داشته باشد و به مرور به نماد و هویت بصری جشنواره تبدیل شود.
اما یکی از مهمترین ظرفیتهایی که میتوان بسیار بیشتر از آن استفاده کرد، خود اصفهان است.
هزاران کودک، نوجوان، فیلمساز، خبرنگار و مهمان از شهرهای مختلف کشور در روزهای جشنواره وارد اصفهان میشوند. این حضور گسترده یک فرصت فرهنگی و گردشگری است که نباید صرفاً به چند روز اکران فیلم محدود بماند.
چرا جشنواره نباید در کنار معرفی فیلمها، اصفهان را هم به کودکان ایران معرفی کند؟
اصفهان فقط میزبان جشنواره نیست؛ خودش میتواند یکی از شخصیتهای اصلی این رویداد باشد. نقش جهان، سیوسهپل، پل خواجو، چهلستون، عالیقاپو، چهارباغ، محلههای تاریخی، موزهها، صنایعدستی و هنرهای سنتی اصفهان، همگی میتوانند وارد روایت جشنواره شوند.
برای این منظور میتوان مجموعهای از برنامههای خلاقانه طراحی کرد؛ از قصهگویی درباره بناها و شخصیتهای تاریخی اصفهان گرفته تا مسابقه عکاسی کودک و نوجوان، مسابقه نقاشی، مسابقه ساخت تیزر، ساخت ویدئو و ولاگ با موضوع جاذبههای تاریخی و گردشگری شهر.
حتی میتوان یک مسابقه سراسری با عنوانی مانند «اصفهان را از نگاه من ببین» برگزار کرد و از کودکان و نوجوانان سراسر کشور خواست درباره اصفهان فیلم کوتاه، ولاگ، نقاشی، عکس یا روایت صوتی تولید کنند.
در این صورت، خود بچهها به سفیران فرهنگی اصفهان تبدیل میشوند.
تصور کنیم نوجوانی از تبریز، مشهد، شیراز یا اهواز در جشنواره شرکت میکند، از نقش جهان و پل خواجو بازدید میکند، یک ولاگ میسازد و تجربهاش را برای هزاران دنبالکننده خود منتشر میکند. یا کودکی درباره یک هنر سنتی اصفهان نقاشی میکشد و آن را در صفحه جشنواره منتشر میکند.
چنین محتوایی گاهی میتواند بسیار بیشتر از یک تبلیغ رسمی، مخاطب کودک و نوجوان را با یک مقصد گردشگری آشنا کند.
در کنار آن، میتوان برای مهمانان جشنواره، اهالی رسانه و فیلمسازان نیز تورهای فرهنگی و رسانهای طراحی کرد تا آنها اصفهان را فقط از مسیر هتل، سینما و محل برگزاری جشنواره نبینند؛ بلکه با ظرفیتهای تاریخی، گردشگری، فرهنگی و صنایعدستی شهر آشنا شوند و این تجربه را با مخاطبان خود به اشتراک بگذارند.
حتی میتوان بخشی با عنوان «اصفهان در قاب جشنواره» راهاندازی کرد و از فیلمسازان، خبرنگاران و تولیدکنندگان محتوا خواست روایت خود را از اصفهان ثبت کنند.
از سوی دیگر، جشنواره میتواند بستری برای معرفی صنایعدستی اصفهان نیز باشد. برگزاری کارگاههای زنده برای کودکان، نمایش فرآیند تولید صنایعدستی و ساخت محتوای آموزشی، میتواند کودکان را با هنرهایی آشنا کند که بخشی از هویت تاریخی شهر هستند.
در کنار همه این برنامهها، حضور جشنواره در فضای مجازی نیز باید جدیتر شود. یک پلتفرم یا فضای دیجیتال اختصاصی میتواند محل انتشار اخبار، ویدئوهای پشت صحنه، گزارشهای خبرنگاران کودک، مسابقات، رأیگیریها و تولیدات مخاطبان باشد. به این ترتیب، مخاطب برای تجربه جشنواره الزاماً نباید در اصفهان حضور داشته باشد و کودکان سراسر ایران میتوانند در بخشی از این رویداد مشارکت کنند.
در نهایت، جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان اگر بخواهد در ذهن نسل جدید ماندگارتر شود، باید از یک «جشنواره فیلم» به یک «تجربه بزرگ برای کودکان و نوجوانان» تبدیل شود؛ تجربهای که در آن سینما، شهر، گردشگری، تاریخ، هنر، فناوری و بازی در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
و چه شهری بهتر از اصفهان برای چنین تجربهای؟
شهری که خودش پر از قصه است؛ قصههایی که میتوان آنها را روی پرده سینما برد، دربارهشان فیلم ساخت، نقاشی کشید، عکس گرفت، ولاگ ساخت و برای کودکان سراسر ایران روایت کرد.
شاید بهترین اتفاق برای جشنواره این باشد که وقتی یک کودک از اصفهان به شهر خودش بازمیگردد، فقط چند فیلم در ذهنش نمانده باشد؛ بلکه یک شهر را دیده، یک فرهنگ را شناخته، چند قصه تازه با خود برده و دوست داشته باشد دوباره به اصفهان برگردد.
انتهای پیام/

نظر شما