اسماعیل خسروانی، دبیر میز ملی گردشگری عشایر ایران دریادداشتی نوشت: پانزدهم مهرماه، در تقویم رسمی کشور به عنوان روز ملی روستا و عشایر نامگذاری شده است؛ روزی برای پاسداشت جامعهای که بخش مهمی از هویت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران را در طول تاریخ شکل داده است.
جامعه عشایری ایران با شیوه زندگی مبتنی بر کوچ، تولید، دامداری، تعامل با طبیعت و انتقال نسلبهنسل دانش بومی، یکی از سرمایههای زنده فرهنگی کشور است. عشایر تنها حامل یک سبک زندگی سنتی نیستند؛ آنها بخشی از نظام تولید، امنیت غذایی، تنوع فرهنگی و میراث ناملموس ایران محسوب میشوند. بنابراین، پاسداشت این جامعه نباید به حفظ تصاویر، لباسها، سیاهچادرها و آیینهای نمایشی محدود شود؛ بلکه باید ماندگاری جامعه، امنیت اقتصادی و غذایی، دسترسی به خدمات، حفظ میراث فرهنگی و تقویت کیفیت زندگی آنان در مرکز سیاستگذاری قرار گیرد.
ایران پهناور، با تنوع قومی و فرهنگی کمنظیر، میزبان جوامع عشایری متعددی است و در بخش قابل توجهی از استانهای کشور، زندگی عشایری همچنان جریان دارد. ایلراهها، مسیرهای کوچ، سکونتگاههای فصلی، صنایع دستی، خوراک، موسیقی، ادبیات شفاهی، آیینها، دانش بومی و رابطه انسان و طبیعت، مجموعهای ارزشمند را تشکیل میدهند که میتوان از آن به عنوان یکی از ظرفیتهای مهم گردشگری فرهنگی و تجربهمحور کشور بهره گرفت.
در سالهای اخیر، واژههایی مانند گردشگری عشایری، فرهنگ عشایر و توسعه گردشگری بومی بیشتر شنیده میشود و نمایشگاهها و رویدادهای متعددی نیز با این عناوین برگزار شده است. اصل برگزاری چنین رویدادهایی ارزشمند است؛ اما مسئله زمانی ایجاد میشود که رویداد از واقعیت زندگی جامعه محلی فاصله بگیرد و به بازنمایی صرف و فروش محصول محدود شود. گردشگری عشایری زمانی معنا پیدا میکند که خود جامعه عشایری، صاحب نقش، تصمیم و منفعت در این فرآیند باشد.
از همین منظر، میز ملی گردشگری عشایر، به عنوان مجموعهای تخصصی در چارچوب دفتر توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، طی سالهای فعالیت خود تلاش کرده است موضوع گردشگری عشایری را از نگاه صرفاً مناسبتی و رویدادمحور به سمت رویکردی تخصصی، پژوهشمحور، جامعهمحور و پایدار هدایت کند.
گردشگری عشایری اگر درست طراحی و اجرا شود، میتواند همزمان چند هدف را دنبال کند: ایجاد درآمد مکمل برای جامعه محلی، توانمندسازی زنان عشایر، حفظ صنایع دستی و میراث ناملموس، معرفی فرهنگ و دانش بومی، تقویت اقتصاد محلی، افزایش انگیزه برای ماندگاری جمعیت، حفاظت از محیط زیست و ایجاد ارتباط مستقیم میان گردشگر و جامعه میزبان.
در این مسیر، اقداماتی همچون آموزش جامعه محلی و فعالان گردشگری عشایری، آموزش رایگان برای علاقهمندان و ارائهدهندگان خدمات، توانمندسازی زنان، تدوین قوانین و ضوابط تورهای عشایری، طراحی مسیرهای گردشگری، تهیه بستههای سفر تخصصی، تقویت گردشگری مسئولانه، تولید محتوای علمی، استفاده هدفمند از فضای مجازی، برگزاری نشستهای تخصصی، دعوت از پژوهشگران و فعالان بخش خصوصی و استفاده از تجربه کشورهای دارای جوامع عشایری میتواند بخشی از یک سیاست جامع باشد.
در کنار این موارد، کشور به یک طرح جامع گردشگری عشایر نیاز دارد؛ طرحی که بر اساس معیارهای تخصصی معاونت گردشگری، ظرفیت هر منطقه، توان اکولوژیک، ویژگیهای فرهنگی، مشارکت جامعه محلی و ظرفیت بخش خصوصی تدوین شود. توسعه گردشگری در مناطق عشایری نمیتواند نسخهای واحد برای همه کشور داشته باشد. مسیر کوچ یک جامعه در فارس، با زندگی عشایری در اردبیل، خراسان، کرمان، چهارمحال وبختیاری ، کهگیلویه وبویراحمد یا گلستان تفاوت دارد و همین تنوع باید به عنوان مزیت گردشگری ایران مورد توجه قرار گیرد.
استان فارس در این میان جایگاهی ویژه دارد. این استان به دلیل تنوع قومی و فرهنگی، حضور جوامع عشایری و پیشینه تاریخی و هنری، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه گردشگری عشایری دارد. میز ملی گردشگری عشایر نیز در فارس دارای ظرفیت مناسبی برای پیگیری برنامههای تخصصی است؛ از طراحی مسیرهای گردشگری عشایری گرفته تا مستندسازی و معرفی میراث ملموس و ناملموس، صنایع دستی، خوراک، موسیقی، آیینها و تجربه زندگی عشایری.
مسیرهای کوچ، دانش سنتی، صنایع دستی، خوراک، آیینها و دیگر عناصر میراث ناملموس، در صورت برخورداری از مطالعات علمی و مستندسازی مناسب، میتوانند به بخشی از پروندههای ملی و حتی بینالمللی میراث فرهنگی تبدیل شوند. ثبت جهانی کوچ نیز میتواند در صورت فراهم شدن مطالعات، مستندات و همکاری دستگاههای مرتبط، یکی از چشماندازهای مهم آینده باشد.
توسعه جامعه محلی بدون حضور متخصصان، بدون مشارکت واقعی مردم و بدون تعریف شاخصهای مشخص برای ارزیابی نتیجه، نمیتواند پایدار باشد. جامعه محلی نباید صرفاً موضوع برنامه باشد؛ باید یکی از ارکان طراحی، اجرا و بهرهمندی از برنامه باشد.
خوشبختانه رویکردهای جدید وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، معاونت گردشگری و دفتر توسعه گردشگری داخلی در زمینه توسعه روستاها، ثبت جهانی روستاها و توجه به الگوهای توسعهمحور، نشان میدهد که ظرفیت حرکت به سمت چنین سیاستی وجود دارد. امید است همین نگاه در حوزه گردشگری عشایری نیز با جدیت بیشتری دنبال شود.
موضوع مهم دیگر، کاهش جمعیت عشایری و روند مهاجرت بخشی از جامعه عشایری به شهرهاست. گردشگری به تنهایی نمیتواند همه عوامل مهاجرت را حل کند؛ اما میتواند به عنوان یکی از ابزارهای توسعه اقتصادی و اجتماعی، درآمد مکمل ایجاد کند، بازار صنایع دستی و محصولات محلی را توسعه دهد، برای جوانان فرصتهای جدید ایجاد کند و در کنار سایر سیاستهای حمایتی، به ماندگاری جمعیت کمک کند.
در این میان، زنان عشایر جایگاهی ویژه دارند. بسیاری از صنایع دستی، خوراک، پوشاک، هنر، دانش بومی و بخش مهمی از میراث فرهنگی عشایر، توسط زنان حفظ و منتقل شده است. بنابراین، توانمندسازی اقتصادی و حرفهای زنان عشایر باید یکی از محورهای اصلی گردشگری عشایری باشد، نه یک برنامه جانبی.
از سوی دیگر، آینده گردشگری بدون فناوری قابل تصور نیست. شعار جهانی گردشگری در سال جاری، با تأکید بر نقش هوش مصنوعی در بازطراحی گردشگری، فرصتی است تا گردشگری عشایری ایران نیز از ظرفیت فناوریهای نوین استفاده کند. هوش مصنوعی، دادهمحوری، نقشههای دیجیتال، روایتگری هوشمند، تولید محتوای چندزبانه، معرفی دیجیتال مسیرهای کوچ و طراحی سفرهای شخصیسازیشده میتوانند به معرفی دقیقتر و دسترسی جهانی به ظرفیتهای عشایری کمک کنند.
میز ملی گردشگری عشایر نیز با توجه به تحولات فناوری و آینده سفر، طرحهایی را در حوزه برندینگ دیجیتال و بازطراحی گردشگری عشایری با استفاده از فناوریهای نوین و هوش مصنوعی در دست بررسی و ارائه دارد که تحقق آنها نیازمند حمایت، هماهنگی بین دستگاهی و مشارکت بخش خصوصی و جامعه محلی است.
در پایان، این روز را به همه روستاییان و عشایر ایران، بهویژه زنان عشایر؛ میراثداران هنر، معرفت، صداقت، سختکوشی و مهربانی تبریک میگویم و از همه پژوهشگران، فعالان گردشگری، جوامع محلی، بخش خصوصی و مدیرانی که برای حفظ و توسعه این میراث زنده تلاش میکنند، قدردانی میکنم.
روز ملی روستا و عشایر، فقط روز تجلیل از گذشته نیست؛ روز تصمیمگیری درباره آینده است.
انتهای پیام/

نظر شما