نادر اردلان در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا درباره ایده اصلی طراحی بارگاه شمس تبریزی اظهار کرد: نسلهای بیشماری از معماران و هنرمندان همواره با یک چالش پایدار روبهرو بودهاند و آن این است که چگونه به ساحت معنوی هستی صورتی عینی و کالبدی ببخشند؛ نوری که به سنگ جان میبخشد، سکوت رازآلود در دل گنبد و همان حضوری که پیش از آنکه نامی بر آن نهیم، آن را احساس میکنیم.
وی افزود: این پرسش در طراحی جایگاهی برای شمس تبریزی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا با شخصیتی مواجه هستیم که تأثیر او بر مولانا نه یک اتفاق تاریخی، بلکه یک دگرگونی عمیق معنوی و انسانی بوده است.
معمار طراح بارگاه شمس تبریزی ادامه داد: نزدیک به هشت سده پیش، درویشی شوریده و رهسپار از تبریز در قونیه با استادی فرزانه دیدار کرد و از پیوند شمس و مولانا آتشی برافروخته شد که هرگز به خاموشی نگراییده است.
اردلان بیان کرد: مولانا این دگرگونی را با صداقت برای ما بازگو کرده است؛ خام بودم، پخته شدم، سوختم. این سفر، از دانایی به عشق و از عشق به اشراق و روشنایی، برای من به نوعی راهنمای شکلگیری این بارگاه تبدیل شد.
وی افزود: در مطالعات قبلی درباره طرح نیز تلاش کردم این رابطه را از منظر نسبت میان ظاهر و باطن بررسی کنم. در نگاه عرفانی شمس و مولانا، صورت و معنا از یکدیگر جدا نیستند و فرم باید بتواند حقیقت درونی را آشکار کند. از همین رو، مسئله اصلی برای من این بود که چگونه میتوان در قرن بیستویکم برای چنین شخصیت معنوی و تاریخی، یادمانی طراحی کرد که صرفاً یک کالبد نباشد، بلکه تجربهای معنادار برای مخاطب ایجاد کند.
حرکت از جهان بیرون به سوی نور
این معمار درباره تجربهای که برای مخاطب در فضای بارگاه پیشبینی کرده است، گفت: در این مکان، بیننده به درون همین سفر کشیده میشود؛ از جهان بیرون به دیدارگاهی از سایه و آرامش و سپس به سوی قلبی تابان و سرشار از نور.
وی افزود: زمانی که طرحهای اولیه این جایگاه را قلم میزدم، این حکمت راهنمای دست من بود و تلاش کردم حرکت انسان در بنا نیز بخشی از همین مسیر باشد؛ حرکتی از بیرون به درون، از آشفتگی به آرامش و از تاریکی و سایه به سوی روشنایی.
اردلان ادامه داد: این ایده در طرح اولیه مجموعه نیز با ارتباط میان باغ، فضای یادمانی و فضاهای فرهنگی دنبال شد. هدف این بود که ساختمان به عنوان یک شیء منفرد در سایت قرار نگیرد، بلکه بنا و محیط پیرامون آن یک تجربه پیوسته برای مخاطب ایجاد کنند.
وی درباره شکلگیری طرح اولیه اظهار کرد: این چشماندازها با همراهی همکار گرامیام، مهندس معمار سام طهرانچی، به ثمر نشست و لازم میدانم فداکاری و هنرآفرینی او را با سپاس ارج نهم.
سه آوا در طراحی بارگاه شمس
اردلان با اشاره به سه مؤلفه اصلی در طراحی این بنا گفت: در این طرح کوشیدیم سه آوا را با یکدیگر هماهنگ کنیم؛ نخست خرد معماری ایرانی، دوم هندسه و سوم طبیعت.
وی توضیح داد: خرد معماری ایرانی برای ما به معنای توجه به فضایی درونگرا و مرکزمحور، ایجاد محیطی امن و آرام و حرکتی به سوی درون بود. این ویژگیها در معماری ایرانی سابقهای طولانی دارند و برای طراحی بنایی که قرار است محل یادمان شمس باشد، اهمیت ویژهای پیدا میکنند.
معمار طراح بارگاه شمس افزود: در معماری ایرانی، مرکز و فضای درونگرا میتواند انسان را از آشفتگی جهان بیرون جدا کند و زمینهای برای تمرکز، تأمل و مواجهه با معنا فراهم آورد. این نگاه در طراحی بارگاه نیز مورد توجه قرار گرفت، بدون آنکه هدف، بازسازی مستقیم یک بنای تاریخی یا تکرار ظاهری عناصر معماری گذشته باشد.
اردلان درباره دومین مؤلفه طراحی گفت: هندسه برای ما زبانی است که نیاکانمان با آن هماهنگی آفرینش را نشان میدادند؛ زبانی که از یک نقطه بنیادین آغاز میشود و در مربع، دایره و ستاره شکل میگیرد.
وی افزود: در مطالعات طراحی این پروژه نیز هندسه تنها یک ابزار برای ایجاد فرم نبود، بلکه وسیلهای برای ایجاد نظم، مرکزیت و ارتباط میان اجزای بنا بود. در طرح اولیه، تناسبات انسانی و نسبت طلایی نیز در تنظیم برخی فضاها مورد توجه قرار گرفت و فرم اصلی فضای یادمانی بر اساس هندسهای شکل گرفت که بتواند هم مرکزیت و هم حرکت را بیان کند.
اردلان درباره سومین مؤلفه یعنی طبیعت بیان کرد: خاک، آب، نور روز، باغ و اقلیم باید به گونهای در کنار بنا قرار گیرند که ساختمان با محیط پیرامون خود در هماهنگی زندگی کند.
وی افزود: آنجا که این سه آوا یکی میشوند، هندسه به نور سامان میدهد، نور آب و باغ را زنده میکند و اقلیم راهنمای دیوارها میشود و به آنها میآموزد چگونه پناه بدهند و چه هنگام گشوده شوند.
نور؛ عنصری در پیوند با مفهوم شمس
معمار طراح بارگاه شمس درباره جایگاه نور در این پروژه گفت: نور در این بنا بخشی از تجربه فضایی و معنایی آن است.
اردلان افزود: شمس به معنای خورشید است و همین پیوند معنایی در شکلگیری ایده نور در طرح اهمیت داشت. در طرح اولیه، برای فضای مرکزی یادمان فرمی عمودی و شاخص در نظر گرفته شد که در نقطه اوج خود با نور خورشید ارتباط پیدا میکند.
وی ادامه داد: در طرح اولیه این ایده مطرح شد که در راس فرم مرکزی، یک آینه ردیاب خورشیدی قرار گیرد تا پرتو نور را به سوی سنگ یادمانی شمس در فضای نیایش هدایت کند. این ایده نشان میدهد که نور چگونه میتواند از یک عنصر طبیعی به بخشی از روایت معماری تبدیل شود.
اردلان بیان کرد: در معماری ایرانی نیز نور معمولاً به شکل مستقیم و بدون واسطه وارد همه فضاها نمیشود، بلکه با نور کار میشود، آن را کنترل میکنند و کیفیت آن را از طریق عناصر معماری تغییر میدهند. در این پروژه نیز تلاش شد نور در کنار سایه، کیفیت فضایی و معنایی متفاوتی ایجاد کند.
پیوند معماری با طبیعت و اقلیم خوی
وی درباره نقش طبیعت و اقلیم در طراحی بارگاه شمس گفت: معماری نباید از طبیعت جدا شود و اقلیم تنها یک مسئله فنی نیست، بلکه میتواند در شکلگیری فرم معماری نیز نقش داشته باشد.
اردلان افزود: خوی دارای اقلیم مشخصی است و بنا باید به محیط خود پاسخ دهد. اقلیم به دیوارها میآموزد چه زمانی پناه بدهند و چه زمانی گشوده شوند.
وی ادامه داد: در مطالعات طراحی، استفاده از تهویه طبیعی، کاهش مصرف انرژی و استفاده از ظرفیتهای محیطی مورد توجه قرار گرفت و تلاش شد ساختمان بتواند با تغییرات فصلی و محیط بیرون تعامل طبیعیتری داشته باشد.
معمار طراح بارگاه شمس اظهار کرد: استفاده از مصالح بومی و فنون سنتی نیز در این پروژه تنها جنبه ظاهری نداشت. آجر، اندودهای سنتی و هنر آینهکاری در کنار روشهای معاصر ساخت، میتوانند میان حافظه معماری ایران و معماری امروز ارتباط برقرار کنند. در طرح اولیه همچنین استفاده از سامانههای سازگار با اقلیم و کاهش مصرف انرژی پیشبینی شده بود.
بارگاه شمس؛ فراتر از یک بنای یادمانی
اردلان با تاکید بر اینکه بنا تنها یک ظرف است، گفت: آنچه اهمیت دارد چیزی است که بنا در خود جای میدهد و مردمی که از آن بهره میگیرند.
وی افزود: آرزو داریم این آرامگاه میراث ایران را به روی نسلهای جوانتر بگشاید تا گنجینه گرانبهایی را که به ارث بردهاند، قدر بدانند.
معمار طراح بارگاه شمس ادامه داد: این مکان باید پذیرای پژوهشگران و زائران، مسافران و جویندگان حقیقت باشد و پیام پیوند شمس و مولانا را به جهانی تشنه معنا برساند.
وی گفت: در طرح اولیه نیز بارگاه تنها به عنوان یک فضای یادمانی دیده نشده بود و فضاهایی مانند نمایشگاه، سالن سخنرانی، کتابخانه پژوهشی، فضاهای مطالعه و محل اقامت پژوهشگران در کنار فضای اصلی پیشبینی شده بود تا مجموعه بتواند حیات فرهنگی و پژوهشی داشته باشد.
اردلان تاکید کرد: معماری، میراث را پشت شیشه نگه نمیدارد، بلکه با گشودن فضایی آزاد آن را زنده نگه میدارد تا زیسته شود، آموخته شود و نسل پشت نسل از نو کشف شود.
«عالم مثال» شمس و مولانا در خوی
وی درباره آینده این مجموعه اظهار کرد: آرمان مشترک ما این بوده است که به سوی شیوهای از ساختن حرکت کنیم که کلنگر، پایدار، انسانمدار و از نظر معنوی زنده باشد.
اردلان افزود: امیدوارم این آرامگاه بتواند جایگاهی برای آموختن در خوی باشد؛ مکانی که عالم مثال، جهان خیال و معنای شمس و مولانا، در آن زنده بماند.
وی ادامه داد: بنا تنها زمانی میتواند به معنای واقعی خود دست پیدا کند که مردم با آن ارتباط برقرار کنند؛ پژوهشگر در آن به مطالعه بپردازد، جوان در آن با میراث شمس و مولانا آشنا شود، گردشگر بخشی از تاریخ و فرهنگ این سرزمین را تجربه کند و انسانی که به دنبال آرامش و معناست، بتواند تجربهای متفاوت داشته باشد.
معمار طراح بارگاه شمس گفت: این مکان باید برای مردم خوی و برای ایران باشد و در عین حال بتواند با مخاطبان جهانی نیز ارتباط برقرار کند. همانگونه که پیام شمس و مولانا مرزهای جغرافیایی را پشت سر گذاشته است، این بنا نیز میتواند به بستری برای گفتوگو درباره میراث معنوی ایران تبدیل شود.
قدردانی از سازندگان بارگاه شمس
اردلان در پایان با قدردانی از مجموعههایی که در شکلگیری و اجرای این پروژه نقش داشتهاند، گفت: با سپاسی صمیمانه، قدردان بنیاد شمس تبریزی و مولانا هستم که این راه را با ایمانی استوار و نگاهی ژرف آغاز کرد.
وی افزود: همچنین قدردان وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هستم که در سالهای دراز حامی و پشتوانه این تلاش بوده است.
او ادامه داد: از استادکاران، سازندگان و مردم خوی نیز سپاسگزارم که با دستانشان خطوط روی کاغذ را با آجر و نور زنده کردند.
اردلان اظهار کرد: طرحهای مفهومیای را که پانزده سال پیش شکل گرفتند، همراه با این بنای ساختهشده که امروز پیش روی ماست، به عنوان هدیهای ماندگار پیشکش میکنم.
وی خاطرنشان کرد: امید دارم اینها بذرهایی باشند برای جایگاهی برای آموختن در خوی؛ جایی که عالم مثال، جهان خیال و معنای شمس و مولانا، تا همیشه در آن زنده بماند.
معمار طراح بارگاه شمس در پایان گفت: امید که این مکان مقدس به هر آنکس که قدم به آستانهاش میگذارد، آرامش و روشنایی ارزانی دارد.
انتهای پیام/
نظر شما