جلال دهقانی فیروزآبادی، استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با انتقاد از اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، درباره جنگهای ایران و یونان باستان، گفت: اینها با جمهوری اسلامی مشکل دارند، اما ریشه این مسئله بسیار عمیقتر است زیرا به اعتقاد او، نحوه بازنمایی تاریخ و پیوندزدن آن با منازعات سیاسی امروز، نشانهای از لایههای عمیقتر یک تقابل هویتی و تمدنی است.
دهقانی فیروزآبادی در تحلیل سخنان اخیر روبیو در آتن، با اشاره به فاصله میان ادعاهای مطرحشده درباره آزادی، اخلاق و ارزشهای تمدن غرب و عملکرد سیاسی قدرتهای مدعی این ارزشها، اظهار کرد: گاه اظهارات مقامهای سیاسی به بازتابی از پیشفرضها و نگرشهای عمیقترشان تبدیل میشود؛ نگرشهایی که بررسی آنها برای فهم منطق سیاست خارجی و مناسبات قدرت ضرورت دارد.
این استاد روابط بینالملل با اشاره به تجربههای پیشین در ادبیات سیاسی آمریکا، از جمله کاربرد تعبیر «جنگ صلیبی» از سوی جورج دبلیو بوش پس از حملات ۱۱ سپتامبر، خاطرنشان کرد: انتخاب واژگان و ارجاعات تاریخی در گفتار سیاستمداران، گاه ابعادی از چارچوب ذهنی و جهانبینی آنان را آشکار میکند که در صورتبندی رسمی سیاستها کمتر بهصراحت بیان میشود.
از اختلاف سیاسی تا لایههای عمیقتر تقابل هویتی
دهقانی فیروزآبادی با اشاره به حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و پیامدهای انسانی آن، از جمله کشتهشدن غیرنظامیان و ترور مقامهای ایرانی، استدلال کرد که نمیتوان منازعه جاری را در چارچوب اختلاف با ساختار سیاسی جمهوری اسلامی تحلیل کرد. به باور او، ارجاع روبیو به خشایارشا و جنگهای ایران و یونان باستان، در کنار سایر مؤلفههای گفتار سیاسی آمریکا، ضرورت بررسی ابعاد هویتی و تمدنی این مواجهه را برجسته میکند.
او با اشاره به جایگاه هخامنشیان در تاریخ ایران و تاریخ تمدن بشری، تاکید کرد: پیوندزدن رویاروییهای باستانی به منازعات امروز، میتواند در خدمت بازتعریف مرزهای هویتی و بازتولید تصورات تقابلی درباره ملتها و تمدنها قرار گیرد.
این استاد دانشگاه در همین چارچوب تصریح کرد: اختلاف با یک نظام سیاسی را نباید بدون بررسی انتقادی به داوری درباره یک ملت، هویت تاریخی یا میراث تمدنی آن تعمیم داد. از منظر او، یکی از مخاطرات چنین روایتهایی، شکلگیری دوگانههای سادهانگارانهای است که بهجای تحلیل پیچیدگیهای تاریخی و سیاسی، ملتها را در برابر یکدیگر قرار میدهد.
این جنگ، ابعاد تمدنی و هویتی نیز دارد
دهقانی فیروزآبادی با اشاره به انتقادهایی که پیشتر درباره طرح مفهوم جنگ تمدنی و هویتی مطرح کرده بود، اظهار کرد: اظهارات اخیر روبیو بار دیگر ضرورت توجه به این ابعاد را پیش میکشد. بازگشت به نمادها و رخدادهای تاریخی برای توضیح منازعات معاصر، میتواند نشان دهد که در پس اختلافات سیاسی، برداشتهایی درباره هویت، برتری و جایگاه ملتها نیز در حال بازتولید است.
او با این حال، بر ضرورت پرهیز از دوگانهسازی و تعمیمدادن نگرش یک مقام سیاسی به همه جوامع غربی تاکید کرد و مسئله را در سطح نقد یک الگوی فکری و سیاسی قرار داد، الگویی که به باور او، برتریجویی و استثناگرایی را در کنار ادعاهای مربوط به ارزشهای جهانشمول قرار میدهد.
نقد استثناگرایی و بازتولید منطق استعمار
این استاد روابط بینالملل در بخش دیگری از سخنان خود، با نقد بنیانهای فکری استثناگرایی غربی، گفت: در برخی صورتبندیهای سیاسی، فردگرایی و منفعتطلبی در کنار ادعای برتری فرهنگی و عقلانی قرار میگیرند و زمینه توجیه مداخله در سرنوشت دیگر ملتها را فراهم میکنند.
دهقانی فیروزآبادی با اشاره به سابقه استعمار در جهان، خاطرنشان کرد: یکی از منطقهای تاریخی استعمار، معرفی ملتهای دیگر بهعنوان جوامعی ناتوان از اداره سرنوشت خویش و توجیه حضور قدرتهای خارجی با ادعای آبادانی، پیشرفت یا انتقال تمدن بوده است. بازخوانی انتقادی سخنان روبیو مستلزم توجه به همین پیشینه و بررسی نسبت میان ادعاهای تمدنی و مناسبات واقعی قدرت است.
او همچنین تاکید کرد: بزرگداشت چهرهها و نمادهای تاریخ غرب، بدون بررسی انتقادی نقش برخی از این چهرهها در گسترش استعمار و سلطه بر ملتهای دیگر، میتواند تصویری یکسویه از تاریخ ارائه دهد. روایت جامع تاریخ مستلزم آن است که دستاوردهای علمی، فکری و فرهنگی تمدنها در کنار تجربههای سلطه، استعمار و خشونت تاریخی آنها بررسی شود.
ضرورت تفکیک ملتها از روایتهای برتریجویانه
دهقانی فیروزآبادی در جمعبندی دیدگاه خود، بر ضرورت تمایز میان نقد سیاستهای دولت آمریکا و داوری کلی درباره جوامع غربی تاکید کرد. از منظر او، مسئله اصلی در بررسی اظهارات روبیو، شناخت سازوکارهایی است که از طریق آنها تاریخ به ابزار مشروعیتبخشی به قدرت، بازتعریف هویت و صورتبندی سلسلهمراتب تمدنی تبدیل میشود.
این استاد روابط بینالملل معتقد است: مواجهه مؤثر با چنین روایتهایی، به تحلیل تاریخی مستند، شناخت دقیق میراث تمدنی ایران و پرهیز از گرفتارشدن در دوگانهسازیهای سیاسی نیاز دارد، رویکردی که ضمن دفاع از هویت تاریخی ایران، امکان نقد علمی و مستقل سیاستهای قدرتهای جهانی را نیز فراهم میکند.
انتهای پیام/

نظر شما