روزبه آلیانی،رئیس دفتر بررسی و همکاری ادارهکل میراثفرهنگی،گردشگری و صنایعدستی استان گیلان در یادداشتی نوشت: در جهان امروز، که صنعت گردشگری بیش از هر زمان دیگری به سمت تجربهمحوری، اصالت فرهنگی و خلق ارزشهای متمایز حرکت میکند، «گردشگری نوستالژیک» بهعنوان یکی از ظرفیتهای قابلتوجه در توسعه محصولات گردشگری، مورد توجه سیاستگذاران، برنامهریزان و فعالان این صنعت قرار گرفته است. این گونه از گردشگری، فراتر از بازدید از جاذبههای تاریخی و فرهنگی، تلاشی برای احیای خاطرات جمعی، بازخوانی سبک زندگی گذشته و پیوند دوباره انسان با مکانها، اشیا، آیینها و تجربههایی است که بخشی از هویت فردی و اجتماعی او را شکل دادهاند.
نوستالژی در مفهوم گردشگری، صرفاً حسرت گذشته یا دلتنگی برای روزهای سپریشده نیست؛ بلکه میتواند به بستری برای بازآفرینی تجربههای معنادار، تقویت هویت فرهنگی، انتقال میراث ناملموس و ایجاد فرصتهای جدید اقتصادی تبدیل شود. از این منظر، خانههای قدیمی، محلههای تاریخی، بازارهای سنتی، ایستگاههای راهآهن، کافههای خاطرهانگیز، بازیهای بومی، خوراکهای محلی، موسیقیهای خاطرهساز و حتی بازسازی شیوههای زندگی نسلهای گذشته، قابلیت آن را دارند که در قالب محصولات هدفمند گردشگری عرضه شوند.
گردشگری نوستالژیک و اقتصاد تجربه
یکی از تحولات مهم در گردشگری معاصر، تغییر تدریجی ترجیحات گردشگران از بازدید صرف از مکانها به تجربهکردن فضاها و روایتهاست. گردشگر امروز، بهویژه در جوامعی که با تغییرات سریع اجتماعی، گسترش فناوری و دگرگونی سبک زندگی مواجهاند، ممکن است بهدنبال تجربه دوباره بخشی از گذشته یا آشنایی ملموس با زندگی نسلهای پیشین باشد.
در چنین شرایطی، گردشگری نوستالژیک میتواند با ایجاد تجربههای تعاملی، روایتمحور و مشارکتی، ارزش افزوده قابلتوجهی برای مقصد ایجاد کند. برگزاری تورهای روایتمحور در محلههای قدیمی، احیای مسیرهای تاریخی، بازآفرینی مشاغل سنتی، تجربه پخت غذاهای بومی، نمایش بازیهای محلی و طراحی اقامتگاههایی با حفظ اصالت معماری، نمونههایی از ظرفیتهای این حوزه هستند.
نکته اساسی آن است که موفقیت این نوع گردشگری، به بازسازی صوری گذشته محدود نمیشود؛ بلکه مستلزم شناخت دقیق حافظه جمعی، مستندسازی روایتهای محلی، مشارکت جوامع میزبان و تبدیل خاطرات پراکنده به تجربههایی معتبر، قابلدسترس و اقتصادی است.
گیلان؛ سرزمین خاطرهها و ظرفیتهای مغفول
استان گیلان، با برخورداری از پیشینه تاریخی، تنوع فرهنگی، معماری بومی، خوراکهای محلی، موسیقی و زبانهای گیلکی و تالشی، آیینهای سنتی، بازارهای هفتگی و سبک زندگی پیوندخورده با طبیعت، از ظرفیتهای ارزشمندی برای توسعه گردشگری نوستالژیک برخوردار است.
محلههای قدیمی رشت، خانههای تاریخی، بازارهای سنتی، روستاهای دارای بافت ارزشمند، خاطرات مرتبط با زندگی کشاورزی و شالیزاری، مشاغل رو به فراموشی، بازیهای بومی و آیینهای محلی، هر یک میتوانند بخشی از یک منظومه منسجم گردشگری خاطرهمحور باشند. در این میان، خوراک گیلانی نیز جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا بسیاری از غذاهای محلی، علاوه بر ارزش gastronomic، حامل خاطرات خانوادگی، شیوههای سنتی تهیه غذا و روایتهای بیننسلی هستند.
برای نمونه، طراحی مسیرهای گردشگری با محوریت «رشت قدیم»، تجربه زندگی روزمره در خانههای بومی، بازآفرینی فضای مشاغل سنتی، روایت تاریخ شفاهی بازارها و محلهها، و معرفی بازیهایی همچون آغوزبازی، میتواند ضمن ایجاد جذابیت برای گردشگران، به مستندسازی و انتقال میراث فرهنگی به نسلهای آینده کمک کند.
بااینحال، بهرهبرداری از این ظرفیتها نیازمند پرهیز از نگاه سطحی و صرفاً نمایشی است. هرگونه بازآفرینی باید با احترام به اصالت تاریخی، شأن فرهنگی جوامع محلی و واقعیتهای زندگی مردم انجام شود؛ چراکه مرز میان احیای میراث و تجاریسازی افراطی آن، مرزی حساس و تعیینکننده است.
از خاطره فردی تا سرمایه اجتماعی و اقتصادی
یکی از ویژگیهای متمایز گردشگری نوستالژیک، توانایی آن در ایجاد پیوند میان نسلهاست. سالمندان میتوانند راویان تجربههای زیسته باشند، جوانان با شیوههای زندگی گذشته آشنا شوند و گردشگران، بهجای مواجههای گذرا با مقصد، ارتباطی عمیقتر با فرهنگ و جامعه میزبان برقرار کنند.
این فرایند، در صورت برنامهریزی صحیح، میتواند به تقویت هویت محلی، افزایش حس تعلق به مکان، حمایت از صنایعدستی و مشاغل بومی، ایجاد اشتغال برای راهنمایان گردشگری و فعالان فرهنگی و افزایش مدت اقامت گردشگران منجر شود.
از منظر مدیریت مقصد نیز گردشگری نوستالژیک فرصتی برای توزیع متوازنتر منافع گردشگری است؛ زیرا بسیاری از ظرفیتهای آن در محلههای قدیمی، روستاها و فضاهایی قرار دارند که الزاماً در کانون اصلی جریان گردشگری انبوه نیستند. در نتیجه، توسعه محصولات خاطرهمحور
میتواند زمینه حضور گردشگران در نقاط کمتر شناختهشده و رونق کسبوکارهای خرد محلی را فراهم کند.
البته نباید فراموش کرد که نوستالژی برای همه گردشگران معنای یکسانی ندارد. خاطرههای یک نسل ممکن است برای نسل دیگر ناشناخته باشد و آنچه برای گردشگر داخلی یادآور گذشته است، برای گردشگر خارجی تنها تجربهای تازه از یک فرهنگ متفاوت به شمار آید. بنابراین، طراحی این محصولات باید متناسب با گروههای هدف، نیازها، علایق و زمینه فرهنگی آنان صورت گیرد.
الزامات سیاستگذاری و توسعه محصول
توسعه گردشگری نوستالژیک، نیازمند عبور از فعالیتهای پراکنده و حرکت به سمت برنامهریزی محصولمحور است. در این مسیر، تدوین نقشه ظرفیتهای خاطرهمحور هر شهرستان، شناسایی مکانها و عناصر واجد ارزش، گردآوری تاریخ شفاهی، ثبت روایتهای افراد بومی، مستندسازی بازیها و آیینهای در معرض فراموشی و ایجاد بانک اطلاعاتی میراث فرهنگی محلی، میتواند بهعنوان گامهای اولیه در دستور کار قرار گیرد.
در مرحله بعد، همکاری میان دستگاههای متولی میراث فرهنگی و گردشگری، شهرداریها، دهیاریها، دانشگاهها، انجمنهای مردمنهاد، راهنمایان گردشگری، دفاتر خدمات مسافرتی و جوامع محلی، برای طراحی و عرضه بستههای گردشگری ضروری است.
همچنین، آموزش راهنمایان برای روایت دقیق و مستند تاریخ محلی، تدوین استانداردهای بازآفرینی فضاهای تاریخی، حمایت از کسبوکارهای کوچک و استفاده هدفمند از ابزارهای دیجیتال برای ثبت و ارائه روایتها، از جمله اقداماتی است که میتواند کیفیت و پایداری این محصولات را ارتقا دهد. فناوریهای نوین، از آرشیوهای دیجیتال و روایتهای صوتی گرفته تا واقعیت افزوده، این امکان را فراهم میکنند که گذشته نه بهعنوان تصویری منجمد، بلکه در قالب تجربهای زنده و قابل تعامل به مخاطب معرفی شود.
در این میان، شاخصهایی مانند رضایت گردشگر، میزان مشارکت جامعه محلی، درآمد ایجادشده برای کسبوکارهای بومی، حفاظت از اصالت فرهنگی و تأثیر فعالیتها بر کیفیت زندگی ساکنان باید مبنای ارزیابی و اصلاح برنامهها قرار گیرند.
جمعبندی؛ آینده گردشگری در گرو شناخت ارزشهای گذشته
گردشگری نوستالژیک را باید فرصتی برای پیوند میان میراث فرهنگی، اقتصاد تجربه و توسعه پایدار دانست؛ فرصتی که با تکیه بر خاطرات جمعی و روایتهای اصیل، میتواند به خلق محصولات متمایز گردشگری و تقویت هویت مقصد منجر شود.
برای استانی همچون گیلان، که بخش مهمی از جذابیت آن در شیوه زندگی، فرهنگ روزمره، روابط اجتماعی، خوراک، موسیقی و خاطرات مشترک مردمش نهفته است، این رویکرد میتواند زمینهساز شکلگیری جریان تازهای از گردشگری فرهنگی باشد. تحقق این هدف، مستلزم آن است که خاطرات پراکنده بهعنوان بخشی از سرمایه فرهنگی استان شناسایی شوند، روایتهای محلی بهدرستی ثبت و حفاظت شوند و میان صیانت از اصالت فرهنگی و بهرهبرداری اقتصادی تعادلی منطقی برقرار شود.
در نهایت، گردشگری نوستالژیک یادآور این حقیقت است که مقصد گردشگری تنها مجموعهای از جاذبههای دیدنی نیست؛ بلکه مجموعهای از خاطرهها، روایتها، تجربهها و احساساتی است که به یک مکان معنا میبخشند. گاهی ارزشمندترین محصول گردشگری، نه ساختن جاذبهای تازه، بلکه کشف دوباره ارزشی است که سالها در زندگی روزمره مردم حضور داشته و کمتر دیده شده است.
انتهای پیام/
نظر شما