سعید احمدی، فعال حوزه رسانه استان اصفهان در یادداشتی نوشت: گردشگری همیشه با میل انسان به کشف جهان آغاز شده است؛ با پرسشی ساده: «کجا بروم؟» اما در سالهای آینده، پاسخ به این پرسش احتمالاً بیش از هر زمان دیگری با کمک هوش مصنوعی شکل خواهد گرفت. سامانههای هوشمند میتوانند سلیقه مسافر را بشناسند، مسیر سفر را برنامهریزی کنند، زبان مقصد را ترجمه کنند و حتی پیش از آنکه مسافر بداند چه میخواهد، گزینههایی متناسب با حالوهوای او پیشنهاد دهند. بااینحال، آینده گردشگری را نباید فقط در سرعت بیشتر و خدمات خودکارتر خلاصه کرد. پرسش مهمتر این است که چگونه میتوان از این فناوری استفاده کرد، بیآنکه تجربه انسانی سفر را کمرنگ کنیم.
امروزه بسیاری از مسافران برای برنامهریزی سفر از چندین سایت، اپلیکیشن و شبکه اجتماعی کمک میگیرند. این فرایند گاهی زمانبر و گیجکننده است: مقایسه قیمتها، خواندن نظر دیگران، یافتن اقامتگاه مناسب و چیدن برنامهای که با بودجه و زمان سفر هماهنگ باشد. هوش مصنوعی میتواند این مراحل را سادهتر کند. مسافر ممکن است به یک دستیار هوشمند بگوید چند روز فرصت دارد، چه بودجهای در نظر گرفته، به طبیعت علاقهمند است یا به تاریخ و غذا، و چه محدودیتهایی دارد. سامانه سپس برنامهای پیشنهادی ارائه میکند و با تغییر شرایط، آن را بهروزرسانی میکند.
چنین برنامهای میتواند بسیار شخصیتر از پیشنهادهای عمومی باشد. یک خانواده با کودکان خردسال، یک گردشگر سالمند، فردی که به سفر ماجراجویانه علاقه دارد و مسافری که بهدنبال آرامش است، نیازهای یکسانی ندارند. هوش مصنوعی میتواند با در نظر گرفتن این تفاوتها، گزینههایی مناسبتر پیشنهاد دهد؛ از مسیرهای کمفشار و قابلدسترس گرفته تا بازدیدهایی که با علایق خاص مسافر همخوانی دارند. ترجمه همزمان، راهنمای صوتی چندزبانه و پاسخگویی شبانهروزی نیز میتواند ارتباط با مردم محلی و استفاده از خدمات مقصد را آسانتر کند.
این فناوری تنها برای گردشگران کاربرد ندارد. هتلها، شرکتهای هواپیمایی، آژانسها و مدیران مقصد نیز میتوانند از آن برای پیشبینی تقاضا، مدیریت بهتر نیروی انسانی، پاسخگویی به درخواستها و کاهش اتلاف منابع بهره ببرند. برای مثال، پیشبینی دقیقتر تعداد مسافران ممکن است به اقامتگاه کمک کند تا مصرف انرژی یا میزان خرید مواد غذایی را بهتر تنظیم کند. مدیریت هوشمند جریان بازدیدکنندگان نیز میتواند در برخی مکانهای شلوغ به توزیع مناسبتر جمعیت کمک کند؛ بهگونهای که فشار کمتری بر جاذبههای طبیعی و تاریخی وارد شود.
بااینهمه، هوشمندتر شدن گردشگری بهخودیخود به معنای بهتر شدن آن نیست. پیشنهادهای الگوریتمی معمولاً بر دادههایی تکیه دارند که در دسترس و قابلاندازهگیریاند. اگر اطلاعات یک منطقه کمتر ثبت شده باشد یا کسبوکارهای کوچک حضور دیجیتالی ضعیفی داشته باشند، ممکن است کمتر در پیشنهادها دیده شوند. در نتیجه، گردشگر بارها به همان مقصدها و خدمات شناختهشده هدایت میشود و ظرفیت مناطق کمتر شناختهشده نادیده میماند. این مسئله میتواند نابرابری میان مقاصد و کسبوکارهای بزرگ و کوچک را افزایش دهد.
حریم خصوصی نیز موضوعی جدی است. پیشنهاد دقیقتر معمولاً به اطلاعات بیشتری درباره علایق، موقعیت مکانی، عادتهای خرید و برنامه سفر نیاز دارد. مسافران باید بدانند چه دادههایی از آنان جمعآوری میشود، چه کسی به آنها دسترسی دارد و چگونه میتوانند کنترل یا حذفشان کنند. استفاده از هوش مصنوعی در سفر، اگر بر پایه شفافیت و رضایت آگاهانه نباشد، میتواند اعتماد عمومی را کاهش دهد. همچنین اطلاعات تولیدشده توسط سامانهها همیشه درست نیست. توصیههای نادرست درباره ساعت بازدید، قوانین محلی، وضعیت مسیر یا شرایط ایمنی ممکن است پیامدهایی فراتر از یک تجربه ناخوشایند داشته باشد. بنابراین، برای اطلاعات حساس و مهم، نظارت انسانی و مراجعه به منابع معتبر همچنان ضروری است.
از سوی دیگر، سفر فقط رسیدن از یک نقطه به نقطه دیگر یا اجرای بینقص یک برنامه نیست. گاهی ارزش سفر در گفتوگویی پیشبینینشده، تغییر مسیر، گمشدن در کوچهای ناشناس یا آشنایی با زندگی روزمره مردم مقصد نهفته است. اگر همهچیز بیش از اندازه بهینهسازی شود، ممکن است بخشی از همین تجربههای اتفاقی از میان برود. هوش مصنوعی میتواند گزینه پیشنهاد دهد، اما نباید چنان جای مسافر تصمیم بگیرد که کنجکاوی و انتخاب شخصی او به حاشیه رانده شود.
در این میان، نقش انسانها از بین نمیرود؛ بلکه ممکن است شکل آن تغییر کند. کارکنان گردشگری میتوانند بخشی از کارهای تکراری را به سامانههای خودکار بسپارند و زمان بیشتری برای پاسخگویی شخصی، حل مسئله و معرفی تجربههای محلی اختصاص دهند. راهنمای گردشگری، میزبان، راننده یا فروشنده محلی دانشی دارند که بهآسانی در پایگاه دادهها ثبت نمیشود: خاطرهها، ظرافتهای فرهنگی، شناخت موقعیت و توانایی ایجاد ارتباط. فناوری میتواند این دانش را پشتیبانی کند، اما جایگزین کامل آن نیست.
آینده مطلوب گردشگری، آیندهای نیست که در آن همه تصمیمها را ماشینها بگیرند؛ آیندهای است که فناوری در خدمت انتخاب آگاهانهتر، سفر دسترسپذیرتر و مدیریت مسئولانهتر مقصدها باشد. برای رسیدن به چنین آیندهای، باید دقت و شفافیت سامانهها را جدی گرفت، از دادههای مسافران محافظت کرد، کسبوکارهای کوچک و جوامع محلی را در نظر داشت و امکان دسترسی کسانی را که با ابزارهای دیجیتال راحت نیستند حفظ کرد. همچنین باید سنجید که آیا استفاده از هوش مصنوعی واقعاً به کاهش فشار بر مقصد و بهبود کیفیت زندگی ساکنان کمک میکند یا تنها بر شمار سفرها و مصرف میافزاید.
هوش مصنوعی میتواند سفر را آسانتر و متناسبتر کند؛ اما معنای سفر را تعیین نمیکند. آنچه یک مقصد را بهیادماندنی میسازد، فقط سرعت رزرو یا دقت پیشنهادها نیست، بلکه ارتباط انسان با مکان، فرهنگ و مردمان آن است. اگر این فناوری بهجای حذف این ارتباط، آن را غنیتر کند، گردشگری آینده میتواند هم هوشمندتر باشد و هم انسانیتر.
انتهای پیام/

نظر شما