«صومعه سرا»؛ قداستی که در حاشیه شکل می‌گیرد

احمدرضا معراجی روزنامه‌نگار و فعال رسانه در یادداشتی درباره فیلم کوتاه «صومعه‌سرا» نوشت: «صومعه‌سرا» دومین فیلم کوتاه فاطمه پالیزبان پس از «اکسی‌توسین» (حاضر در چهل‌ودومین جشنواره فیلم کوتاه تهران) است؛ اثری که با انتخاب یک موقعیت پارادوکسیکال، مرز میان تقدس و پلشتی را نشانه می‌رود. مهناز، زنی با گذشته روسپی‌گری، تصمیم می‌گیرد در آستانه محرم در همان خانه‌ای که سال‌ها محل «فحشا» بوده است، مجلس روضه امام حسین (ع) برگزار کند. اهالی محل مخالفت می‌کنند و این مخالفت، نه از سر انکار عزاداری، بلکه از سر انکار حقِ تطهیر برای زنی است که جامعه او را برای همیشه در همان گذشته محکوم کرده است.

نام فیلم، کلید ورود به لایه استعاری اثر است. «صومعه» در لغت به معنای خانقاه و محل عبادت زاهدان است و «صومعه‌سرا» در گیلان نیز ریشه در وجود خانقاه‌ها و نام عارفان داشته است. انتخاب این نام برای خانه‌ای که قرار است میزبان روضه باشد، در نگاه اول متناقض می‌نماید، اما دقیقاً همین تناقض، هسته معنایی فیلم است. پالیزبان «صومعه» را از مکان رسمی و مقدس بیرون می‌کشد و آن را به حاشیه شهر، به خانه‌ای «بدنام» می‌برد. گویی فیلم می‌پرسد: آیا تقدس فقط از آنِ مکان‌های از پیش تأییدشده است، یا می‌تواند در جایی شکل بگیرد که جامعه آن را طرد کرده است؟ صومعه‌سرا نه یک مکان مقدس، بلکه یک ادعای مقدس‌بودن است؛ ادعایی که جامعه آن را برنمی‌تابد. این نام‌گذاری، اثر را از یک درام اجتماعی ساده به سطحی استعاری ارتقا می‌دهد.

«صومعه‌سرا» در ژانر درام اجتماعی قرار می‌گیرد، اما ساختار روایی آن به سمت درام آیینی متمایل است. برگزاری روضه، یک کنش آیینی است که شخصیت اصلی برای بازتعریف هویت خود برمی‌گزیند. فیلم از الگوی کلاسیک «قربانی‌ای که به دنبال رستگاری است» پیروی می‌کند، اما رستگاری را نه در بخشش بیرونی، بلکه در بازپس‌گیری حقِ برگزاری آیین جستجو می‌کند. ورود مأمور ثبت احوال و طرح مسئله شناسنامه برای پسرِ بدون هویت مهناز، این کنش آیینی را به یک مطالبه حقوقی پیوند می‌زند؛ مادر می‌خواهد برای فرزندش هویت بسازد، همان‌طور که می‌خواهد برای خودش حیثیت آیینی بسازد. این پیوند، اثر را از یک ملودرام صرفاً احساسی جدا می‌کند.

«صومعه سرا»؛ قداستی که در حاشیه شکل می‌گیرد

انتخاب سکانس‌پلان (لانگ‌تک بدون کات) در یک فیلم کوتاه ایرانی، تصمیمی پرهزینه و پرخطر است، اما در «صومعه‌سرا» این انتخاب، کارکردی فراتر از نمایش مهارت تکنیکی دارد. وقتی دوربین در یک پیوستار زمانی، از اتاق‌های خانه به حیاط و از چهره مهناز به واکنش اهالی حرکت می‌کند، مرز میان فضای خصوصی و عمومی را از بین می‌برد. همان‌طور که جامعه وارد حریم خانه مهناز می‌شود تا مانع برگزاری روضه شود، دوربین نیز با قطع نشدن، این نفوذ را بازتولید می‌کند. سکانس‌پلان اینجا ابزار انسداد روایی است؛ تماشاگر نمی‌تواند از تنش فرار کند، همان‌طور که مهناز نمی‌تواند از قضاوت جامعه بگریزد.

نورپردازی و طراحی صحنه در خدمت ساخت بافتِ حاشیه هستند. خانه مهناز نه لوکس است و نه به‌طرز اغراق‌آمیزی فقیرانه؛ بلکه فضایی است با بافتِ کهنگی، پرده‌های تیره و نورهای کم‌جان که حس «زندگیِ سپری‌شده» را منتقل می‌کند. طراحی صحنه با قرار دادن عناصر مذهبی (پرچم، علم، پارچه‌های عزا) در کنار اشیای روزمره همان خانه، همزیستی مقدس و غیرمقدس را ملموس می‌کند. این همزیستی، همان پارادوکس «صومعه‌سرا» را در سطح بصری تکرار می‌کند.

بازی‌ها در حد استانداردهای فیلم کوتاه قابل قبول‌اند. نقش مهناز نیازمند طیفی از انفعال، اصرار و فروپاشی است و بازیگر توانسته است این طیف را بدون اغراق حفظ کند. ضعف‌های جزئی در برخی واکنش‌های فرعی، در برابر انسجام کلی اثر قابل اغماض است.

«صومعه‌سرا» فیلمی است که با ایده مرکزی قدرتمند و انتخاب فرمی جسورانه، از دام کلیشه‌های سینمای اجتماعی ایران فاصله می‌گیرد. پالیزبان نشان می‌دهد که به مفاهیم قدرت و تقدس، نگاهی پژوهشی دارد و اگر این دقت مفهومی با تجربه بیشتری در هدایت بازیگر و کنترل ریتم سکانس‌پلان همراه شود، می‌تواند به یکی از صداهای متمایز نسل تازه فیلمسازان کوتاه ایران تبدیل شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405072702788
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha