پروانه عسگری، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا درباره اهمیت تاریخ شفاهی عنوان کرد: تاریخ شفاهی تنها راهی برای شناخت گذشته نیست، بلکه ابزاری ارزشمند برای معرفی عمیقتر جاذبههای تاریخی به گردشگران و انتقال هویت فرهنگی سلطانیه به نسلهای آینده است.
مرمتگر پیشکسوت گنبدسلطانیه افزود: سلطانیه یکی از مهمترین شهرهای تاریخی استان زنجان است که ظرفیتهای ارزشمند آن تنها به آثار تاریخی شناختهشده محدود نمیشود. این شهرستان در طول قرنها، شاهد رویدادهای تاریخی، تحولات اجتماعی و فرهنگی و شکلگیری سنتها و روایتهایی بوده است که هرکدام بخشی از هویت آن را تشکیل میدهند.
او بیان کرد: وقتی از سلطانیه صحبت میکنیم، در وهله نخست گنبد سلطانیه به ذهن میآید؛ بنایی باشکوه که جایگاه ویژهای در تاریخ معماری ایران و جهان دارد. در کنار آن، آرامگاه ملاحسن کاشی، آرامگاه چلبیاوغلی، معبد تاریخی داشکسن، چمن سلطانیه، بافت تاریخی و تپههای تاریخی منطقه نیز هرکدام بخشی از پیشینه این سرزمین را روایت میکنند.
رئیس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان سلطانیه گفت: اما در کنار اطلاعاتی که درباره این آثار در منابع مکتوب و پژوهشهای تاریخی ثبت شده است، روایتهای فراوانی وجود دارد که در حافظه مردم، خانوادهها و افراد پیشکسوت باقی ماندهاند. خاطرات مرتبط با بناها، شیوه زندگی مردم در گذشته، چگونگی استفاده از فضاهای تاریخی، رویدادهای محلی و حتی داستانهایی که نسل به نسل منتقل شدهاند، میتوانند دریچههای تازهای برای شناخت تاریخ سلطانیه بگشایند.
او گفت: بخشی از این روایتها در کتابها و اسناد موجود است، اما بخشی دیگر هنوز بهصورت علمی ثبت و ضبط نشده و برای حفظ آنها باید برنامهریزی جدیتری انجام دهیم.
رئیس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان سلطانیه گفت: زیرا تاریخ شفاهی فرصتی است تا آنچه در حافظه انسانها باقی مانده، به بخشی از اسناد قابل نگهداری و مطالعه تبدیل شود. ما با افرادی روبهرو هستیم که سالها در کنار آثار تاریخی زندگی کردهاند، تجربههای ارزشمندی دارند و روایتهایی را از پدران و مادران خود شنیدهاند که شاید در هیچ کتابی نوشته نشده باشد.
عسگری افزود: اگر امروز برای ثبت این روایتها اقدام نکنیم، ممکن است با گذشت زمان، بخشی از این اطلاعات برای همیشه از دست برود. خاطرات افراد پیشکسوت، تجربه استادکاران سنتی، روایتهای مرتبط با مرمت بناها و داستانهای محلی، سرمایههایی هستند که نمیتوان برای حفظ آنها منتظر ماند.
مرمت پیشکسوت شهرستان سلطانیه گفت: داستانهای سلطانیه نباید در سینهها باقی بمانند. این داستانها باید شنیده شوند، ثبت شوند و در قالب اسناد صوتی، تصویری و مکتوب برای نسلهای بعد باقی بمانند.
او خاطرنشان کرد: تاریخ شفاهی نیاز امروز و ضرورت فرداست. امروز به این روایتها نیاز داریم تا گذشته خود را دقیقتر بشناسیم و فردا به آنها نیاز خواهیم داشت تا فرزندانمان بدانند این سرزمین چه پیشینهای داشته، چه مردمانی در آن زندگی کردهاند و چگونه آثار و سنتهای آن به امروز رسیده است.
رئیس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان سلطانیه برای ثبت تاریخ شفاهی سلطانیه خاطرنشان کرد: در گام نخست باید راویان و منابع شفاهی را شناسایی کنیم. سالمندان، پژوهشگران محلی، افراد آشنا با تاریخ منطقه، استادکاران، فعالان حوزه میراثفرهنگی و کسانی که سالها در مجاورت آثار تاریخی زندگی یا فعالیت کردهاند، میتوانند منابع ارزشمندی برای این کار باشند.
او بیان کرد: موضوعات نیز باید متناسب با ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی شهرستان انتخاب شوند. تاریخ اجتماعی سلطانیه، خاطرات مرتبط با گنبد سلطانیه و دیگر بناهای تاریخی، روایتهای مربوط به محوطههای باستانی، آیینها و سنتهای محلی، شیوههای زندگی گذشته، مشاغل سنتی و خاطرات مرتبط با فعالیتهای حفاظتی و مرمتی، از جمله موضوعاتی هستند که قابلیت ثبت و مستندسازی دارند.
مرمتگر باسابقه آثار تاریخی استان زنجان و رئیس اداره میراثفرهنگی شهرستان سلطانیه افزود: ممکن است فردی سالها در نزدیکی یک بنای تاریخی زندگی کرده باشد و اطلاعاتی درباره وضعیت گذشته آن، تغییرات محیط اطراف یا خاطراتی از فعالیتهای مرمتی داشته باشد.
او بیان کرد: از سوی دیگر، بازدیدکنندگان با آشنایی نزدیکتر با فرایند مرمت، اهمیت حفاظت از میراث تاریخی را بهتر درک میکنند. گاهی توضیح یک استادکار درباره شیوه اجرای یک فن سنتی یا تشریح یک اقدام حفاظتی، برای شنونده بسیار جذابتر از اطلاعات کلی و تکراری است.
عسگری افزود: البته باید توجه داشت که بازدید از کارگاههای مرمتی تابع ضوابط حفاظتی و ایمنی است و مستندسازی نیز باید با هماهنگی کارشناسان مسئول انجام شود. هدف این است که ضمن حفاظت از اثر، دانش و تجربه متخصصان نیز به شکلی صحیح ثبت و منتقل شود.
رئیس اداره میراثفرهنگی شهرستان سلطانیه گفت: نخستین گام، شناسایی ظرفیتها و تهیه فهرستی از موضوعات و راویان اولویتدار است. پس از آن، باید با همکاری پژوهشگران، دانشگاهها، فعالان فرهنگی و افراد آشنا با تاریخ منطقه، برنامهای مشخص برای انجام مصاحبهها تدوین شود.
او بیان کرد: ضروری است که مصاحبهها با تجهیزات مناسب صوتی و تصویری ضبط شوند و متن آنها پس از پیادهسازی و بررسی، در آرشیوی منظم نگهداری شود. ثبت مشخصات راوی، زمان و مکان مصاحبه، موضوع روایت و اسناد مرتبط نیز اهمیت زیادی دارد.
رئیس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان سلطانیه افزود: همچنین باید برای نگهداری بلندمدت فایلها، تهیه نسخه پشتیبان و تعیین ضوابط دسترسی و انتشار محتوا برنامهریزی شود. دریافت رضایت راویان و رعایت حقوق آنان نیز از اصول اساسی این فرایند است.
او افزود: در کنار این اقدامات، میتوان از ظرفیت راهنمایان گردشگری، انجمنهای فرهنگی، مراکز دانشگاهی و علاقهمندان محلی استفاده کرد.
عسگری بیان کرد: مشارکت مردم اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا بسیاری از روایتها تنها زمانی در دسترس قرار میگیرند که افراد محلی به ارزش خاطرات خود پی ببرند و بدانند که تجربههایشان بخشی از میراث فرهنگی منطقه است. بهتدریج، با گردآوری و دستهبندی این اطلاعات، میتوان مجموعهای از روایتهای مستند سلطانیه را برای استفاده پژوهشگران، راهنمایان گردشگری، مراکز آموزشی و علاقهمندان فراهم کرد. سلطانیه تنها مجموعهای از آثار تاریخی نیست؛ سرزمینی است که خاطرات، تجربهها، آیینها و روایتهای مردم آن نیز بخشی از میراث ارزشمندش را تشکیل میدهند.
مرمتگر پیشکسوت گنبد سلطانیه بیان کرد: اگر میخواهیم این میراث را برای نسلهای آینده حفظ کنیم، باید به سراغ کسانی برویم که این خاطرات را در سینه دارند، به روایتهایشان گوش بسپاریم و آنها را با روشهای علمی ثبت و مستند کنیم. داستانهایی که امروز ثبت میشوند، فردا میتوانند به منابعی ارزشمند برای شناخت تاریخ، تقویت هویت فرهنگی و معرفی بهتر جاذبههای گردشگری تبدیل شوند.
عسگری افزود: تاریخ شفاهی نیاز امروز و ضرورت فرداست؛ داستانهای سلطانیه نباید در سینهها باقی بمانند. باید آنها را ثبت کنیم تا نسلهای آینده نیز فرصت شنیدن، شناختن و بازشناختن گذشته پرافتخار این سرزمین را داشته باشند. شاید این اطلاعات بهتنهایی یک سند تاریخی کامل نباشد، اما در کنار اسناد مکتوب، عکسهای قدیمی و یافتههای پژوهشی میتواند به شناخت دقیقتر گذشته کمک کند.
او گفت: نکته مهم این است که مصاحبههای تاریخ شفاهی باید با روش علمی انجام شوند. لازم است پرسشها هدفمند باشند، روایتها بهدقت ضبط شوند، اطلاعات تکمیلی گردآوری شود و در صورت امکان، مطالب با منابع دیگر تطبیق داده شوند. هدف، ثبت دقیق روایتهاست؛ نه اینکه هر داستان محلی بدون بررسی بهعنوان یک واقعیت قطعی تاریخی معرفی شود.
رئیس اداره میراثفرهنگی شهرستان سلطانیه درباره ظرفیتهای گنبد سلطانیه و دیگر آثار تاریخی برای شکلگیری روایتهای شفاهی گفت: هر اثر تاریخی، علاوه بر ارزش معماری و باستانشناختی، میتواند حامل روایتهایی درباره انسانها، رویدادها و شیوههای زندگی در دورههای مختلف باشد.
او بیان کرد: گنبد سلطانیه، بهعنوان یکی از برجستهترین آثار تاریخی ایران، ظرفیت گستردهای برای روایتگری دارد. تاریخ ساخت بنا، ویژگیهای معماری، تزئینات، مطالعات و اقدامات حفاظتی و مرمتی آن، موضوعاتی هستند که میتوانند از زوایای مختلف برای مخاطبان تشریح شوند.
عسگری افزود: در کنار آن، آرامگاه ملاحسن کاشی، آرامگاه چلبیاوغلی و معبد تاریخی داشکسن نیز هرکدام دارای پیشینه و ویژگیهای خاص خود هستند. در مورد این آثار، باید میان اطلاعات مستند تاریخی و روایتهایی که در حافظه محلی باقی ماندهاند، ارتباطی علمی برقرار کنیم تا تصویری کاملتر از جایگاه آنها در تاریخ منطقه ارائه شود.
رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان سلطانیه افزود: چمن سلطانیه و تپههای تاریخی نیز اهمیت ویژهای دارند. این محوطهها صرفاً فضاهایی برای بازدید نیستند؛ بلکه بخشی از تاریخ شکلگیری و تحول منطقه را در خود جای دادهاند.
او گفت: ثبت خاطرات مرتبط با تغییرات محیطی، فعالیتهای پژوهشی، کشفیات، حفاظت از محوطهها و تجربه افرادی که در این حوزهها فعالیت داشتهاند، میتواند به تکمیل اطلاعات موجود کمک کند.
عسگری خاطرنشان کرد: تاریخ شفاهی باید در کنار مطالعات تاریخی، باستانشناسی و مستندات علمی قرار گیرد و به غنای آنها بیفزاید.
او بیان کرد: گردشگری فرهنگی زمانی عمیقتر و ماندگارتر میشود که بازدیدکننده بتواند با داستان و هویت یک مکان ارتباط برقرار کند. گردشگر هنگام بازدید از یک بنای تاریخی، تنها به مشاهده دیوارها، گنبدها و تزئینات علاقهمند نیست؛ او میخواهد بداند این بنا چگونه شکل گرفته، چه جایگاهی در زندگی مردم داشته و چه روایتهایی پیرامون آن وجود دارد.
رئیس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان سلطانیه افزود: وقتی راهنمای گردشگری بتواند اطلاعات مستند تاریخی را با روایتهای معتبر و ثبتشده محلی همراه کند، تجربه بازدید برای گردشگر جذابتر خواهد شد. البته روایتها باید با دقت و مسئولیتپذیری انتخاب شوند و میان واقعیتهای تاریخی و داستانهای شفاهی تمایز روشنی وجود داشته باشد.
او گفت: روایتهای مرتبط با آثار سلطانیه پس از ثبت و بررسی، در قالب مجموعههای مکتوب، فایلهای صوتی، مستندهای کوتاه و محتوای چندرسانهای در اختیار راهنمایان گردشگری و مراکز معرفی آثار قرار گیرند.
عسگری بیان کرد: تصور کنید گردشگری در کنار یکی از آثار تاریخی سلطانیه، علاوه بر شنیدن توضیحات علمی درباره معماری و پیشینه آن، با خاطرات مستند یک استادکار مرمت، روایت یک پژوهشگر یا داستانی محلی که با برچسب مشخص «روایت شفاهی» معرفی شده است نیز آشنا شود. چنین تجربهای میتواند ارتباط او را با مقصد عمیقتر کند و زمینه شناخت بهتر فرهنگ بومی را فراهم آورد.
او گفت: داستانها، پیشینه ها، فرهنگها و تجربهها باید به گردشگران گفته شوند؛ اما پیش از آن، باید آنها را بهدرستی گردآوری، ثبت، بررسی و حفظ کنیم.
رئیس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی کارگاههای مرمتی چه جایگاهی در ثبت و انتقال تاریخ شفاهی دارند افزود: کارگاههای مرمتی از جمله فضاهایی هستند که میتوانند برای مخاطبان بسیار آموزنده و جذاب باشند. در جریان مرمت یک اثر تاریخی، مجموعهای از دانشها، تجربهها و مهارتهای تخصصی به کار گرفته میشود که بخشی از آنها حاصل سالها فعالیت و تجربه استادکاران و کارشناسان است.
او بیان کرد: توضیحات کارشناسان درباره شیوههای مرمت، مصالح مورد استفاده، فنون سنتی، دشواریهای حفاظت از بنا و تصمیمهای تخصصی در جریان عملیات، میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره تاریخ حفاظت از آثار در اختیار ما قرار دهد.
عسگری افزود: اگر این تجربهها بهصورت هدفمند ثبت شوند، در آینده برای پژوهشگران، دانشجویان و متخصصان مرمت نیز قابل استفاده خواهند بود.
انتهای پیام/
نظر شما