علی بهنیا، معاون میراثفرهنگی استان کردستان در یادداشتی نوشت: میراثفرهنگی هر سرزمین، تنها به بناها، محوطههای تاریخی و آثار بهجامانده از گذشته محدود نمیشود، بلکه خاطرات مردم، شیوههای زندگی، آیینها، دانشهای بومی و تجربههایی را نیز دربرمیگیرد که نسلبهنسل منتقل شدهاند؛ استان کردستان با برخورداری از پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی، ظرفیتهای ارزشمندی در این زمینه دارد که شناسایی، مستندسازی و پاسداری از آنها، مستلزم توجه همزمان به میراث ملموس و ناملموس است.
در این میان، تاریخ شفاهی یکی از ابزارهای مهم برای شناخت ابعاد کمتر شناختهشده تاریخ اجتماعی و فرهنگی به شمار میرود. ثبت خاطرات و تجربههای زیسته افراد، در کنار اسناد مکتوب و شواهد باستانشناختی، امکان دستیابی به تصویری جامعتر از گذشته را فراهم میکند؛ تصویری که علاوه بر معرفی آثار تاریخی، به نقش آنها در زندگی مردم، خاطرات شکلگرفته پیرامون آنها و ارزشهایی میپردازد که موجب ماندگاریشان شده است.
منظر فرهنگی هورامان/اورامانات که در سال ۲۰۲۱ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید، نمونهای برجسته از پیوند میان طبیعت، معماری، دانش بومی و شیوه زندگی مردم است؛ این منظر فرهنگی در استانهای کردستان و کرمانشاه گسترده شده و معماری پلکانی، باغداری در زمینهای شیبدار، دامداری، کوچ فصلی و تداوم شیوههای سنتی زندگی از ویژگیهای شاخص آن به شمار میرود.
شناخت جامع این میراث جهانی، تنها با مطالعه بناها، ساختار روستاها و مسیرهای تاریخی امکانپذیر نیست. خاطرات سالمندان درباره شیوههای ساختوساز، مدیریت آب و زمین، کشاورزی و دامداری سنتی و تجربه کوچهای فصلی، بخشی از اطلاعات ارزشمندی است که در کنار مطالعات تخصصی، به شناخت بهتر ارزشهای فرهنگی هورامان کمک میکند.
از این منظر، ثبت تاریخ شفاهی باید بخشی از رویکرد جامع حفاظت از هورامان باشد؛ رویکردی که در آن، صیانت از بناها و ساختار تاریخی سکونتگاهها با پاسداشت دانشها، مهارتها و سنتهای زنده مردم همراه شود.
بناهای تاریخی سنندج، از جمله عمارت آصف، عمارت خسروآباد و عمارت سالار سعید، از ظرفیتهای مهم پژوهشی در حوزه تاریخ و فرهنگ استان برخوردارند؛ این آثار را میتوان از منظر معماری، فنون ساخت، تزئینات و ارزشهای تاریخی بررسی کرد، اما تاریخ شفاهی امکان شناخت ابعاد دیگری از پیشینه و جایگاه اجتماعی آنها را نیز فراهم میسازد.
خاطرات افرادی که در گذشته با این بناها، محلههای پیرامونی یا کارکردهای اجتماعی و فرهنگی آنها ارتباط داشتهاند، میتواند اطلاعاتی درباره تحولات بافت شهری، شیوه زندگی، مناسبات اجتماعی و دگرگونیهای فرهنگی سنندج در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
همچنین گفتوگو با استادکاران، مرمتگران و صنعتگران آشنا با فنون سنتی، فرصتی برای ثبت دانشهای فنی و تجربههایی فراهم میکند که ممکن است در گذر زمان و با کاهش شمار افراد برخوردار از این مهارتها، در معرض فراموشی قرار گیرند.
البته روایتهای شفاهی باید در کنار اسناد تاریخی، پروندههای ثبتی و مطالعات کارشناسی بررسی شوند تا ضمن حفظ ارزش خاطرات فردی، زمینه شناخت دقیقتر پیشینه و ارزشهای آثار تاریخی فراهم شود.
اهمیت تاریخ شفاهی زمانی بیشتر آشکار میشود که به میراث ناملموس کردستان توجه کنیم؛ میراثی که در مهارتها، آیینها، بازیهای بومی، شیوههای تهیه خوراک و دانشهای سنتی مردم تجلی یافته است.
در آذرماه ۱۴۰۰، ۱۰ عنصر از میراث ناملموس استان کردستان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید که از جمله آنها میتوان به معماری خشکهچین هورامان، رسم جمعانه در هورامان، شیوه تهیه آش آیینی هلوشین، شیوه تهیه نان گیتهمژگی، مهارت ساخت شانه چوبی، مهارت ساخت لتری یا دوک نخریسی، شیوه ساخت تسبیح ون و بازیهای بومی قولان و خلیران اشاره کرد.
این عناصر نشان میدهند که میراثفرهنگی تنها در بناها و اشیای تاریخی خلاصه نمیشود، بلکه دانش، مهارت، آیین و تجربه انسانها نیز بخش جداییناپذیر آن است.
برای نمونه ثبت روایت استادکاران درباره معماری خشکهچین، شناخت ما را از شیوه انتخاب مصالح، فنون ساخت و انتقال دانش فنی افزایش دهد. همچنین گفتوگو با حاملان آیینهای محلی، زمینه شناخت بهتر معنا، کارکرد و تحولات این سنتها را در گذر زمان فراهم میکند.
در این مسیر، توجه به صدای حاملان اصلی میراث اهمیت ویژهای دارد؛ افرادی که دانش و تجربه خود را از طریق خانواده، جامعه محلی و نظام استاد و شاگردی آموخته و منتقل کردهاند. مستندسازی روایتهای آنان، در کنار ثبت تصویری و پژوهشهای مردمنگارانه، میتواند به حفظ و انتقال این سرمایه فرهنگی به نسلهای آینده کمک کند.
یکی از ضرورتهای مهم در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی استان، ایجاد و تقویت آرشیوی منظم، علمی و قابل اتکا از روایتهای تاریخی و فرهنگی کردستان است. چنین آرشیوی میتواند شامل مصاحبههای صوتی و تصویری با راویان محلی، خاطرات مرتبط با آثار تاریخی، روایت استادکاران و مرمتگران، تجربه هنرمندان و پیشهوران، آیینهای بومی و دانشهای سنتی باشد.
تحقق این هدف، مستلزم همکاری ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان کردستان با دانشگاهها، مراکز اسنادی، کتابخانهها، انجمنهای فرهنگی، پژوهشگران و رسانهها است.
تدوین چارچوب علمی برای انجام مصاحبهها، ثبت مشخصات راویان، مستندسازی زمان و مکان روایت، نگهداری امن فایلها و رعایت حقوق مادی و معنوی صاحبان خاطرات، از جمله الزامات این فرایند است.
همچنین ضروری است روایتهای ثبتشده، تا حد امکان، به پروندههای مرتبط با آثار تاریخی و عناصر میراث ناملموس پیوند داده شوند تا امکان بهرهگیری از آنها در مطالعات تاریخی، برنامههای حفاظتی و مرمتی، فعالیتهای آموزشی و طرحهای فرهنگی فراهم شود.
در عین حال، باید توجه داشت که خاطرات افراد بازتاب تجربهها و برداشتهای شخصی آنان است و ممکن است تحت تاثیر گذر زمان تغییر کند. ازاینرو، اعتبار علمی تاریخ شفاهی به رعایت اصولی همچون امانتداری، رضایت آگاهانه راویان، ملاحظات اخلاقی و تطبیق روایتها با اسناد و شواهد مکمل وابسته است.
تاریخ شفاهی علاوه بر کارکرد پژوهشی و حفاظتی، میتواند در معرفی میراث فرهنگی کردستان به جامعه و گردشگران نیز موثر باشد. روایتهای مستند از زندگی مردم، پیشینه محلههای تاریخی، خاطرات مرتبط با بناها، آیینهای بومی و تجربه استادکاران سنتی، امکان معرفی میراث را فراتر از ارائه اطلاعات عمومی فراهم میکند و زمینه ارتباط عمیقتر مخاطبان با ارزشهای انسانی و فرهنگی هر اثر را به وجود میآورد.
با این حال، بهرهگیری از این ظرفیت نباید تنها به تولید محتوای تبلیغاتی محدود شود. ثبت علمی، حفظ اصالت روایتها و صیانت از حقوق راویان باید در اولویت قرار گیرد تا استفاده فرهنگی و گردشگری از این منابع، بر پایه اطلاعات معتبر و با احترام به جامعه محلی انجام شود.
تاریخ شفاهی کردستان را باید مکملی ارزشمند برای حفاظت از میراث تاریخی و فرهنگی استان دانست؛ رویکردی که میان آثار ملموس، میراث ناملموس و حافظه جمعی مردم پیوند برقرار میکند. بناهای تاریخی، منظرهای فرهنگی، مهارتهای سنتی و آیینهای بومی، هر یک بخشی از هویت این سرزمین را بازتاب میدهند و روایتهای مردمی میتوانند به شناخت عمیقتر این پیوندها کمک کنند.
مسئولیت حوزه میراثفرهنگی تنها حفاظت از آن چیزی نیست که از گذشته بهصورت فیزیکی باقی مانده است، بلکه ثبت و انتقال دانشها، خاطرات و تجربههایی را نیز شامل میشود که به این آثار معنا میبخشند.
ازاینرو توجه نظاممند به تاریخ شفاهی، ثبت روایت راویان محلی و پیوند دادن این روایتها با پروندههای آثار ثبتشده، ضرورتی فرهنگی و پژوهشی برای کردستان است؛ ضرورتی که میتواند در کنار اقدامات حفاظتی و مرمتی، به پاسداری ماندگار از سرمایه تاریخی و فرهنگی استان و انتقال آن به نسلهای آینده کمک کند.
انتهای پیام/

نظر شما