تاج‌ها؛ زبان نمادین سرپوش شاهی

محمدخلیل (رضا) محمودی، کارشناس ارشد باستان‌شناسی و مدیر داخلی مجموعه میراث جهانی بیشاپور در یادداشتی نوشت: در هنر ساسانی، تاج وسیله‌ای بسیار فراتر از یک تزئین است؛ نشانه‌ هویت پادشاه و بیانگر پیوند او با ایزدان. مهم‌ترین ویژگی در بررسی تاج‌های ساسانی آن است که هر شاه تاجی ویژه‌ی خود داشت که برای او طراحی می‌شد و به همین سبب، تاج مهم‌ترین ابزار شناسایی شاه در نقش‌برجسته‌هاست. البته بنا بر شواهد و متون تاریخی، برخی شاهان بیش از یک نوع تاج داشتند و شاهان بعدی گاه تاج‌های پیشین را تکرار می‌کردند.

اردشیر، نخستین پادشاه ساسانی که پیش از آن در دولت اشکانی بر پارس حکومت می‌کرد و تاجی مختص به خود داشت، با رسیدن به رأس قدرت نشانه‌های تاج‌های پارتی را کنار گذاشت و با رویکردی به نیاکان خود، الگوی تاج‌های هخامنشی را جایگزین ساخت.

شاپور، دومین پادشاه ساسانی و شاهی مقدر، تاجی کنگره‌دار برگزید که یادگار سنت هخامنشی بود و در تاج او گویی نسبتاً بزرگ به نام «کُریمبوس» به‌عنوان یکی از شاخصه‌ها جای گرفته بود.

جالب توجه است که در مجسمه‌ عظیم شاپور اول در غار شاپور  نزدیک تنگ چوگان، در ارتفاع ۸۰۰ متری و در دو سوم بالایی کوه  این گوی دیده نمی‌شود و حتی اگر هنگام ساخت مجسمه وجود داشته (که به احتمال قوی چنین بوده)، در دوره‌ای که مجسمه تا دهه‌ی سی شمسی واژگون افتاده بود، نه اثری از آن برجا ماند و نه متون برجای‌مانده از زمان برافراشته شدن مجدد، ذکری از آن کرده‌اند.

کُریمبوس در اصل به معنای «خوشه»، «گره» یا «گوی بالای سر» است. در پژوهش‌های ساسانی‌شناسی، این اصطلاح را برای توده‌ای گرد از موی گردآمده بر فرق سر به کار می‌برند؛ توده‌ای که یا از موی طبیعی شاه بود یا با موی مصنوعی کامل می‌شد، اغلب آن را با پارچه‌ای نازک و ابریشمین می‌پوشاندند و با نوار یا دیهیم می‌بستند. در نقش‌برجسته‌ها، سکه‌ها و مهرها، این گوی به شکل برآمدگی کُروی بالای تاج یا کلاه دیده می‌شود.

در نگاره‌های شاهی ساسانی، همه‌چیز بر محور «سر» می‌چرخد؛ جایی که تاج می‌نشیند و شکوه و جَلال می بخشد و بر بالای این سر، گویی خاموش اما پرمعنا برمی‌خیزد: کُریمبوس. این گوی تنها آرایشی ساده نیست؛ زبانی است در سکوت. گردی آن یادآور خورشید و کمال آسمانی است، پارچه‌اش نشان‌دهنده‌ی شکوه و پیوند با جهان تِجارت، و موی نَهفته در آن ،یادگار باورهای کُهن درباره‌ی نیروی نهان جسم شاه. شاهان ساسانی، از اَردشیر نخستین تا جانشینان او، با نشاندن این گوی بر فرق خویش، میراث اَشکانی و یونانی‌مآبی را به زبانی تازه و ایرانی بازگفتند.

در سنگ‌نگاره‌های تنگ چوگان، آنجا که بزرگی و جاودانگی حکومت ساسانی نشانده شده است،کُریمبوس همچون نقطه‌ای بر انتهای جمله، معنای قدرت را کامل می‌کند.

بهرام اول نیز از تاج ویژه‌ی خود برخوردار بود؛ تاجی با پرتوهای خورشیدی میترا که با نمادی اِیزدی همراه است و دیهیم بلند و کریمبوس را با خود دارد. این الگو نشان می‌دهد که تاج‌های نخستین ساسانی ساده بوده‌اند. بهرام دوم نیز که در نقوش برجسته‌ی تنگ چوگان حجاری شده  تاجی بالدار برگزید که نشان از بال‌های عقاب داشت؛ بال در اینجا نماد پیروزی است.

 تاج بهرام دوم در سِکه‌ها و نقوش دیگر نیز به همین شکل و با همین نماد بازتاب یافته است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405080900571
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha