جواد خلج، مدیرعامل اتحادیه موسسات و تشکلهای قرآنی البرز در یادداشتی نوشت: زمین در فرهنگ قرآنی نشانهای از آفرینش، مظهر رحمت و امانتی در دست انسان است. دانهای که در خاک پنهان میشود، بارانی که زمین تشنه را جان میبخشد، درختی که ریشه میدواند و میوهای که پس از ماهها انتظار به بار مینشیند، هرکدام روایتی از پیوند انسان با طبیعت و حکمت آفرینشاند. قرآن کریم بارها انسان را به دیدن، اندیشیدن و تأمل در همین جلوههای بهظاهر ساده فرامیخواند؛ جلوههایی که در زندگی روزمره ما حضور دارند، اما ظرفیت فرهنگی و گردشگری آنها کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
اکنون میتوان پرسشی جدی را پیش روی متولیان فرهنگ و گردشگری کشور قرار داد: چرا با وجود این همه آموزه قرآنی درباره کشاورزی، باغداری، آب، درختان، گیاهان و میوهها، هنوز نتوانستهایم از این گنجینه معنوی، الگویی منسجم برای توسعه گردشگری فرهنگی، کشاورزی و روستایی خلق کنیم؟ آیا نمیتوان آیات مربوط به رویش و برکت را به تجربهای زنده تبدیل کرد؛ تجربهای که هم گردشگر را با فرهنگ و طبیعت آشتی دهد، هم به اقتصاد روستا کمک کند و هم میراث معنوی و کشاورزی ایران را دوباره در کانون توجه قرار دهد؟
قرآن؛ کتابی برای خواندن طبیعت
در قرآن کریم، طبیعت جهانی سرشار از نشانه است که انسان را به شناخت و مسئولیت دعوت میکند. یکی از روشنترین نمونهها را میتوان در آیات ۲۴ تا ۳۲ سوره عبس دید؛ جایی که خداوند انسان را به تأمل در غذای خود فرامیخواند و از فرودآمدن آب، شکافتهشدن زمین، رویش دانهها، انگور، سبزیها، زیتون، نخل، باغهای انبوه، میوهها و چراگاهها سخن میگوید. این آیات، تصویری شگفت از زنجیره حیات و برکت زمین ترسیم میکند؛ تصویری که بهتنهایی میتواند الهامبخش یک مسیر گردشگری باشد.
در آیه ۹۹ سوره انعام، از رویش گیاهان، خوشههای بههمپیوسته، باغهای انگور، زیتون و انار سخن به میان آمده و انسان به مشاهده میوهها هنگام رسیدن و پختگی دعوت شده است. آیه ۱۱ سوره نحل نیز از زراعت، زیتون، نخل، انگور و انواع میوهها یاد میکند. سوره تین با سوگند به انجیر و زیتون آغاز میشود و در سوره واقعه، آیه ۲۹، از «طلح منضود» یاد شده که در ترجمههای رایج به موز خوشهچیده یا انباشته تفسیر میشود. همچنین در آیه ۶۱ سوره بقره نام خیار، سیر، عدس و پیاز آمده است.
اما نگاه قرآن به کشاورزی تنها به معرفی محصولات و نعمتهای زمین محدود نمیشود. در آیات ۶۳ تا ۶۵ سوره واقعه، پرسشی تأملبرانگیز مطرح میشود: آیا به آنچه میکارید اندیشیدهاید؟ آیا شما آن را میرویانید یا ما رویاندهایم؟ این پرسش، انسان را به درک جایگاه خود در چرخه آفرینش فرامیخواند؛ انسانی که میکارد، تلاش میکند و بهره میبرد، اما باید بداند که حیات و رویش فراتر از اراده و توان اوست.
از سوی دیگر، آیه ۱۴۱ سوره انعام، ضمن اشاره به باغها، نخلها، کشتزارها، زیتون و انار، بر پرداخت حق محصول در روز برداشت و پرهیز از اسراف تأکید میکند. در آیه ۳۱ سوره اعراف نیز آمده است: «بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید.» این آموزهها میتواند پشتوانه فرهنگی مهمی برای ترویج کشاورزی مسئولانه، مصرف درست محصولات و حفاظت از منابع طبیعی باشد.
ایران با تنوع اقلیمی، پیشینه دیرپای باغداری و گنجینهای از آیینهای کشاورزی، ظرفیت آن را دارد که این مفاهیم را به یک شبکه گردشگری موضوعی تبدیل کند. از نخلستانهای جنوب تا باغهای انار مرکز کشور، از تاکستانهای غرب و شمالغرب تا باغهای زیتون شمال و زاگرس، هر منطقه میتواند روایت اختصاصی خود را از پیوند انسان و زمین ارائه دهد.
برای نمونه، ساوه با شهرت انار خود میتواند میزبان جشنوارههای ملی باشد. رودبار میتواند زیتون را به محور یک رویداد گردشگری و فرهنگی تبدیل کند. مناطق خرماخیز کرمان، هرمزگان و خوزستان نیز ظرفیت طراحی جشنوارههای نخل و خرما را دارند. در مناطق انگورخیز آذربایجان، همدان و دیگر استانها نیز میتوان جشنوارههایی با محور تاکستان، برداشت محصول و میراث باغداری برگزار کرد.
تصور کنیم گردشگری وارد یک روستای انارخیز شود؛ در باغ قدم بزند، با مراحل کاشت و برداشت آشنا شود، پای صحبت باغداری بنشیند که دانش و تجربه چند نسل را در اختیار دارد، شیوه تهیه رب انار و فرآوردههای محلی را بیاموزد و در کنار آن با آیات مربوط به میوهها و نعمتهای زمین آشنا شود. چنین گردشگری دیگر تنها تماشاگر یک جاذبه طبیعی نیست؛ او با بخشی از زندگی، فرهنگ و باورهای مردم آن منطقه ارتباط برقرار کرده است.
درختکاری؛ عبادتی که به گردشگری معنا میبخشد
در این میان، احادیث نبوی ظرفیت ویژهای برای تعمیق این نگاه دارند. پیامبر اکرم(ص) در روایتی که در صحیح بخاری، حدیث ۲۳۲۰، و صحیح مسلم، حدیث ۱۵۵۲، نقل شده است، میفرمایند: «هر مسلمانی درختی بکارد یا بذری بیفشاند و انسان، پرنده یا حیوانی از آن بخورد، آن عمل برای او صدقه محسوب میشود».
در این نگاه، کاشتن درخت عملی است که ثمره آن میتواند به انسانها و دیگر موجودات زنده برسد و حتی پس از پایان عمر کاشتکننده نیز منشأ خیر باقی بماند. چنین برداشتی میتواند مبنای شکلگیری جشنوارههایی با محور درختکاری و گردشگری سبز، احیای باغهای کهن، کاشت نهال و مشارکت گردشگران در حفاظت از طبیعت باشد.
در حدیثی دیگر، پیامبر(ص) با تأکید بر فضیلت آبادانی زمین و کاشت درخت، به انسان میآموزند که ارزش یک عمل را نباید تنها با سود فوری آن سنجید. این نگرش میتواند در برابر نگاه کوتاهمدت و صرفاً اقتصادی به طبیعت قرار گیرد. از همین رو، یکی از بخشهای جذاب جشنوارههای گردشگری قرآنی میتواند مشارکت گردشگران در کاشت نهال، احیای باغهای قدیمی، آشنایی با گونههای بومی و آموزش روشهای حفاظت از منابع طبیعی باشد. در این صورت، گردشگر به جای آنکه صرفاً مصرفکننده جاذبه باشد، در آبادانی مقصد نیز سهم خواهد داشت.
پیشنهاد یک رویداد ملی؛ ایران، سرزمین آیات و رویش
آنچه ضرورت دارد، تدوین برنامهای ملی با مشارکت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، وزارت جهاد کشاورزی، سازمانهای فرهنگی و قرآنی، دانشگاهها، دهیاریها و جوامع محلی است. پیشنهاد میشود طرحی با عنوان «ایران، سرزمین آیات و رویش» بهعنوان چارچوبی برای برگزاری جشنوارههای منطقهای و ملی تعریف شود.
در این طرح، ابتدا باید اطلس جامعی از گیاهان، میوهها، محصولات کشاورزی و مفاهیم مرتبط با طبیعت در قرآن تهیه شود. این اطلس با همکاری قرآنپژوهان، مفسران، گیاهشناسان، متخصصان کشاورزی و کارشناسان گردشگری شکل بگیرد تا میان آنچه در آیات آمده و آنچه حاصل برداشتهای تفسیری است، تمایز علمی وجود داشته باشد.
سپس هر استان متناسب با محصولات شاخص، ظرفیتهای اقلیمی و میراث بومی خود، میزبان رویدادهایی مانند جشنواره انار، زیتون، خرما، انجیر، انگور، گندم و نان باشد. در کنار این جشنوارهها میتوان مسیرهای گردشگری موضوعی، بازارچههای محصولات محلی، نمایشگاههای صنایعدستی، کارگاههای فرآوری محصولات، برنامههای موسیقی بومی و نشستهای تخصصی درباره کشاورزی و آموزههای قرآنی را طراحی کرد.
ایجاد «مدرسه باغ قرآنی» برای کودکان و نوجوانان نیز میتواند یکی از بخشهای ماندگار این طرح باشد؛ فضایی که در آن کودکان با کاشت بذر، شناخت گیاهان، اهمیت آب و خاک و آیات مرتبط با طبیعت آشنا شوند. آموزش در چنین فضایی از حالت انتزاعی خارج میشود و به تجربهای ملموس و ماندگار تبدیل خواهد شد.
گردشگری قرآنی؛ از پاسداشت میراث تا مسئولیت امروز
کشور ما امروز با چالشهایی مانند کمآبی، فرسایش خاک، تغییرات اقلیمی، تخریب باغهای کهن و دشواریهای معیشتی کشاورزان روبهروست. بنابراین، پیوند آموزههای قرآنی با گردشگری باید به فرصتی برای ترویج کشاورزی پایدار، مدیریت مصرف آب، جلوگیری از اسراف و حمایت از تولیدکنندگان محلی تبدیل شود.
در این مسیر، باید از تبدیل مفاهیم دینی به ابزار تبلیغاتی پرهیز کرد. هر جشنواره لازم است از پشتوانه علمی و تفسیری برخوردار باشد و کشاورزان و مردم محلی نیز در طراحی و منافع اقتصادی آن سهم واقعی داشته باشند. مهمترین دستاورد چنین رویکردی، بازتعریف مفهوم گردشگری است؛ گردشگری برای شناختن، آموختن و مشارکت در حفظ میراث یک سرزمین. باغی که گردشگر در آن قدم میزند، حاصل سالها تلاش یک کشاورز است؛ درختی که میوه میدهد، بخشی از حافظه تاریخی یک روستاست و بذری که در خاک مینشیند، امیدی برای نسل آینده به شمار میرود.
قرآن انسان را به اندیشیدن درباره دانهای که میکارد، آبی که مینوشد و میوهای که بر سفره میگذارد دعوت کرده است. پیامبر اسلام(ص) نیز کاشتن درخت و بهرهمندی دیگران از ثمره آن را صدقه دانستهاند. این دو آموزه، اگر در کنار ظرفیتهای فرهنگی و طبیعی ایران قرار گیرند، میتوانند مبنای شکلگیری الگویی تازه از گردشگری باشند؛ الگویی که در آن معنویت از زندگی جدا نیست، فرهنگ به اقتصاد محلی یاری میرساند و توسعه با حفاظت از طبیعت همراه میشود.
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای محدودکردن آیات طبیعت به تلاوت و نقل در محافل، آنها را به فرصتی برای آبادانی روستاها، احیای باغها، رونق زندگی کشاورزان و معرفی ظرفیتهای کمتر شناختهشده ایران تبدیل کنیم. از دانهای که در خاک مینشیند تا باغی که به مقصد گردشگری بدل میشود، میتوان مسیری ترسیم کرد که در آن آیات قرآن در متن زندگی، فرهنگ و آینده این سرزمین تجربه شوند.
انتهای پیام/
نظر شما